Home » فلسفه » اخلاق و فلسفه اخلاق » بررسی مفهوم خوبی در فلسفه اخلاق – قسمت اول

بررسی مفهوم خوبی در فلسفه اخلاق – قسمت اول

بررسی مفهوم خوبی در فلسفه اخلاق

مفهوم خوبی در فلسفه اخلاق, از جمله مفاهیم اخلاقی است که از دیر باز بر سر معنای آن اختلاف نظر وجود داشته است. مفهوم خوبی در فلسفه اخلاق, در طول تاریخ فلسفه اخلاق، ذهن اندیشمندان این حوزه را به خود مشغول داشته است؛ و هر یک از فلاسفه ای که چنین دغدغهای داشتهاند، سعی کردهاند با توجه به استدلال های خود، معنایی از آن ارائه دهند بر اساس نوع نگاه این فیلسوفان به احکام و مفاهیم اخلاقی، آنها را به شاخه هایی تقسیم کردهاند. طرفداران واقع گرایی اخلاقی، احکام و مفاهیم اخلاقی را دارای واقعیّتی عینی میدانند در حالیکه هواداران ناواقع گرایی, آنها را فاقد چنین عینیّتی میپندارند. امّا اگر همین تقسیمبندی را از جنبهی معرفت شناختی بنگریم (تقریباً) معادل شناخت گرایی, و ناشناخت گرایی, خواهد بود. در این مقاله با اشارهای به سیر تاریخی نظریات مختلف در حوزه‌ی فرااخلاق, کوشیدهایم نگاهی اجمالی به نظریات مختلف در این حوزه داشته باشیم. همچنین دیدگاه جان استوارت میل, را که خوبی را به عنوان لذت یا مطلوب میپندارند بررسی کرده و انتقادات وارد به آن را بیان کنیم. انتقاداتی که مور به این دیدگاه وارد میکند مبتنی است بسیط بودن معنای خوبی و بدین سبب آن را غیر قابل تعریف میداند، همچنین وی « برهان سؤال باز » را برای اثبات اینکه، چنین برداشتی از معنای خوبی یک « مغالطه طبیعت گرایانه » است، بیان میکند. همچنین انتقاد دیگر یه این دیدگاه این است که اگر «خوبی» را معادل «مطلوب» یا «خواستنی» بدانیم، امکان رفعِ اختلاف نظر بین دو نفر و پیش گیری از تناقضگویی در بیانهای یک نفر وجود نخواهد داشت. در پایان نیز نگارنده سعی کرده است نتیجهای از آنچه بیان داشته است اخذ کند.

کلیدواژه: مفهوم خوبی، شناخت گرایی، ناشناخت گرایی، طبیعت گرایی، جان استوارت میل.

.

.

مقدمه

« مفهوم درستی » و « مفهوم خوبی » از جمله مفاهیم اخلاقی هستند که مورد توجه اغلب فیلسوفان اخلاق بوده‌اند و هر یک از فلاسفه تعریفی ازآن ارائه داده‌اند. برخی همچون ناشناخت گرایان, این مفاهیم را غیر قابل تعریف  و بی معنی دانسته و برخی دیگر همچون شناخت گرایان, این مفاهیم اخلاقی, را معنی‌دار و حقیقی می‌دانند. از میان فلاسفه شناخت گرای شهودگرا, برخی همچون «جورج ادوارد مور»[۲]، معتقدند اصلی ترین مفهوم اخلاقی مفهوم خوبی است و « مفهوم درستی» را براساس آن تعریف می‌کرد؛ و برخی دیگر همچون « دابیلو. دی. راس [۳]» ، مفهوم درستی، را بنیادی‌ترین مفهوم اخلاقی را  می‌داند و «خوبی» را بر اساس آن تعریف می‌کند. و در میان فیلسوفان شناخت‌گرای طبیعت‌گرا, نیز برخی همچون جرمی بنتام [۴] و جان استوارت میل [۵] «درستی» را امری اساسی دانسته و آن را بر اساس ,اصل سود, یا اصل فایده, تعریف می‌کنند و برخی دیگر آن را به «پسند اجتماعی» یا «قدرت و ضعف» تاًویل می‌بردند. در این گفتار ما در پی بررسی آراء « جان استوارت میل » در باب مفاهیم اخلاقی «خوبی» و «درستی» خواهیم بود. ضرورت این بحث بدان سبب است که  ,مفهوم خوبی, از اساسی‌ترین و چالش برانگیزترین مفاهیم اخلاقی است. علت اینکه فیلسوفان گوناگون سعی در تبیین مفهوم خوبی داشته‌اند آن است که مفهوم خوبی، مفهومی بنیادین است که داشتن تصوری روشن از آن، کمک بزرگی به حل بسیاری از مسائل و معضلات اخلاقی ما می‌کند.

۱- نگاهی به مفهوم خوبی در فلسفه اخلاق

برای بررسی مفهوم خوبی, در فلسفه اخلاق باید ابتدا به شاخه های مختلف در ,فلسفه اخلاق, توجه داشته باشیم و سپس حوزه های مختلف زیر مجموعه شاخه فرا اخلاق، را مورد بررسی قرار دهیم تا بتوانیم جایگاه بحث ,مفهوم خوبی و بدی, و یا بحث ,مفهوم درستی و نادرستی, را در فلسفه اخلاق مشخص کنیم. فلسفه اخلاق, شامل سه شاخه است: الف) فرااخلاق [۶]  ب) اخلاق هنجاری [۷]  ج) اخلاق کاربردی [۸]. از میان این سه شاخه، فرااخلاق, انتزاعی ترین بخش از فلسفه اخلاق, است که مسائل  تحلیلی در آن بحث می‌شود که خود شامل سه حوزه است:

الف) دلالت شناسی [۹]

ب) وجودشناسی [۱۰]

ج) معرفت شناسی [۱۱] (۱) (البته برخی دو حوزه‌ی مباحث روانشناسی و مباحث منطقی را نیز بدان افزوده‌اند. ولی معروف همان سه حوزه نخست است).

.

۱-۱٫ شناخت گرایی و ناشناخت گرایی در فلسفه اخلاق

بحث و بررسی معنای مفاهیم اخلاقی نظیر خوب و بد در حوزه ,معناشناسی یا دلالت شناسی, قرار می‌گیرد. هوادران واقع گرایی در فلسفه [۱۲] بوده و معتقدند ارزش و لزوم اخلاقی واقعیت دارند و گزاره های اخلاقی واقع نما هستند. و برخی دیگر بالعکس معتقدند ارزش و لزوم اخلاقی غیر واقعی و گزاره‌های اخلاقی نیز غیر واقع‌نما هستند (۲). یا به تعبیر دیگری می‌توان گفت ,واقع گرایی در اخلاق, بدین معناست که خصوصیات سبک اخلاقی [۱۳]، مستقل از فاعل وجود داشته و وجود آنها در عالم خارج و ارتباط آن با خصوصیات سنگین اخلاقی یا خصوصیات ستبر اخلاقی [۱۴] خارج از اراده و میل فاعل اخلاقی است. واقع گرایی و ناواقع گرایی [۱۵]، اخلاقی در حوزه وجودشناسی است و معادل معرفت شناسانه ی این دو می‌توان شناخت گرایی [۱۶] و ناشناخت گرایی [۱۷] نامید. حامیان دیدگاه شناخت گرایی, خود دو دسته‌اند:

الف) طرفداران شناخت گرایی حداکثری, : که قائل به دو اصل هستند. ۱) احکام اخلاقی صدق و کذب پذیرند ۲) صدق آنها را می‌توان به‌وسیله‌ی واقعیت هایی که در دسترس‌اند به دست آورد.

ب) طرفداران شناخت گرایی حداقلی, : که اصل اول شناخت گرایان حداکثری را قبول دارند اما خصوصیات اخلاقی را دارای واقعیتی مستقل از انسان نمی‌دانند یعنی احکام اخلاقی وابسته به ذهنی هستند که آنها را کشف می‌کند. این گروه برای اثبات مدعایشان به تفکیک کیفیات اولیه و ثانویه اشاره می‌کنند. مثلاً اگرچه نمی‌توان به طور بی واسطه تحقق و تعیین رنگ را در عالم خارج یافت و تحقق آن (مثلاً قرمز) وابسته به ذهن ماست اما ما می‌توانیم به نحو معرفت بخشی آن را صادق یا کاذب بدانیم (۳) (به عبارتی یعنی می‌توانیم آن را بشناسیم).

در میان نظریات ناشناخت گرایانه, می‌توان به حامیان نظریه عاطفه گرایی [۱۸] همچون ,سی ال استیونسون, [۱۹] و ,آلفرد جی آیر, [۲۰] اشاره کرد. آیر, گزاره‌ای را که نه تحلیلی باشد (مانند گزاره های ریاضی) و نه قابل تجربه حسی باشد (مانند گزاره‌های علوم تجربی)، بی معنی می‌داند و بر این اساس به نظر وی گزاره های اخلاقی حقیقی نبوده بلکه ,مفهوم نما, هستند. واژه های اخلاقی برای برانگیختن احساسات به کار می‌روند (۴). «الف خوب است» جمله‌ای خبری به معنی موافقت من با الف یا قضیه‌ای راجع به احساسات من نیست بلکه صرفاً وسیله‌ای زبان‌شناختی برای بروز آن شور و عاطفه ی من است. احکام اخلاقی، نقش حروف ندا (مانند هورا، اه اه و…) را دارند. دیدگاه استیونسون نیز تکمیل کننده و صورت تعدیل یافته‌ی دیدگاه آیر است وی می‌گوید احکام اخلاقی علاوه بر بار معنایی عاطفی بار معنایی توصیفی نیز دارند یعنی علاوه بر این‌که بروز و ظهور احساسات و گرایش‌های فرد هستند قضیه‌ای خبری در مورد این احساسات‌اند (۵). به عبارتی ,آیر معنای خوبی صرفاً بیان احساس و خوشایندی, می‌دانست اما استیونسون, علاوه بر بیان احساس و خوشایندی، همچنین تشویق و ترغیب به انجام آن عمل را نیز مدنظر قرار می‌دهد. وی معتقد است ارائه‌ی تعریف دقیقی از «خوبی» غیرممکن است؛ معنای «این خوب است» کما بیش مترادف این معناست که «من آن را دوست دارم، تو هم آن را دوست داشته باش».

آرمسون [۲۱]، نیز که یکی دیگر از فیلسوفان ناشناخت گرا ست (هرچند احساس‌گرا نیست) کاربرد واژه‌های اخلاقی و ارزش گذاری را در «درجه بندی [۲۲]» می‌داند. یعنی الفاظ خوب و بد و… صرفاً نقش درجه بندی افعال و امور, را دارند و از آنجا که معیارهای درجه‌بندی در جوامع مختلف متفاوت است، بنابر این به نظر می رسد بر اساس نظریه آرمسون، داوری اخلاقی ممکن نیست (۶). به نظر می رسد مفاهیم اخلاقی, مانند «خوبی و بدی، درست و نادرست» در مقابل یکدیگر قرار دارند و به اصطلاح رابطه‌ی تضاد بین آنها بر قرار است در حالیکه «درجه‌بندی» امری است که در موضوع واحد اتفاق می‌افتد و مشارُالیه را ذومراتب می‌سازد. همچنین اشکال دوم این مطلب آن است که درجه بندی امور درحیطه مفاهیم مثبت و ایجابی رخ می‌دهد در حالیکه مفاهیم اخلاقی در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و شامل مفاهیم مثبت و منفی می باشند. ما یک امر اخلاقی خوب مانند «ایثار» را می‌توانیم «خوب»تر از امر دیگر همچون «کمک کردن به یک مستمند» بدانیم تا آنها را به اصطلاح درجه‌بندی کنیم اما نمی‌توانیم «دروغگویی و راستگویی» را در یک گروه درجه‌بندی کرده و بگوییم که راستگویی بهتر یا درست تر از دروغگویی است چرا که دروغگویی اساساً در مقابل راستگویی قرار داشته و مفهومی بد و نادرست است. ما مفاهیم خوب و مثبت را می‌توانیم ذو مراتب بدانیم  و مفاهیم بد و منفی را نیز می‌توانیم به طور جداگانه درجه بندی کنیم اما از آنجا که مفاهیم اخلاقی معمولاً با مقابل خویش با هم هستند مفهوم ,درجه بندی, در آنها بی‌معنی خواهد بود.

ریچارد مروین هیر, [۲۳] دیگر فیلسوف ناشناخت گرا, ست که البته همچون آرمسون، احساسی‌گرا یا عاطفی‌گرا نیست. ولی معتقد است که زبان اخلاق توصیه ای است. یعنی برخی واژه‌ها همچون «باید، درست»، توصیه‌هایی است که آشکارا «امری» است و برخی مانند «خوب، مطلوب و…» مفاهیم ارزشی‌اند. وی معتقد است که وجه امری زبان اخلاق, اساسی‌تر است. همچنین توصیه‌ی اخلاقی باید «قابلیت تعمیم» داشته باشد یعنی اگر من کار «خوبی» را امر به انجام می‌کنم باید آماده باشم که هر کسی در شرایط مشابه بخواهد همان کار را انجام دهد، همان توصیه را به او بکنم. از این رو توصیه‌ی اخلاقی یک اصل اخلاقی و یک فرمان خواهد بود، اگر فرد این فرمان و توصیه را قبول داشته باشد در نتیجه باید بدان عمل کند. هیچ‌کس از روی اختیار بر ضد اصول خود عمل نمی‌کند و کسی‌که چنین می‌کند واقعاً به آن اصل باور ندارد (۷).

«هر اصلی هر چه باشد، می‌تواند همچون اصلی اخلاقی به کار آید، تنها به این شرط که من، که صادقانه بدان باور دارم، آماده باشم ببینم آن اصل از سوی همگان به کار می‌رود.»

دیدگاه ناول اسمیت, [۲۴] در فلسفه اخلاق، که آخرین فیلسوف ناشناخت گرا, است که بدان می‌پردازیم، به نحوی جامع همه دیدگاه‌های قبلی است. وی قائل به ,اصل دو رویه, است که می‌گوید هر واژه یا گزاره‌ی اخلاقی در استعمال‌های مختلفش می‌تواند حداقل دو معنا یا بیشتر داشته باشد. واژه‌های اخلاقی سه کاربرد دارند: (A واژه‌های استعدادی به واژه‌هایی اطلاق می‌شود که استعداد برانگیختن احساس یا رشته‌ای از احساسات خاص را دارند D) واژه‌های «توصیفی محض» G) واژه‌های «دال بر فایده، ضرورت یا اهمیّت». مفهوم خوبی, می‌تواند هم دال بر فایده باشد هم دال بر ضرورت یا اهمیت و هم دال بر استعداد برانگیختن احساسات (۹).

 

 

 

 

 


 

     ♣ برای مشاهده بخش دوم مقالهمفهوم خوبی در فلسفه اخلاقاینجا کلیک کنید.

 


 

 

نویسنده

محمدحسین ارشدی بیدگلی [۱]

 

 

 

 

 

پایان نوشت ها :

 

۱- دباغ، سروش، عام و خاص در اخلاق، هرمس، تهران ۱۳۸۸، ص ۲٫

۲- مصباح مجتبی، بنیاد اخلاق، مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی، قم ۱۳۸۴، ص ۳۱٫

۳- دباغ، سروش، درس‌ گفتارهایی در فلسفه‌ اخلاق، سراط، تهران ۱۳۸۸، ص ۱۷٫

۴- وارنوک مری، فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ترجمه‌ی ابوالقاسم فنایی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم ۱۳۸۰، صص ۱۰۴- ۱۰۸٫

۵- اتکینسون آر. اف، درآمدی به فلسفه اخلاق، ترجمه‌ی سهراب علوی‌نیا، انتشارات هرمس، تهران ۱۳۸۷، صص ۱۰۷ –

۶- وارنوک مری، فلسفه اخلاق در قرن بیستم، صص ۱۴۱ و ۱۴۴٫

۷- همان، صص ۱۴۶- ۱۵۰٫

۸- همان، ص ۱۵۰٫

۹- همان، ص ۱۵۲٫

 

 


 

منابع و مآخذ :

۱- دباغ، سروش، عام و خاص در اخلاق، هرمس، تهران ۱۳۸۸، ص ۲٫

۲- مصباح مجتبی، بنیاد اخلاق، مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی، قم ۱۳۸۴، ص ۳۱٫

۳- دباغ، سروش، درس‌ گفتارهایی در فلسفه اخلاق، صراط، تهران ۱۳۸۸، ص ۱۷٫

۴- وارنوک مری، فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ترجمه‌ی ابوالقاسم فنایی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم ۱۳۸۰، صص ۱۰۴- ۱۰۸٫

۵- اتکینسون آر. اف، درآمدی به فلسفه اخلاق، ترجمه‌ی سهراب علوی‌نیا، انتشارات هرمس، تهران ۱۳۸۷، صص ۱۰۷ –

۶- مور، جورج ادوارد، مبانی اخلاق، ترجمه‌ی غلام‌حسین توکلی و علی عسگری یزدی، انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، تهران ۱۳۸۸، صص ۱۰۸ – ۱۱۱؛ همچنین وارنوک مری، فلسفه‌ی اخلاق در قرن بیستم، صص ۴۷- ۵۰٫

۷- فرانکنا، ویلیام کی، فلسفه اخلاق، ترجمه‌ی هادی صادقی، انتشارات طه، قم ۱۳۸۹، ص ۷۲٫

۸- هولمز، رابرت ال، مبانی فلسفه اخلاق، ترجمه‌ی مسعود علیا، انتشارات ققنوس، تهران ۱۳۸۵، ص ۱۶۸٫

۹- افلاطون، دوره آثار افلاطون ، ج ۱، ترجمه‌ی محمد حسن لطفی و رضا کاویانی، انتشارات خوارزمی، تهران ۱۳۳۷، محاوره‌ی اثیفرون، صص ۲۵۱- ۲۴۸٫

۱۰- بکر، لارنس سی، ترجمه‌ی گروهی از مترجمان، انتشارات مؤسسه‌ی امام خمینی، قم ۱۳۷۸، صص ۱۶۹- ۱۷۱٫

۱۱-کاپلستون، فردریک چارلز، تاریخ فلسفه، ترجمه‌ی امیر جلال‌الدین اعلم، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران ۱۳۸۶، ج ۵، ص ۴۲٫

۱۲- کاپلستون، فردریک چارلز، تاریخ فلسفه، ترجمه‌ی بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات علمی فرهنگی، تهران ۱۳۸۲، ج ۸، ص ۲۴٫

۱۳- میل، جان استوارت، فایده گرایی، ترجمه‌ی مرتضی مردیها، نشر نی، تهران ۱۳۸۷، ص ۵۷٫

۱۴- مور، جورج ادوارد، مبانی اخلاق، صص ۱۱۳- ۱۱۹٫

۱۵- پالمر، مایکل، مسائل اخلاقی، ترجمه‌ی علیرضا آل بویه، انتشارات سمت، تهران ۱۳۸۸، صص ۳۱۸٫

 

۱۶- Basic Wraitings of Saint Thomas Aquinas, Vol.2, ed Anton C. Pehis (New York: Random House 1945), p.780.

 


 

پی نوشت ها

[۱] کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق

[۲]Goerg Edward moore

[۳]w.D.Ross

[۴]Jeremy bentham

[۵]john stuart mill

[۶]Meta ethics

[۷]Normative ethics

[۸]applied ethics

[۹]semantics

[۱۰] – notology

[۱۱]epistemology

[۱۲]realist

[۱۳]thin moral properties

[۱۴]thick moral properties

[۱۵]anti realism

[۱۶]cognitivism

[۱۷]non-cognitivism

[۱۸]emotionist

[۱۹]C. L. Stevenson

[۲۰]Ayer

[۲۱]Urmson

[۲۲] – grading

[۲۳]R.M. Hare

[۲۴]Navell smith

 

.

اخلاق و فلسفه اخلاق, فلسفه   کلمات مرتبط: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

.

Post Tag With : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *