Home » جامعه شناسی » جامعه شناسی (۱) : کلیّات

جامعه شناسی (۱) : کلیّات

جامعه شناسی - sociologyجامعه شناسی : مقدمه و کلیات

جامعه شناسی, به مطالعه‌ی قوانین و فرایندهای اجتماعی اطلاق می‌شود که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضای انجمن‌ها، گروه‌ها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می‌دهد. جامعه شناسی مطالعه‌ی هیجان‌انگیز و مجذوب‌کننده‌ی زندگی اجتماعی گروهها و جوامع انسانی است و موضوع اصلی آن رفتار انسان به عنوان موجودی اجتماعی است. دامنه‌ی جامعه شناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرایندهای اجتماعی جهانی را در برمی‌گیرد. بسیاری از کسانی که نخستین بار شروع به مطالعه جامعه شناسی Sociology, می کنند، از گوناگونی دیدگاه‌هایی که با آنها رو به رو می‌شوند، تعجب می کنند. جامعه‌شناسان یک دیدگاه نظری مورد توافق ندارند. آنها غالباً در میان خودشان درباره این که چگونه باید رفتار انسانی را مطالعه کرد و چگونه می توان نتایج تحقیق را بهتر تبیین کرد،مباحثه دارند. چرا باید چنین باشد؟ چرا جامعه‌شناسان نمی‌توانند آنطور که در مورد دانشمندان علوم طبیعی دیده می‌شود، به گونه‌ای سازگارتر با یکدیگر توافق داشته باشند؟

پاسخ این سؤال به ماهیت خود جامعه شناسی بستگی دارد. جامعه شناسی درباره زندگی و رفتار خود ماست و مطالعه خودمان دشوارترین و پیچیده ترین کاری است که می توانیم انجام دهیم. در تمام رشته های علمی از جمله علوم طبیعی، عدم توافق در مورد رویکرد های نظری به مراتب بیشتر از اختلاف نظر درباره تحقیقات تجربی است. زیرا مطالعات تجربی اگر اختلاف نظر پیرامون نتایج آن وجود داشته باشد، می‌تواند کنترل و تکرار شود. مجادلات نظری، همواره تا اندازه‌ای به تفسیر و تبیین بستگی دارد و به ندرت می‌توانند به یک شیوه بطور قطع حل‌ و‌ فصل شوند. در جامعه شناسی ، مشکلات ذاتی تحت مطالعه قراردادن رفتار خود ما، این مسأله را پیچیده تر می کند.

.

خاستگاه جامعه شناسی

فروپاشی شیوه‌های زندگی سنتی، مشوق کوشش برای درک جدیدی هم درباره دنیای اجتماعی و هم دنیای طبیعی گردید، که باعث مطالعه‌ی نظام یافته‌ی رفتار و جامعه انسانی شد. آغاز این امر را می توان در اواخر قرن هجدهم میلادی مشاهده کرد.

 جامعه شناسی جوان‌ترین و نوپا‌ترین رشته علوم اجتماعی است. اولین کسی که جامعه شناسی را به عنوان یک رشته جدید و جداگانه معرفی کرد، «آگوست کنت» بود که در سال ۱۸۳۸ در کتاب “فلسفه اثباتی”اش این واژه را ابداع نمود و پس از وی «امیل دورکیم». آگوست کنت را عموما بنیانگذار جامعه شناسی (مدرن) می‌دانند. او معتقد بود که علم جامعه شناسی باید بر پایه مشاهده منتظم و طبقه بندی استوار گردد. امیل دورکهیم (دورکیم) تلاش کرد که جامعه شناسی را به عنوان یک رشته علمی دارای اصول معرفی کند و این ایراد را به آگوست کنت می‌گرفت. اولین اصل معروف جامعه شناسی امیل دورکیم چنین است: «واقعیت‌های اجتماعی را همچون اشیاء مطالعه کنید.» او منظور خود را این گونه بیان می‌کرد که زندگی اجتماعی را می‌توان با همان دقتی که اشیاء یا رویداد را در طبیعت مطالعه می‌کنیم ، تحلیل کرد.

کارل مارکس فرد دیگری است که اندیشه‌های او در علم جامعه شناسی، اثرات فراوانی بجای گذاشته است. اندیشه های مارکس بیشتر اقتصادی بود ولی به دلیل آنکه او همواره علاقه‌مند بود که مسائل اقتصادی را با نهادهای اجتماعی مرتبط سازد، آثار او از نظر بینش‌های جامعه‌شناختی غنی است. به نظر مارکس منبع اصلی دگرگونی های اجتماعی، اندیشه ها یا ارزشهای انسانی نیست بلکه عوامل اقتصادی، عامل اصلی این دگرگونی ها است. مفهوم ماتریالیسم تاریخی را او مطرح کرد.

ماکس وبر (۱۹۲۰-۱۸۶۴) فردی با دانش فوق العاده گسترده بود که در زمینه‌های اقتصاد، حقوق، فلسفه، تاریخ تطبیقی و جامعه شناسی، نوشته دارد. به نظر او اندیشه ها و ارزشها، به همان اندازه شرایط اقتصادی در دگرگونی‌های اجتماعی تأثیر دارند وی مطالعات وسیعی در خصوص بروکراسی و نیز جامعه شناسی دین انجام داده است  و نتیجه می‌گیرد که برخی جنبه‌های اعتقادات مسیحی تأثیر نیرومندی بر ظهور سرمایه داری داشته اند. ماکس وبر, معتقد بود که روشهای علوم طبیعی را نمی توان درباره مسائل مورد بررسی در علوم اجتماعی بکار بست. وبر استدلال می کرد که چون دانشمندان اجتماعی، جهان اجتماعیِ محیط زندگیِ خودشان را بررسی می کنند، همیشه قدری برداشت ذهنی در بررسی‌هایشان دخالت دارد. او معتقد بود که جامعه شناسان باید فارغ از ارزش‌هایشان کار کنند و هرگز نباید اجازه دهند که تمایلات شخصی شان در پژوهشها و نتیجه گیری‌هایشان دخالت کنند.

.

تحولات بعدی جامعه شناسی

در حالی که خاستگاه جامعه شناسی اساساً اروپایی بود،در این قرن این رشته در سراسر جهان کاملاً استقرار یافته است و برخی از مهمترین تحولات در این رشته در ایالات متحده رخ داده‌اند. مطالعات جرج هربرت مید (۱۹۳۱-۱۸۶۳)، فیلسوفی که در دانشگاه شیکاگو تدریس می کرد، تأثیر مهمی در پیشرفت نظریه جامعه شناسی داشته است. جرج هربرت مید، بر نقش اساسی زبان، و نمادها به طور کلی، در زندگی اجتماعی انسان تأکید می کند. دیدگاهی که او به وجود آورد بعدها نظریه کنش متقابل نمادین نام گرفت. جرج هربرت مید، به جای مطالعه جوامع کلی توجه بیشتری به مطالعه فرایندهای کوچک اجتماعی نشان داد.

تالکوت پارسونز (۷۹-۱۹۰۲) برجسته ترین نظریه پرداز از جامعه شناسی آمریکا در دوره بعد از جنگ جهانی دوم بود. او نویسنده ای پربار بود که علاوه بر تئوری، درباره بسیاری از حوزه های تجربی ,جامعه شناسی, آثار فراوانی نوشته است. از جمله حوزه های مختلف جامعه شناسی که وی پیشرفت آنها کمک کرده  است مطالعه خانواده، بوروکراسی،حرفه ها و مطالعه سیاست را می توان نام برد. او یکی از مهمترین نظریه پردازانی است که به تکامل نظریه کارکردگرایی، رویکردی نظری که در آغاز توسط امیل دورکیم و آگوست کنت پایه گذاری شد، کمک کرده است. بر طبق دیدگاه کارکردگراها، در مطالعه هر جامعه معین باید ببینیم چگونه نهادها، یا “اجزاء” مختلف آن به هم می‌پیوندند تا حیات جامعه در طول زمان تدوام یابد.

.

رویکردهای امروزی جامعه شناسی

تقسیمات مهم نظری در جامعه شناسی امروز، بازتاب رویکردهای مختلفی است که در دوره های پیشین به وجود آمده است. در پستهای بعدی به بررسی سه نظریه مهم جامعه شناختی امروزی یعنی نظریه‌ی کارکردگرایی، نظریه کنش متقابل نمادین و نظریه تضاد، می‌پردازیم.

 

.

.

.

منابع:

.

.

.

.

, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *