Home » روان شناسی » فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف «ف» تا «ل»

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف «ف» تا «ل»

Psychology : روانشناسی : فرهنگ اصطلاحات روان شناسیفرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف  ف تا ل

 

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی ، مجموعه ای از اصطلاحات تخصصی رایج در کتب روانشناسی مختلف و معتبر می باشد به همراه ذکر نام کتب ، مقالات و دیگر منابعی که این مطالب از آنها اخذ شده، با ذکر نام نویسنده و یا مترجم می باشد که به کوشش چند تن از دانشجویان این رشته جمع آوری شده است. در اینجا قصد داریم برای استفاده راحت و سریع شما محتوای جمع آوری شده را منتشر کنیم تا علاقمندان بتوانند از آن بهره ببرند. البته بدیهی است که فرهنگ اصطلاحات روانشناسی، از جامعیت برخوردار نیست و برای آشنایی اولیه و دسترسی سریع و آسان علاقمندان و دانشجویان و دانش آموزان این جمع آوری صورت گرفته است.

.

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف « ف »

 

فرار یا گریز – Escape

در مراحل اول تکامل انسان ، برای رو در رویی با استرس ، دستگاه عصبی خودکار یکی از این دو سایق را راه می انداخت : جنگ یا گریز (فرار ) . وقتی فرد در حالت استرس شدید شدید قرار می گرفت ، مثلاً زمانی که مجبور می شد با خرسی یا دشمنی قویتر از خود رو به رو شود ، تنها دو راه منطقی در پیش می گرفت ، جنگ یا گریز . در این شرایط ، اجداد ما به نیروهای فیزیولوژیک ، نیروهایی که به کمک دستگاه عصبی سمپاتیک فراهم می شود نیاز داشتند . در فرهنگ امروزی ، واکنش فرار یا مبارزه دستگاه عصبی خودکار یک واکنش غیرانطباقی به حساب می آید زیرا این واکنش تغییرات فیزیولوژیک ایجاد می کند که آنها نیز، به نوبه خود ، می توانند در دراز مدت برای سلامت جسمی و روانی مضر باشند ، بدین صورت که بیماریهای حاد مثل حمله های قلبی و سرطان به وجود آورند . ( گنجی ، ۱۳۷۹ )

 

فراشناخت Metacognition

فراشناخت, به معنای « شناسایی و دانش انسان نسبت به فرایندها و تولیدات شناختی خود، به کار رفته است . به عبارت ساده تر ، نگرش فراشناختی به شناخت و آگاهی انسان از شناسایی ها و آگاهی های وی اطلاق می شود و سه مولفه دانش بیانی ( دانشی که با حقاق و اطلاعات سر و کار دارد ) ، دانش رویه ای ( دانش مشتمل بر عملیات و فعالیتهایی که برای انجام کار یا وظیفه انجام می گیرد و آن چگونه دانستن است ) و دانش بافتی و زمینه ای ( دانش که مربوط به دانستن چرایی ها در یک بافت و زمینه است ) جزء ابعاد اساسی فراشناخت تلقی می گردند .
فلاول, یکی از پایه گذاران و پیشگامان در امر مطالعه فراشناخت، این تعریف را ارائه می دهد : فرا شناخت, به دانش یک فرد در خصوص فرایند ها و تولیدات شناختی در مورد خود و مسایل مربوط به آن اطلاق می شود ؛ به عنوان مثال : من وقتی درگیر فراشناخت می شوم که توجه کنم در یادگیری موضوع «الف » نسبت به موضوع «ب» مشکلات بیشتری دارم اگر این مشکل به من صد مه بزند کاملاً ضروری است که یادگیری موضوع «پ» را قبل از پذیرش به عنوان یک حقیقت کنترل نمایم . ( قورچیان و همکاران ، ۱۳۷۸ )
دانش فراشناختی ما را یاری می دهد تا به هنگام یادگیری و دانستن امور ، پیشرفت خود را زیر نظر بگیریم . همچنین این دانش به ما کمک می کند تا نتایج تلاشهایمان را ارزیابی کنیم و میزان تسلط خود را بر مطالبی که خوانده ایم بسنجیم . برای اینکه نظام خبر پردازی با اثر بخشی کامل عمل کند باید از خودش آگاه باشد . این نظام باید به این گونه درک برسد که بهتر است آن شماره تلفن را بنویسم وگرنه فرا موشش خواهم کرد و یا اینکه: این یک پاراگرف پیچیده است ، لازم است آن را دوباره بخوانم تا منظور نویسنده را بفهمم . دانش فراشناختی به ما می گوید که راههای مختلفی برای سازمان دادن مطالب به منظور سهولت بخشیدن به یادگیری و یادآوری آنها وجود دارند . ( سیف ، ۱۳۷۹ )

 

فراموشی Forgetting

این واژه بر عملکرد کاهش یافته حافظه پس از یادگیری دلالت دارد. در حوزه روانشناسی تجربی، دو مورد از برجسته ترین توضیحات در مورد علل فراموشی عبارتند از زوال و تداخل. مقصود از زوال این است که حافظه به صورت تابعی از زمان استفاده نشدنش زوال می پذیرد و ایده اصلی در تداخل آن است که فراموشی در اثر کنش متقابل میان فرایندهای یادگیری قدیم و جدید پدید می آید. ( آیسنک ، ۱۹۴۴ )

فرایندهای شناختی Cognitive processes

فرایند هایذهنی ادراک ، حافظه ، و خبر پردازی که شخص از طریق آنها اطلاعات کسب می کند، نقشه می کشد و مساله حل می کند را فرایندهای شناختی, می نامند. ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

 

فرایندهای ناهشیار Unconscious processes

۱- فرایند هایی مانند خواستها و ترسها که ممکن است درحیطه هشیاری شخص باشند ولی خود وی از وجود آنها بی خبر باشد را فرایندهای ناهشیار گویند.
۲- به معنای نه چندان رایج به فرایند های فیزیو لوژیکی ( مانند گردش خون یا سوخت و ساز ) اطلاق می شود که خارج از حیطه آگاهی شخص جریان دارند و بهتر است فرایند های «غیر هشیار » نامیده شوند . ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

 

فرضیه Hypothesis

یک فرضیه، بیانی حدسی ، یک حکم موقتی در مورد روابط بین دو یا چند پدیده یا متغیر است . دانشمند می گوید ؛ « اگر چنین و چنان باشد ، پس نتیجه این چنین خواهد شد »
فرضیه ها همیشه به صورت جمله های خبری هستند و متغیر ها را به صورت کلی یا اختصاصی به متغیر های دیگر مربوط می سازند . فرضیه ها به مطالعه جهت می دهند و هدایت می کنند . فرضیه ها به پژوهشگران امکان می دهند که نظریه ها ( تئوریها ) را تایید و یاردکنند . و بدین ترتیب به پیشبرد علم کمک نمایند . ( شریفی و نجفی زند ، ۱۳۷۶ )

 

فرضیه های علمی Scientific hypothesis

فرضیه های علمی، فرضیه های معینی هستند که تجربه و آزمایش تلاش می کند ، نادرستی آن را آزمون کند. فرضیه هایی که از این آزمون سربلند بیرون بیایند ، فرضیه های علمی هستند . ( شریفی و نجفی زند ، ۱۳۷۶ )

 

فشار Push

محرکی که سبب احساس فشار می شود ، فشار فیزیکی بر پوست است . هر چند ما به فشار مداوم به تمامی بدن آگاهی نداریم (مثلاّفشار هوا ) اما می توانیم تغیر فشار وارده بر سطح بدن را تمیز دهیم . برخی از بخشهای بدن در احساس شدت فشار از بخشهای دیگر کارایی بیشتری دارند . لب ، بین و و گونه حساسترین بخشهای بدن در برابر فشار هستند و بر عکس ، شست پا کمترین حساسیت را دارد . این تفاوتها پیوند نزدکی با تعداد گیرنده هایی دارند که در هر یک از بخشهای فوق به محرک پاسخ می دهند. (اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳)

 

فشار روانی یا استرس Stress

اصطلاح فشار روانی تعریفهای زیادی دارد . فشار روانی یک حالت درونی است که می تواند ناشی از خواسته های فیزیکی بدن ( حالات بیماری ، کار ، زحمت ، کم و زیادی دما و از این قبیل ) یا ناشی از موقعیت محیطی و اجتماعی باشد که بالقوه زیانبار ، غیر قابل کنترل ، یا فراتر از استعداد سازگاری ما ارزیابی می شوند . علتهای فیزیکی ، محیطی و اجتماعی حالت فشار روانی را اصطلاحاً فشار زا گویند . حالت درونی فشار روانی به محض آنکه به وسیله فشارزاها ایجاد شد می تواند به پاسخهای گوناگونی بینجامد . از یک سوء می تواند به چندین پاسخ فیزیکی بدن بینجامد . از سوی دیگر ، پاسخهای روانی ، از قبیل اضطراب ، نومیدی ، افسردگی ، بی قراری و احساس عمومی ناتوانی از سازگاری با جهان ممکن است نتیجه حالت فشار روانی باشد . ( محی الدین بناب ، ۱۳۷۴ )

 

فنوتیپ Phenotype

فنوتیپ, عبارتست از مجموعه صفات یک ارگانیزم به صورتی که به مشاهده در می آید . این مجموعه صفات در عین حال مشروط به ساخت ارثی ژنوتیپ و عمل محیط و تاریخ ارگانیزم است . ( منصور ، ۱۳۷۳ )

این اصطلاح به شکل و ظاهر مربوط به نهاد توارثی یک موجود زنده اتلاق می شود و بر خلاف ژنوتیپ, که به مجموعه عوامل ارثی منتقله از والدین به فرزند گفته می شود . (پور افکاری ، ۱۳۷۳ )

 

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف « ق »

 

قضاوت اخلاقی یا استدلال اخلاقی Moral judgment

قضاوت اخلاقی یا استدلال اخلاقی، به معنای عقاید ، دانسته ها و استدلالهای اخلاقی می باشد . این مفهوم به تصورات گسترده از نقش عدالت و ضوابطی که برای تصمیم گیری بر افراد و مالکیتها تاثیر می گذارند ، مربوط می شود . از نظر تئوریها ی رشد شناختی، قضاوت اخلاقی کامل ، همزمان با مراحل رشد ذهنی کودک حاصل می شود . ( برای اطلاعات بیشتر به رفتار اخلاقی مراجعه شود ). ( کیانی ، ۱۳۷۰ )

.

.

 

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف « ک »

 

کروموزم Chromosome

به زبان ساده می‌توان کروموزوم‌ها را به بسته‌های مواد ژنتیکی تشبیه کرد که درون هستهٔ سلول‌ها ذخیره شده‌اند . هر کروموزم در تولید مثل مستقل از یکدیگر شرکت دارد و هر گونه ، تعداد معینی کروموزم دارد ( ۲۳ جفت در انسانها ، و ۴ جفت در مگس میوه ).
در انسان ؛ هر فرد تعدادی معینی ( ۲۳جفت ) کروموزم دارد . همه کروموزمها به جز یک جفت ، به کروموزمهای غیر جنسی معروفند و همه ژنهایی که روی این کروموزمها قرار گرفته اند ژنهای غیر جنسی نامیده می شوند . دو کروموزم دیگر ، کروموزمهای جنسی هستند و ژنهایی که روی آنها قرار گرفته اند بعنوان ژنهای وابسته به جنس شناخته شده اند . ( کالات ، ۱۹۸۹ )

 

کفایت Adequency

شایستگی شخص به اینکه بتواند به آنچه از وی خواسته می شود ، به ویژه از لحاظ هوشی و اجتماعی پاسخ مطلوب بدهد. ( شعاری نژاد ، ۱۳۶۴)

 

کلبرگ Kohlberg

لارنس کلبرگ, یکی از چهره های معروف در حوزه رشد اخلاقی, است . نظریه اخلاقی او بازتاب وسیعی در کل روانشناسی رشد و روانشناسی اجتماعی داشته است . او که تا چند سال پیش در قید حیات بود ، علاوه بر تدریس و تحقیق در آموزش اخلاق نیز فعالیت داشت . کلبرگ, به منظور بررسی رشد اخلاق داستان های متعددی را طراحی کرد که در هر یک از آنها سوالی به صورت یک معمای اخلاقی گنجانده شده بود. یکی از معروفترین معماها درباره مردی است به نام هانز که زنش در حال مردن است . هانز به اندازه کافی پول ندارد تا دارویی را که جان زنش را نجات می دهد تهیه کند . داروساز هم تخفیف نمی دهد و هم نمی پذیرد که پول را بعداً دریافت کند ، از این رو هانز دارو را از داروخانه می دزدد . سوال این است که که آیا هانز لازم بود این کار را بکند و چرا؟. کلبرگ, در ابتدای کار خود مجموعه أی از داستانهای فوق را با یک نمونه ۷۵ نفری در میان گذاشت و با تحلیل اطلاعات مفصلی که از این طریق بدست آورد به نظریه جامعی در رشد اخلاق رسید.
نظریه کلبرگ، که در آن کودک به عنوان « فیلسوف اخلاق » معرفی شده است ، دارای سه سطح مختلف پیش عرف ، متعارف و پس عرف است ، که هر یک از سطوح آن به دو مرحله فرعی تقسیم می شود . ( احدی و جمهرمی ، ۱۳۷۸ )

 

کل نگری Holism

منظور از کل نگری در روانشناسی, این نقطه نظر است که مطالعه بخشها یا اجزای یک کل نمی تواند توصیف کننده آن باشد، چون کل چیزی است متفاوت از جمع ساده ، اجزای آن. از نقطه نظر یک فرد کل نگر ، آدمی بیش از گرد آمدگی یا تراکم کارکردهای محض فیزیولوژی روانی و اجتماعی است و هر شخص دارای صفات یا ویژگیهایی است که نمی توان این ویژگیها را بر اساس صفات یا ویژگیهای بخشهای خاص و تشکیل دهنده آن تشریح یا توصیف کرد ( ساعتچی ، ۱۳۷۷)

 

کوشش و خطا Trail and error

کوشش و خطا ، یعنی اصطلاحی که برای نشان دادن فعالیت اکتشافی ظاهراً تصادفی که غالباً پیش از کسب یک مهارت خاص و برای سازگاریهای تازه انجام می گیرد – به کار می رود . این فعالیت ممکن است آشکار ( مثل دویدن موش در ماز ) یا ضمنی (مثل وقتی شخص در مورد راههای مختلف حل یک مساله فکر می کند ) باشد . کوشش و خطا متضاد رفتار مبتنی بر بینش یا نقشه است . ( ساعتچی ، ۱۳۷۷ )

.

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف « ک »

.

گروه آزمایش Experiment group

وقتی که گروه همگن را به دو گروه تقسیم کنیم ( به شکل تصادفی ) یکی از این دو گروه را برای آزمایش فرضیه انتخاب می کنیم و به آن گروه آزمایش می گوییم . ( شریفی و نجفی زند ، ۱۳۷۶ )

.

گروه درمانی Group therapy

گروه درمانی به معنای شناخت ابعاد روانی ، ذهنی و توانایی های جسمی خود از طریق تعامل با دیگران و اصلاح رفتار است . تاریخچه گروه درمانی نشان می دهد که این روش از دهه اول قرن بیستم به وسیله روانشناسان و روان پزشکان به کار گرفته شده است . با کمک گروه درمانی درمانجو می تواند مشکلات خود را در حضور دیگران حل کند و ببیند که دیگران در برابر رفتارش چگونه واکنش می کنند و هنگامی که روشهای پاسخ دهی قدیمی وی رضایتبخش نیست ، روشهای تازه ای را به کار گیرد . به عبارت دیگر ، در این روش فرد مشکلش را در حین تعامل با دیگران حل می کند . ( نظری ، ۱۳۸۱ )

 

گروه کنترل Control group

وقتی که گروه همگن را به دو گروه تقسیم کنیم (به شکل تصادفی ) یکی از این دو گروه را برای آزمایش فرضیه انتخاب می کنیم و دیگری را برای مقایسه نتایج به دست آمده در نظر می گیریم . گروه دوم را « گروه کنترل » گویند . ( شریفی و نجفی زند ،۶ ۱۳۷ )

 

گیرنده حسی Receptor

سیگنالهای ورودی به سیستم عصبی به وسیله گیرنده های حسی تامین می شود که به وجود محرکهای حسی از قبیل لمس ، صدا ، نور ، سرما ، گرما و … پی می برند .
به طور کلی ۵ نوع مختلف گیرنده حسی وجود دارند: ۱) گیرنده های مکانیکی, که به تغیر شکل مکانیکی گیرنده یا سلولهای مجاور گیرنده ها حساس هستند.۲) گیرنده های حرارتی, که به تغییرات درجه حرارت حساس هستند . پاره ای از این گیرنده ها به سرما و پاره ای دیگر به گرما حساس هستند ۳) گیرنده های درد, که نسبت به آسیب بافتها چه آسیب فیزیکی و چه آسیب شیمیایی حساس هستند . ۴) گیرنده های الکترو مغناتیسی, که به تابش نور بر روی شبکیه حساس هستند ۵ ) گیرنده های شیمیایی, که به طعم غذا در دهان ، بو در بینی ، فشار اکسیژن در خون شریانی ، غلظت کربن دی اکسید و احتمالاً سایر عواملی که ساختمان شیمیایی بدن را تشکیل می دهند حساس هستند. ( گایتون ، ۱۹۹۱ )

.

گیرنده ها در شبکیه Receptors in retina

شبکیه دارای دو نوع گیرنده است : میله ها و مخروطها.  مخروطها برای دیدن رنگها تخصیص یافته اند ، بیشتر به جزئیات حساس بوده و در مرکز شبکیه قرار دارند . میله ها بیشتر نسبت به تاریکی و نور کم حساس بوده ، و در پیرا مون شبکیه یافت می شوند . ( کالات ، ۱۹۸۹ )

 

.

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف « ل »

.

لقاح Fecondation – Fertilization

اگر چهارده روز پس از عادت ماهانه ( در زنان ) ، یکی از اسپرمها با تخمکی که در حال حرکت به طرف رحم است برخورد نماید و در آن نفوذ کند ، دو سلول نر و ماده با یکدیگر ترکیب می شود و پس از آن به طریقه رشد سلولی ، شروع به تکثیر می کنند . برای نفوذ اسپرم در تخمک در هر بار حداقل حدود ۲۰ میلیون اسپرم وارد دهانه رحم می شود و یکی از آنها در تخمک نفوذ می کند و آن را بارور می سازد به این عمل لقاح گویند. ( سیف و همکاران ، ۱۳۷۵ )

 

لکه زرد Macula lutea

ناحیه بسیار کوچکی در مرکز شبکیه موسوم به ماکولا با مساحتی کمتر از یک میلیمتر مربع ، توانایی ویژه ای برای دید دقیق و تشخیص جزئیات دارد . قسمت مرکزی ماکولا که فقط ۴/۰ میلیمتر قطر دارد لکه زرد یا فووآ نامیده می شود . این ناحیه منحصراً از مخروطها تشکیل شده اما مخروطهای آن بسیار طویل و نازک هستند که بر خلاف مخروطهای بسیار بزرگی است که در قسمتهای محیطی تر شبکیه واقع شده اند . در این ناحیه رگهای خونی ، سلولهای عقده ای ، لایه هسته دار داخلی و لایه های شبکیه ای همگی به کناری رانده شده اند و مستقیماً بر روی مخروط قرار ندارند . این امر به نور اجازه می دهد تا بدون برخورد با مانع به مخروطها برسد . ( گایتون ، ۱۹۹۱ )

یک ناحیه در مرکز شبکیه که لکه زرد نام دارد ، برای تیز بینی و جزء بینی تخصص یافته است . از آنجایی که رگهای خونی واکسونهای یاخته گانگلیون تقریباً در نزدیک لکه زرد وجود ندارد ، این لکه مساعدترین ناحیه برای دیدن در چشم است . گیرنده های این ناحیه ( لکه زرد ) بیشتر به ادراک جزئیات کمک می کنند . ( کالات ، ۱۹۸۹ )

 

لوب آهیانه Parietal lobe

لوب آهیانه, بین لوب پس سری و شیار مرکزی یعنی عمیق ترین شیار در سطح کرتکس قرار دارد . لوب آهیانه برای دریافت اطلاعات اولیه بدنی از جمله لامسه گیرنده های انبساط ماهیچه ها و گیرنده های مفاصل تخصص یافته است . ناحیه ای که درست در عقب شیار مرکزی است ، شکنج پس مرکزی Postcentral gyrus, نامیده می شود که به ناحیه اولیه احساسات بدنی معروف است ، تحریک الکتریکی مستقیم شکنج پس مرکزی, موجب فراخوانی احساسهایی در طرف مخالف بدن می شود که اغلب به عنوان سوزش و احساسهای غیر معمول توصیف می شوند . ( کالات ، ۱۹۸۹ )

.

لوب پس سری Occipital lobe

لوب پس سری, در انتهای پشتی ( دمی ) کرتکس قرار دارد . این لوب هدف اصلی اکسونهایی است که در هسته های تا لاموس درون دادها را از گذر گاههای بینایی در یافت می کنند. بخش عقبتر لوب پس سری, به کرتکس اولیه بینایی یا کرتکس مخطط Striate cortex موسوم است . تخریب کامل کرتکس در انسانها تقریباً منجر به کوری کامل می شود . ( کالات ، ۱۹۸۹ )

 

لوب پیشانی Frontal lobe

 

لوب پیشانی, از شیار مرکزی تا انتهای جلویی مغز امتداد دارد . بخش عقبی لوب پیشانی شکنج پیش مرکزی است که برای کنترل حرکات ظریف مثل حرکت یک انگشت ، تخصص یافته است . این لوب همچنین نواحی مجزای دیگری دارد که مسئول قسمت های مختلف بدن هستند که اغلب روی قسمت مقابل بدن کنترل دارند و روی همان قسمت نیز کمی کنترل دارند ، لوب چپ پیشانی شامل ناحیه بروکا , است که برای تولید زبان اهمیت دارد.  ( کالات ، ۱۹۸۹ )

 

لوب گیجگاهی Temporal lobe

لوب گیجگاهی, در سطح جانبی هر نیمکره نزدیک گیجگاه ( شقیقه ها ) قرار دارد . این لوب هدف اولیه کرتکس برای اطلاعاتی است که از گوشها و اندامهای دهلیزی Vestibular organs, سرچشمه می گیرند . ( اندامهای دهلیزی با تعادل سر و کار دارند ) لوب گیجگاهی, همچنین برای بعضی یا بیشتر جنبه های پیچیده بینایی از جمله ادراک الگوهای پیچیده مثل صورتها ( چهره ها ) مشارکت دارد . یک تومور در لوب گیجگاهی ممکن است منجر به ایجاد توهمات بینایی شود. در انسانها لوب گیجگاهی چپ و قسمتی از لوب آهیانه ، ناحیه ورنیکه( s area‘Wernicke) را تشکیل می دهد که وجود آن برای فهم زبان اساسی است . لوب گیجگاهی همچنین در بخشی از رفتارهای هیجانی و انگیزشی نقش دارند . آسیب به لوب های گیجگاهی ممکن است منجر به خنده بی دلیل ، لذت ، اضطراب یا رفتار های خشونت آمیز شود . ( کالات ، ۱۹۸۹ )

 

 

.

.

.

 

 

 

 

 

روان شناسی   کلمات مرتبط: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

.

Post Tag With : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *