Home » فلسفه » اخلاق و فلسفه اخلاق » مشکل محاسبه در فایده­ گرایی: نقد و بررسی نظریه اسمارت

مشکل محاسبه در فایده­ گرایی: نقد و بررسی نظریه اسمارت

فایده­ گرایی مشکل محاسبه در فایده­ گرایی : نقد و بررسی نظریه جی جی سی اسمارت

فایده گرایی – اصولا فلسفه اخلاق شامل سه حوزه­ ی فرااخلاق، اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی می باشد. فایده ­گرایی یکی از دیدگاه­های مهم مطرح در اخلاق هنجاری، است که معیار درستی اعمال انسان را بر سود و زیان پیامدهای آن و یا به عبارتی بر میزان خوشبختی­ ایجاد شده برای همه­ی افرادی که تحت تأثیر آن فعل قرار دارند، مبتنی می سازد.  فایده­ گرایی خود به دو گروه فایده گرایی عمل محور و فایده گرایی قاعده محور تقسیم می­شود. حامیان فایده گرایی عمل محور، به میزان خیر یا خوشبختی­ ای که هر عمل در یک موقعیت خاص ایجاد می­کند توجه کرده و حامیان فایده گرایی قاعده محور، به میزان خیر یا خوشبختی که یک اصل یا قاعده به همراه دارد نظر دارند. جی جی سی اسمارت یک پراگماتیست و حامی فایده ­گرایی عمل ­محور است. در این نوشتار کوشیده ­ایم که پس از بیان اصول مورد قبول  فایده­ گرایان برخی از اشکالات مطرح شده به مسئله محاسبه­ پیامدهای اعمال در فایده گرایی را مورد بررسی قرار داده و پاسخ­ های ارائه شده از سوی اسمارت به آنها را بیان کنیم. اسمارت برای پاسخگویی به این انتقادات به جای محاسبه­ پیامدها از « مقایسه­ دو وضعیت کلی » سخن به میان می ­آورد؛ و با این کار صورت مسئله را پاک می­کند. جی جی اسمارت می­کوشد تا با تمایز میان دو نوع محاسبه یعنی محاسبه پیامدهای یک عمل و ارزیابی و محاسبه­ اعمال ممکن پیش ­روی ما و همچنین با توسل به « مثال امواج آبگیر » و نیز توسل به « قواعد سرانگشتی » برای مواردی که ضرورت توسل به قواعد احساس می­شود، به کلیه ­ی انتقادات وارد شده بر محاسبه در  فایده­ گرایی پاسخ دهد.

فایده­ گرایی

محمدحسین ارشدی بیدگلی [۱]

سحر کاوندی [۲]

محسن جاهد [۳]

 

واژگان کلیدی: اسمارت،  فایده گرایی ، فایده گرایی عمل­محور،  فایده گرایی قاعده محور، وضعیت کلی، قواعد سرانگشتی.

 

[۱] . کارشناسی ارشد فلسفه­ اخلاق دانشگاه زنجان                                                             arshadi62@gmail.com

[۲] . دانشیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان

drskavandi@znu.ac.ir

[۳] . استادیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان                                                                       Jahed.mohsen@znu.ac.ir                                                               

.

مقدمه

اصولا مباحث فلـسفه اخلاق در سـه حوزه مورد بررسی قرار می­گیرند: ۱) فرااخلاق ( Meta Ethics ) 2) اخلاق هنجاری (­ Normative Ethics ) 3) اخلاق کاربردی (­ Applied Ethics ). از میان این سه حوزه، فرااخلاق انتزاعی­ ترین بخش فلسفه­ اخلاق است که مباحث تحلیلی درآن بحث می­شود. در اخلاق هنجاری ، به بررسی اصول و قواعد هنجاری و باید و نبایدهای اخلاقی توجه می­شود. اما در اخلاق کاربردی ما به اخلاق فلسفی در زندگی واقعی و مسائل خاصِّ مربوط به مشاغل و حوزه­های کـاربـردی توجـه می­کنیم (ویلیامز، ۱۳۸۳،). البتـه بـرخی از صاحب­ نظران، فلسفه­ اخلاق را به دو شاخه­ ی اصلی تقسیم کرده­ اند و اخلاق کاربردی را نیز زیر مجموعه­ ی اخلاق هنجاری دانسته ­اند (گنسلر، ۱۳۸۵؛ پالمر، ۱۳۸۸). علت این اختلاف نظر در تقسیم ­بندی آن است اخلاق کاربردی که ما آن را به عنوان شاخه­ای مجزا در کنار اخلاق هنجاری و اخلاق تحلیلی یا فرااخلاق می­شناسیم، از اواسط قرن بیستم رو به رشد نهاد(bunnin, 2004). لازم است این نکته را مد نظر داشته باشیم که رابطه­ میان حوزه ­های سه ­گانه در فلسفه­ اخلاق، یک رابطه­ طولی است، بنابراین مواضع ما در فرااخلاق در اندیشه­ های ما در اخلاق هنجاری و به تبع آن در اخلاق کاربردی موثر خواهد بود.

نظریات اخلاق هنجاری از یک منظر به نظریات ۱) نتیجه­­ گرایانه ( Consequentialistic ) و ۲) وظیفه گرایانه ( Deontic ) تقسیم می­شوند که قسم دوم، از موضوع بحث ما خارج است؛ اما نظریات نتیجه گرایانه یا پیامدگرایانه – که البته با اندکی مسامحه غایت گرایی ( Teleologism ) را هم در برمی­گیرد – شامل سه نظریه­ خودگرایی ( Egoism )، دیگرگرایی ( Altruism ) و سودگرایی یا فایده گرایی ( Utilitarianism ) است که  مقاله حاضر به قسم اخیر می­پردازد. خودگرایی اخلاقی، عملی را درست می­داند که بیشترین پیامد مطلوب یا فایده را صرفاَ برای خود فاعل به همراه داشته باشد. برخلاف این دیدگاه، حامیان دیگرگرایی بر این باورند که تنها عملی درست است که بیشترین نتایج مطلوب یا فایده را صرفاً برای دیگران به بار آورد. اما سودگرایی یا فایده­ گرایی ، نظریه ای هنجاری و غایت­ گرایانه می­باشد که به نوعی جمع میان دو دیدگاه فوق بوده و درستی و نادرستی هر عمل را بر خوبی و بدی پیامدهای آن عمل نسبت به تمام افراد مبتنی می­سازد (ویلیامز، ۱۳۸۳، ).[۱]

فایده گرایی دیدگاهی است که ریشه­ ی آن را می­توان در اندیشه­ های یونان باستان یافت (Crisp & Chappell, 1998). آریستیپوس (Aristippus of Cyrene) را که هم عصر افلاطون بود، نخستین کسی دانسته­ اند که لذت را برای انسان خیر می­دانست و اعتقاد داشت که تنها لذت است که آدمی را به ادامه حیات وادار می­سازد. اپیکور (Epicurus) نیز که یک فایده­ گرا بود، لذت­های معنوی را هم مد نظر داشت و حتی آنها را بر لذت­های مادی ترجیح می­داد (ژکس، ۱۳۵۵،).[۲] اما نخستین کسی که این دیدگاه را به عنوان یک نظریه­ ی هنجاری تدوین و تنظیم نمود جرمی بنتام Jeremy Bentham – فیلسوف و حقوقدان انگلیسی- بود.  فایده­ گرایی بنتامی ، بیشتر فایده­ گرایی لذت­ گرایانه ( Hedonistic Utilitarianism ) بوده و هدف اصلی وی اصلاح و ایجاد تغییرات در ساختار سیاسی و نظام کیفری بریتانیا بود(کاپلستون، ۱۳۸۲،).

با دقت نظر در آراء پیروان اندیشه فایده­ گرایی کلاسیک می­توان گفت اصول بنیادین فایده گرایی یا مؤلفه­ های اساسی اندیشه­ فایده گرایی عبارتند از:

الف) اصل نتیجه (­ Principle of Consequence) : درستی و نادرستی هر فعل صرفا بر اساس پیامدهای آن تعیین می­شود نه هیچ چیز دیگر.

ب) اصل فایده یا سود (­ Principle of utility) : در ارزیابی پیامدهای هر عمل، تنها چیزی که اهمیت دارد، میزان لذت والم حاصل شده است و امور دیگر نامربوطند.

ج) اصل بی­ طرفی (Impartiality): در محاسبه­ لذت و الم ایجاد شده هیچکس نباید مهمتر از دیگری باشد و همه­ افراد در این مورد با هم برابرند. به عبارت دیگر نفع هیچکس نباید مهمتر از نفع دیگری قلمداد شود (ریچلز، ۱۳۸۹).[۳] فایده­ گرایی یکی از دیدگاه های اخلاق هنجاری است که به دلیل همسو بودن در نگاه نخست ِ اصول بنیادینِ آن با فطرت و شهودهای آدمی، مورد استقبال اغلب متفکرین و حتی عامه­ ی مردم قرار گرفته است.

 

۱. تعریف فایده گرایی و اقسام فایده گرایی

« اصل سود یا اصل بیشترین خوشبختی » که فایده­ گرایی از آن استفاده می­کند، عمل درست را عملی می­داند که موجب بیشترین خوشی یا خوشبختی برای بیشترین تعداد افراد گردد و بر این اساس، عملی نادرست است که موجب کاهش خوشبختی و افزایش ناخشنودی یا رنج گردد (Geoffrey, 1988). بنتام معتقد بود که ما باید همه­ اعمال را بر اساس تأثیری که بر افزایش یا کاهش سود و لذتِ افرادی که تحت تأثیر آن عمل­ند، ارزیابی و ارزش گذاری کنیم (Bentham, 2000,). از نظر وی، اصل سود، به گرایش یک چیز، برای ایجاد سعادت اشاره دارد نه به سودمندی آن چیز. جان استوارت میل، بزرگترین شاگرد و دنباله رو بنتام است که به حق می­توان او را نماینده­ ی شاخص مکتب  فایده گرایی خواند. اندیشه­ ها و نوآوریهای وی و همچنین پاسخهایی که او به انتقادات مخالفان داده است و بدان وسیله سبب اصلاح و تعدیل این نظریه شده است به حق دقیق موشکافانه و بی­ نظیر است. شاید بتوان کاملترین تعریف از اصل فایده، را در سخنان وی یافت که می­گوید:

« اعمال درست­ اند، به تناسبی که به افزایش خوشبختی گرایش دارند؛ نادرست ­اند به تناسبی که به افزایش ناخوشبختی گرایش دارند. منظور از خوشبختی، لذت و نبود رنج است؛ و مقصود از ناخوشبختی، رنج و نبود لذت است» (میل، ۱۳۸۸).

لذت و دوری از رنج و الم تنها اموری هستند که برای فایده ­گرایان ذاتاَ و فی نفسه مطلوبند و مطلوبیّت امور کثیر دیگر یا به دلیل لذتمندی خود آنهاست یا به دلیل آن است که وسیله ­ای برای ایجاد لذت و کاهش رنج و الم هستند. جورج ادوارد مور، به این نکته اذعان می­کند که این به معنی انکار هر گونه ارزشی برای  چیزهای دیگر نیست، بلکه به معنای انکار ارزش­ ذاتی ( ­Intrinsic Value ) اموردیگر است (مور، ۱۳۸۲، ).

فایده گرایی، با توسل به احساس خیرخواهی عام، ( General Benevolence ) که در سرشت هر انسان نوع ­دوستی وجود دارد، سعی در اثبات موضع خویش دارد. خیرخواهی عام یعنی همان تمایل به جستجوی خوشبختی یا پیامدهای خوب برای همه­ نوع بشر یا شاید برای همه­ موجودات ذی­ شعور (میل، ۱۳۸۸)، که اندیشه­ بنیادین فایده گرایان را شکل می­دهد. دیدگاه  فایده گرایی مبنایی روان­شناختی و سرشتی دارد. همه­ ما تمایلی درونی به افزایش لذت و خوشی و کاهش ناخوشی و رنج داریم. این مسئله خصوصا در آنجا که ما لذت و خوشی را فقط به امور محسوس و پست محدود نکرده بلکه لذات عالی را نیز در نظر داشته باشیم، بسیار معقول و قابل قبول می­ نماید. علیرغم همه­ انتقاداتی که به اصل سود و دیدگاه  فایده گرایی وارد می­شود این نظریه به دلیل مبنای سرشتی و فطری ­اش برای بسیاری از متفکرین قابل توجه و تأمل بوده است. متأسفانه برخی با فرو کاستن هر نوع جستجوی لذت و شادی به لذتهای پست و دانی و زندگی حیوانی این نظریه را رد می­کنند. در حالیکه با نظر به استدلالهای مختلف حامیان فایده گرایی در دفاع از دیدگاه خویش و با توجه به اصلاحات و تعدیلات صورت گرفته در این نظریه و نیز ویژگیهای خاص موجود در آن، شاهد اقبال گسترده اندیشمندان در قرون اخیر بوده ­ایم که ارائه­ ی تقریرهای مختلف از این نظریه می­تواند دال بر همین مطلب باشد.

جولیا درایور ­Julia Driver ، در مقاله­ خویش تحت عنوان تاریخ  فایده­ گرایی (Driver, 2009) می­گوید: « فایده ­گرایی نظریه­ ای است که معتقد است: عملی به لحاظ اخلاقی درست است که بیشترین خیر را ایجاد کند.» وی بنتام و میل را دو تن از فایده گرایان کلاسیک – یا لذت­گرا Hedonist – می­داند که خیر را به لذت تحویل می­ برند. به عقیده­ ما با توجه به تأکیدهای فراوان و نیز شواهد و قراینی که در آثار میل و به خصوص کتاب فایده گرایی میل در رابطه با کیفیت لذات و تمایز میان لذات عالی و دانی بیان شده (نک: میل، ۱۳۸۸)­، قرار دادن شخصی نظیر جان استوارت میل در این تقسیم­ بندی درست نخواهد بود. وی همچنین به تقریرهای دیگری از فایدهگرایی، نظیر شهودگرایی Intuitionism سیجویک Sidgwick ، فایده ­گرایی آرمانی Ideal Utilitarianism ، جرج ادوارد مور و همچنین  فایده ­گرایی ترجیحی آر ام  هیر R. M. Hare اشاره می­کند.

 فایده ­گرایی، با تمام تعدیل ­های صورت گرفته در آن و ارائه­ تقریرهای گوناگون همچون هر نظریه دیگری خالی از اشکال و نقاط ضعف نیست. همانگونه که جی جی اسمارت خود نیز اعتراف می­کند که دیدگاه  فایده­ گرایانه­ ای که وی ارائه می­کند مبنای نظری محکمی ندارد، اما وی به استدلال از راه بهترین تبیین، روی آورده و بیان می­کند که نظریات رقیب همچون وظیفه گرایی و دیدگاههای مبتنی بر تدبیر یا دوراندیشی Prudence ، نیز همین مشکل را دارند(Smart, 2007).

نظریات اخلاقی را از دو جهت می­توان تقسیم کرد: الزام و ارزش. نظریات فایده­ گرایانه درباب الزام اخلاقی را در مرحله­ نخست به فایده گرایی عملمحور Act-utilitarianism ، فایده گرایی قاعده ­محور Rule-utilitarianism و فایده گرایی عام General-utilitarianism تقسیم کرده ­اند. فایده گرایان عمل ­محور معتقدند که:

همواره با توسل مستقیم به اصل سود باید بگوییم که چه چیزی درست یا الزامی است. به بیان دیگر، با تأمل در اینکه کدامیک از اعمالی که پیش روی ماست ،تحقیقاً یا احتمالاً، بیشترین غلبه­ خیر بر شر در جهان را ایجاد می­کند، باید بپرسیم: «این عملِ من در این موقعیت، چه تأثیری بر غلبه­ ی کلی خیر بر شر دارد؟» نه اینکه بپرسیم: «این نوع عمل از هر کسی در این نوع اوضاع و احوال چه تأثیری بر غلبه کلی خیر بر شر دارد؟»(فرانکنا، ۱۳۸۹).

به تعبیر دیگر،  فایده گرایی عملمحور عملی را درست می­داند که بیشترین غلبه­ خیر بر شر را در یک موقعیت خاص داشته باشد؛ یا به عبارت دیگر می­توان چنین بیان داشت که  فایده گرایی عمل محور به ارزیابی مستقیم هر عمل به واسطه­ ی نتایج آن، نظر دارد. این دیدگاه کسانی همچون جرمی بنتام، جی ای مور، جوزف فلچر Joseph Fletcher  و جی جی سی اسمارت است، گرچه فلـچر به جای آن از اخلاق وضعیت Situation Ethics سخن می­گوید و فایده­ گرایی عملمحور را یکی از انواع آن می­پندارد. فایده­ گرایی عمل­محور نیز خود دارای دو صورت است: فایده ­گرایی عملمحور محض Pure Act-Utilitarianism ؛ بر اساس این دیدگاه، در هر موردی باید پیامدهای تمام گزینه­ های پیش رو سنجش و محاسبه شود و هیچگونه تعمیمی از تجارب گذشتگان پذیرفته نیست؛ در حالیکه بر اساس  فایده ­گرایی عمل­محور معتدل Modest Act-Utilitarianism استفاده از قواعدی که از تجارب پیشین اخذ شده­، مجاز دانسته شده است (همو، ۸۸-۸۹). برخی دیگر همچون اسمارت، انواع  فایده­ گرایی عملمحور را براساس اینکه آیا نتایج خوبی که باید مورد ارزیابی قرار گیرد ، نتایج مرتبط با خود فاعل است یا نتایجی است که برای کل بشر (یا موجودات حساس) خوب باشد،  فایده گرایی عملمحور، را به دو شاخه فایده گرایی عملمحور خودگرایانه (Egoistic) و فایده گرایی عمل محور کل­ گرایانه (Holistic) تقسیم می­کنند(ادواردز، ۱۳۷۸).

اما قسم دیگر از فایده ­گرایی که به فایده گرایی عام موسوم است با ترکیب اصل سود، که بنیان دیدگاه فایده گرایی را تشکیل می­دهد، با اصل تعمیم ­پذیری، که وظیفه گرایی همچون کانت به آن تأکید می­کرد، موضع خویش را ابراز می دارد. به عبارت دیگر، فایده ­گرایی عام ، به ما می­گوید عملی درست است که بیشترین غلبه خیر بر شر را در یک موقعیت خاص، به شرط تعمیم ­پذیر بودن آن، داشته باشد.  فایده ­گرایی عام، می­خواهد بگوید که اگر انجام عملی را برای فردی درست و مجاز بپنداریم، آن عمل باید برای همه کسانیکه در آن شرایط هستند نیز درست و مجاز باشد(فرانکنا، ۱۳۸۹).

فایده ­گرایی قاعده ­محور، از جهت توسل به یک قاعده در موارد جزئی همانند وظیفه گرایی است،­ و از این جهت اشکال قاعده­ پرستی Rule Worship به هر دو نظریه وارد است، اما بر خلاف وظیفه گرایی معتقد است که حداقل در حالت عادی، اصل سود، تعیین­ کننده قواعد است یعنی عمل بر طبق قاعده­ ای که بیشترین سود را دارد عمل درست خواهد بود. مطابق این دیدگاه اگر هرکسی به طور کلی – یا اغلب – بر اساس قواعد رایج عمل کند، خیر یا خوشبختی عمومی، بیشتر حاصل خواهد شد. فایده گرایی قاعده ­محور، خود به سه شاخه تقسیم می­شود. فایده گرایی قاعده محور اولیه؛ که در آن، قواعد صرفا نتایجی را ضابطه بندی می­کنند که فایده ­گرایی عام به آنها می­رسد. قسم دوم فایده گرایی قاعده محور عملی (واقعی) است بر اساس این دیدگاه یک فعل در صورتی درست است که با قواعد اخلاقی مقبول یا رایج جامعه موافق باشد و در صورتی خطاست که اینگونه نباشد. و سرانجام، فایده گرایی قاعده محور آرمانی، که بر دو گونه است: یکی آنکه معتقد است عمل، اگر و تنها اگر با مجموعه­ ای از قواعد سازگار باشد که موافقت عمومی با آنها، سود را به بالاترین حد ممکن می ­رساند، درست است و دیگری معتقد است یک عمل درست است، اگـر و تنـها اگـر بـا مجموعه­ ای از قـواعد وفـق یابد که متابعت عمومی از آنها، سود را به حداکثر می­رساند- و چنین تصور می­شود که متابعت، چیزی کمتر از موافقت با یک قاعده است(فرانکنا، ۱۳۸۹).

 

۲. انتقادات وارد بر فایده گرایی

از آنجا که انتقادات وارد بر فایده­ گرایی در مواضع متعدد مورد بحث و بررسی پژوهشگران حوزه فلسفه اخلاق قرار گرفته است، ما در اینجا صرفا برخی از مهمترین و رایج ­ترین انتقادات مطرح شده علیه فایده گرایی را ذکر کرده و سپس اشکال محاسبه نتایج عمل را مطرح کرده و آراء اسمارت در این خصوص را که موضوع اصلی این مقاله است، مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.

۲-۱. عدم انحصار ارزش ذاتی در لذت

 عده ­ای همچون جی ای مور، این اشکال را به فایده گرایی وارد دانسته ­اند که بر خلاف نظر هواداران نظریه فایده گرایی، تنها لذت، دارای ارزش ذاتی نیست بلکه اموری دیگر همچون ایثار، حس نوع ­دوستى، فداکاری براى نزدیکان, دین, ملت و کشور خویش و… امورى هستند که انسان­ها آنها را براى کسب لذت انجام نمى دهند چرا که غالباَ لذتی به همراه آنها نیست بلکه فی حد ذاته برای آنها ارزش قائل می­شوند. انسان چون چنین اموری را خوب و ارزشمند می پندارد با دستیابی به آنها خوشحال می شود، نه اینکه چون آنها باعث خشنودی او می­شوند آنها را خوب و ارزشمند بپندارد ( مور، ۱۳۸۸؛ ریچلز، ۱۳۸۹).

به نظر می­رسد این اشکال – در صورت پذیرش – بیشتر دیدگاه فردی همچون بنتام را به چالش خواهد کشید؛ چرا که میل با تمایزی که میان لذات عالی و دانی قائل می­شود تا حدی از این اشکال می گریزد. انتقادی که میل به بنتام وارد می کند آن است که وی اولاً معیار کیفیت را در محـاسبه لذت وارد نکـرده است و ثانـیاً خوشبختی انسانها را مفهوم واحد بسیطی فرض نمی کند(میـل، ۱۳۸۸). امـا در اینجـا نیـز مجددا اشکالی پیش می آید و آن اینکه تمسک به معیار لذت به تنهایی نمی تواند هنگام گزینش میان لذت های ناهمگون راهنمای ما باشد. مثلا خوشبختی حاصل از خوردن یک نوشیدنی و شنا کردن یا خوشبختی حاصل از زندگی به سبک یک راهب یا یک نظامی قابل مقایسه با یکدیگر نیست و نمیتوان گفت که کدامیک خوشبختی بیشتری را ایجاد می­کند چرا که هیچ معیار کمی یا کیفی برای اندازه گیری میزان این خوشبختی ها وجود ندارد. با توجه به این ویژگیِ ناهمگونیِ لذتها و خوشبختی­ها، مفهوم بیشترین خوشبختی برای بیشترین افراد که بنتام مطرح کرده و میل بر آن تأکید میکند فاقد هرگونه محتوای روشن و کاربرد عینی در اعمال ما خواهد بود(مک­اینتایر، ۱۳۹۰).[۴]

مور، در کتاب اخلاق خود، به منظور ارائه راه حلی مناسب برای این مطلب، موضعی متفاوت اخذ ­کرده و می­گوید موضع وی در فایده گرایی به هیچ وجه متضمن این مطلب نیست که لذت تنها چیز ذاتاً خوب و الم تنها چیز ذاتاً بد است:

« نظریه ما به هیچ وجه تصدیق نمی کند که لذت تنها چیزی است که ذاتا خوب است و الم تنها چیزی است که ذاتا بد است. به عکس تصدیق می­کند که هر کلی که مقدار فزونی لذت بر الم در بر داشته باشد ذاتا خوب است، صرف نظر از اینکه علاوه بر آن، چه مقدار چیزهای دیگر ممکن است در بر داشته باشد؛ و همچنین هر کلی که مقدار فزونی الم بر لذت داشته باشد ذاتا بد است» (مور، ۱۳۸۲).

 مور معتقد است این وضعیت یا حالت امور است که تعیین کننده­ خوبی ذاتی آن است. وی تمایزی میان یک چیز « نهایتاً خوب » یا « خوب لنفسه » با یک کل « ذاتا خوب » قائل می­شود. تفاوت یک چیز « نهایتاً خوب » یا «خوب لنفسه» با یک کل « ذاتا خوب » در آن است که یک چیز نهایتاً خوب، حتی اگر – در یک جهان ممکن مفروض- به تنهایی وجود داشته باشد باز هم خوب خواهد بود، در حالیکه یک کل « ذاتا خوب » ممکن است اجزایی داشته باشد که ذاتاً خوب نباشند. یعنی اگر به تنهایی وجود داشته باشند، خوب نباشد(همو، ).

به نظر می رسد آنچه که الکساندر مک اینتایر، آن را فاقد محتوای روشن می­داند، نیازی به محتوای روشن، از آن نوع که وی می­گوید ندارد. مفهوم لذت یا سود، مفهومی است که با توجه به وضعیت امور معنا می یابد. سود یا لذت حتی ممکن است از فردی به فرد دیگر تغییر کند؛ بدین صورت عملی در یک وضعیت و برای یک فرد، سودمند و درست باشد و در جای دیگر و برای دیگری اینگونه نباشد. اینکه ما ارزیابی و محاسبه امور را چگونه انجام می دهیم مسأله ای دیگر است که دیدگاه اسمارت در این باره قابل توجه است.

در پاسخ به این اشکال که «لذت به تنهایی دارای ارزش ذاتی نیست» و اینکه گفته می شود ما افعال مختلف را با انگیزه های متفاوتی به جز لذت – نظیر ایثار، رضای خداوند، نوع دوستی، انجام وظیفه و… – انجام می دهیم، می­توان اینگونه بیان داشت که حتی در مسئله ای نظیر ایثار هم می­توان از  فایده گرا بودن فاعل سخن گفت. به هر حال انسان بدون انگیزه، میل و اراده نسبت به انجام هیچ فعلی را پیدا نمی کند؛ این انگیزه را هرچه که باشد – خواه مادی باشد خواه معنوی – می توان همان سود و فایده ای دانست که فاعل در پی آن بوده است(میل، ۱۳۸۸، ).

به اعتقاد نگارنده این نوشتار، به لحاظ روانشناختی تمامی انسانها در افعال خود به نوعی به دنبال سود و منفعت هستند. چرا که سود و فایده، انگیزه غایی و بنیادین فاعل برای انجام فعل است. اساسا انسان عاقل انجام کار بدون در نظر گرفتن سود و منفعت را عبث می پندارد. جای بسی تعجب است که برخی با برداشتی نادرست از معنا و مفهوم سود به راحتی از کنار نظریه فایده گرایی می­گذرند. شاید این امر به علت این برداشت خطاست که این گروه بدین گمان هستند که  یـک فایده گرا، تنـها به لذت بها می دهد و آن را نیز امری عینی می پندارد؛ اما مقصود از سود و فایده ای که ما آن را بنیان روان­شناختی کلیه افعال انسان می­دانیم، تنها لذت نیست بلکه می­توان گفت لذت تنها یکی از امور فایده مند است. برخی از امور سودمند، عینی و برخی ذهنی اند؛ برخی مادی و برخی معنوی اند و… اگر خوب دقت شود، پایه و اساس سایر نظریات اخلاقی نیـز بـر مبنای فایده و سود بنا شده است(میل، ۱۳۸۸). البته در پاسخ به منتقدینی که اشکال می­کنند که فایده گرایی بیش از اندازه بر یکی از انگیزه های بشری- یعنی لذت – تأکید می کنند (شهریاری، ۱۳۸۸) باید گفت، از موضع مورد حمایت ما، لذت تنها یکی از امور ارزشمند و مفید است و فایده و سود را نباید مساوی یا مساوق آن دانست چرا که مفهوم سود و فایده و منفعت اعم از مفهوم لذت است. و اگر منظور این گروه این باشد که  فایده گرا بیش از اندازه بر سود و منفعت تأکید می­کند به اعتقاد ما، این مطلبی است که هیچ­ انسانی اگر خوب اندیشه کند – خواه فایده گرا باشد یا نباشد- از پذیرش آن إبایی ندارد.

اسمارت دیدگاه بنتام را در اینکه لذت، تنها معیار ارزیابی پیامدها باشد رد می­کند؛ چرا که اگر میزان لذت، تنها معیارِ خوبیِ عمل باشد، امکان دارد که در یک زمان خاص یک فیلسوف خشنود و راضی به خوبی یک گوسفند خشنود و راضی باشد. در چنین حالتی ما باید بپذیریم که با پیش­گیری از موالید انسانی، جمعیت انسان­ها را کاهش داده و در عوض به افزایش جمعیت گوسفندان کمک کنیم. حال آنکه قبول چنین چیزی برای ما دشوار است (Smart, 2007). بر این اساس همه منتقدانی که می گویند فایده گرایان ، لذت را تنها معیار ارزیابی درستی و نادرستی افعال می­دانند، در برابر تقریر اسمارتی حرفی برای گفتن نخواهند داشت.

 

۲-۲. ناسازگاری فایده گرایی با شهودهای اخلاقی ما

این اشکالی کلی است که بسیاری از مثالهای نقضی را که بر علیه نگرش فایده گرایانه در حوزه اخلاق مطرح می شود، در برمی­گیرد. مثالهای نقضی که تقریباً پایه و اساس همه آنها یک چیز است و آن « ناسازگاری با شهودهای اخلاقی یا عقلانی » بشر است. ما سعی می­کنیم برخی از مثالهایی را که افراد مختلف علیه فایده گرایی ارائه کرده اند بیان کرده و سپس پاسخ های مشترکی را برای همه­ آنها بیان کنیم. بدیهی است که مثالهای مطرح شده از جنبه های مختلف می توانند ذیل عناوین مختلف قرار ­گیرند، لیکن ما برای سهولت کار آنها را ذیل یک عنوان بررسی می کنیم.

     ۲-۲-۱. نقض حقوق فردی و اجتماعی افراد دز نظریه فایده گرایی

گاهی اصل بیشترین خوشبختی برای بیشترین افراد – که حامیان اندیشه فایده گرایی از آن سخن می­گویند – مستلزم نقض آزادی­ها و حقوق فردی و اجتماعی اشخاص است. این اشکال همچنین تحت عنوان « تعارض با اصل برابری یا عدالت Equality » نیز مطرح شده است.[۵] ما به این دلیل انتقاد « تعارض با اصل عدالت » را ذیل عنوان «نقض حقوق افراد» مطرح می کنیم که اغلب مثال های مطرح شده از سوی کسانیکه این انتقاد را مطرح می­کنند همان نادیده گـرفتن یکی از حقـوق انسانی ، همچون حق حیات و غیره است.

کسانیکه چنین انتقاداتی را مطرح می­کنند، این فرض را بدیهی می­ پندارند که همه ی انسانها دارای حقوق و شئون اخلاقی برابر هستند. بر این اساس، مثلا اگر بیشتر افراد یک جامعه از دیگرآزاری لذت ببرند، بر طبق اصول  مورد حمایت فایده گرایی باید این کار را بر آرامش و حقوق دیگران مقدم بداریم. اگر در جایی حکم قتلی ناعادلانه در مورد یک فرد باعث ایجاد رعب و وحشت در مجرمان و برقراری آرامش در جامعه گردد، به نظر می­ رسد که فایده گرایی همچون میل در پذیرش این مسئله ناچار است؛ اما از طرف دیگر، تأکیدی که میل بر آزادی و حقوق افراد دارد، به نظر می­رسد که در تعارض با اصل بیشترین خوشبختی برای بیشترین افراد باشد (شهریاری، ۱۳۸۸). به تعبیر دیگر گاهی اوقات پیش می­آید که نقض عدالت، نتیجه بهتری نسبت به اجرای عدالت دارد. بر این اساس فایده گرایی با آرمان عدالت­ خواهی در تقابل خواهد بود. رالز در این رابطه اشاره می­کند که مسائلی همچون آزادى و حقوق فردى و اجتماعى براى مردم از اولویت و ارزش بالایى برخوردارند حتى بالاتر از رفاه و سود همگانى؛ حقوق طبیعى انسان­ها را نمى­توان به بهانه سود و رفاه اجتماعى از آنها سلب کرد(ساندل ، ۱۳۷۴،).

 

۲-۲-۲. انتقاد به اصل بی­طرفی ­Impartiality فایده گرایی : وظایف ما در قبال افراد خاص

اصل بی طرفی، در نظریات اخلاقی به معنای فضیلتِ یکسان رفتار کردن با خود و دیگران است؛ به عبارت دیگر یعنی انسان منافع خودش را بر دیگران ترجیح ندهد و یا اگر در مقام داوری بین دو فرد یا گروه دیگر است، قضاوت وی به هیچ وجه تحت تأثیر منافع و یا زیانهایی که به آن فـرد یا گروه می­رسد، قرار نگیرد. اصل بی طرفی، ارتباط وثیقی با مفاهیم برابری، عدالت Justice و انصاف Fairness دارد (Bunnin & Yu, 2004). اصل بی طرفی، یکی از بنیادی ترین اصولی است که جمیع علمای اخلاق بر آن تأکید کرده اند و در هر نظریه معقول و قابل قبول اخلاقی باید این اصل رعایت شود. اما به نظر این نکته واضح است که اندیشه های اخلاقی ما هیچگاه بی طرفانه نبوده و نیستند. ما در روابط خود نسبتهایی با افرادی خاص همچون پدر، مادر، همسر، فرزند و…  داریم و در مقابل آنها وظایفی را بر عهده ی خود می بینیم که نمی­توانیم به راحتی از زیر بار این وظایف و مسئولیت ها شانه خالی کنیم.[۶]

وضعیتی را فرض کنید که در آن ما بین نجات دو نفر مرددیم. در یک چنین وضعیت بحرانی، اگر ما بین نجات جان دو نفر مردد باشیم که هیچ نسبت و مسئولیتی نسبت به آن افراد نداریم شاید – و البته فقط شاید – تصمیم­گیری برای ما آسان باشد؛ اما هنگامی که یکی از آن دو نفر، فردی باشد که ما در قبال آن وظیفه ای اخلاقی خاصی را احساس می­کنیم، نمی توان به اصل بی طرفی و اصل فایده، آنگونه که یک  فایده گرا انتظار دارد پایبند بود. اکثر انسان­ها – و شاید همه ی انسان­هایی که در جهان واقعیِ ما زندگی می کنند – اگر بین نجات جان یکی از بستگان یا نزدیکان خود و فردی غریبه که حتی ممکن است دانشمندی بزرگ و بسیار مفید برای تمامی انسانها باشد ناچار به انتخاب شوند، احتمالا نجات کسی را انتخاب خواهند کرد که وابستگی عاطفی نسبت به وی دارند. ژکس می­گوید اگرچه این درست است که ما باید نفع جمع را مد نظر قرار دهیم اما نباید ما احساسات و تمایلات خودخواهانه ی بشر را نیز از نظر دور داریم. فایده گرایی نظریه ای خود متناقض است زیرا از یک سو فرد را به بی غرضی و بی طرفی توصیه می کند و از سوی دیگر مبنای فلسفه خویش را بر پایه نفع طلبی (خواه برای خود خواه برای دیگران) بنا نهاده است(ژکس، ۱۳۶۲).

۲-۲-۳. نتایج عجیب و غریب فایده گرایی

کسانی که این اشکال را مطرح کرده اند بر این باورند که پذیرش اصول  فایده گرایی در عمل منجر به ایجاد پیامدهایی خواهد شد که انسان از پذیرش آنها ابا دارد یا به اصطلاح اندیشه روشن بینانه اخلاقی Enlightend moral thinking،  فایدهگـرایی را رد می­کـند و به تعبیر ما با شـهودهای عقلانی ما ناسازگار است. به عنوان مثال شهری را در نظر بگیرید که در آن انسانها از دیدن صحنه اعدام دیگران چنان لذتی می­برند که حتی اگر فرد بیگناهی را هم به دار بیاویزند، لذت آنها به حداکثر می­رسد. بر این اساس یک  فایده گرا نیز باید چنین عملی را تأیید کند و شما هم اگر واقعا  فایده گرا باشید باید دوست داشته باشید که به دار آویخته شوید. و چون هیچکس نمیتواند چنین خواسته ای داشته باشد، هیچکس هم نمیتواند با سازواری، فایده گرا باشد(گنسلر، ۱۳۸۹).

 

۲-۲-۴. پاسخ به اشکالاتی که بر مبنای تعارض با شهودهای اخلاقی بیان می­شوند

در پاسخ به مثالهای انتقادی از این نوع علیه فایده گرایی، که به شهودهای عقلانی متوسل میشوند، می­توان چند نکته را متذکر شد: اول اینکه چنین مثالهایی اکثرا دور از ذهن و غیر واقعی هستند(ریچلز، ۱۳۸۹). به نظر نگارنده این نوشتار، اینکه « فرض کنیم شهری وجود دارد که همه مردم آن از دیدن صحنه­ اعدام لذت می­برند »، هیچ مشکل عملی را حل نمی کند. اگر فرضی به این غریبی روا باشد، پاسخ  فایده گرا از این غریب تر نخواهد بود که بگوید « اگر شما چنین شهری را پیدا کردید، ما در آن تن به اعدام خود خواهیم داد! ».

ثانیاً، شما ازکجا مطمئنید که اگر مثلا فرد بی­گناهی را برای جلوگیری از شورش بکشید، عواقب آتی آن – زمانی که دروغ شما فاش شود- بدتر از زمانی که چنین کاری را انجام نمی دادید، نخواهد بود؟ مثالِ « جامعه ای که بیشتر افراد آن از دیگرآزاری لذت می­برند » نیز در زمره همین گونه مثالهاست و می­توان پاسخ آن را نیز به همین نحو داد. علاوه بر این، این اشکال به همه­ نظریاتی که در تبیین مواضع خود به شهودهای اخلاقی متوسل می­شوند وارد است که خودِ « شهودهای اخلاقی » معیار ثابتی ندارند و بسیار دچار خطا می­شوند(گنسلر، ۱۳۸۵). چه بسیارند شهودهای اخلاقی در میان مردم هر جامعه­، که تحت تأثیر فرهنگ و تعصبات و خرافات به بیراهه رفته اند.

۲-۳. مشکل محاسبه در فایده­ گرایی

بنتام در ارزیابی و محاسبه لذت و الم معیارهایی را مد نظر قرار می­داد. شدت، دوام، قطعیت، قرابت، باروری، خلوص و گستردگی عملی معیارهای هفت گانه بنتام در محاسبه میزان و ارزش لذت را تشکیل می­دهند. از آنجا که بنتام فقط تفاوت کمّی میان لذات را لحاظ می کرد، و این باعث بروز مشکلات زیادی برای این اندیشه می شد، میل معیار کیفیت را هم به این معیارها اضافه کرد (میل، ۱۳۸۸). مشکل محاسبه در فایده گرایی، یکی از مشکلات اساسی پیش روی  حامیان این اندیشه است که از همان زمانیکه بنتام و میل این دیدگاه را به عنوان نظریه ای در اخلاق هنجاری مطرح کردند، ذهن متفکرین این حوزه را به خود مشغول داشته است. پس از آن نیز اکثر غریب به اتفاق فیلسوفانی که اصل فایده را به عنوان اصل غایی اخلاقی خویش پذیرفته اند، با آن دست به گریبان بوده­ و در صدد ارائه راهکاری برای حل انتقادات وارد بر این اصل برآمده اند. گاه این امر باعث شده که برخی از افرادی که در صدد یافتن پاسخی برای برون رفت از این مشکل بوده اند، به حدی از اصول مورد قبول این نظریه فاصله بگیرند که اگر نیک بنگریم دیگر نمی­توان آنها را  فایده گرا دانست.

جی جی سی اسمارت را می­توان یک فیلسوف فایده گرای عمل­محور معتدل دانست که به نوبه خود درصدد پاسخگویی به مشکل محاسبه در فایده­ گرایی بر آمده است تا تفسیر و نسخه جدید و معقولی از این نظریه ارائه دهد. علیرغم انتقاداتی که به فایده گرایی اسمارت وارد است – و ما در جای دیگر به آن خواهیم پرداخت – شیوه ای که وی در ارزیابی و محـاسبه پیامدهای خـوب و بـد یـک عمـل اتخاذ می­کـند درخور توجه است. ما ابتدا برخی از اشکالات وارد شده به محاسبه پیامدهای عمل در نظریه فایده گرایی را بیان کرده و پس از آن دیدگاه اسمارت را در پاسخ­گویی به این انتقادات ارائه شده است، بیان خواهیم کرد.

۲-۳-۱. انواع مختلف لذت یا خوشی قابل محاسبه نیستند

منتقدان بر این باورند که بر خلاف آنچه حامیان نظریه فایده گرایی تصور می­کنند، لذت و الم را نمی توان با مقادیر کمی نشان داد تا بتوان به وسیله ارزیابی و محاسبه سرجمع لذت و الم حاصـل شـده، بـه قضـاوت درباره درستی یا نادرستی یک عمل پرداخت (گنسلر ، ۱۳۸۵). همچنین، از طرف دیگر می­توان این اشکال را به فایده گرایی وارد دانست که چون لذات نوعا بایکدیگر متفاوتند، از اینرو لذات عالی و دانی بایکدیگر قیاس ناپذیرند(واربرتون، ۱۳۸۸ ). به عنوان مثال اساسا سوال از اینکه لذت خواندن کتاب بیشتر است یا شنا کردن، به نظر سوالی بی معنی می آید، چه رسد به محاسبه مقدار سود یا لذت آن. در جایی که پای محاسبه دو نوع متمایز از لذت به میان می آید، از آنجا که ملاک و معیار مشترک و مشخصی برای سنجش آنها وجود ندارد، ما را در انجام محاسبه بلاتکلیف می گذارد. همچنین به نظر می­رسد باید به این نکته نیز توجه کرد که تمایز میان لذات ممکن است با اغراض و تمایلات شخصی صورت گیرد؛ مثلا یک ورزشکار فوتبال را عالی­ترین لذت می­داند در حالیکه که یک فیلسوف فعالیتهای فکری را برتر می داند. حتی در میان لذاتی که بر اساس تقسیم بندی جان استوارت میل در یک گروه قرار می گیرند، امکان اختلاف نظر وجود دارد. مثلا دو لذت حاصل از خواندن شعر و حل مسأله ریاضی را در نظر بگیرید. با وجود اینکه هر دو به نظر جزو لذات عالی هستند ممکن است یک فرد علاقمند به حل مسائل ریاضی که هیچ درکی از شعر و ادبیات ندارد، خواندن شعر را کاری بیهوده و فاقد لذت به حساب آورد. با در نظر گرفتن این نکته کار محاسبه دشوارتر می نماید.

اسمارت در فراخلاق موضعی ناشناخت گرایانه­ اتخاذ می­کند و بر اساس آن کارکرد کلمات «باید» و «خوب» را ابتداً بیانِ تجویز و موافقت Express Approval یا به تعبیر دیگر امرکردن Commend می­داند. وی می­گوید با واژه “باید” ما به افعال امر می­کنیم اما من واژه “خوب” را برای امر کردن به وضعیت امور States of Affairs به کار می برم و معتقد است که اگر ما بتوانیم با اطمینان به تمامی پیامدهای دو عمل الف و ب علم پیدا کنیم و اگر آنها تنها اعمال ممکن پیش روی ما باشند، یک حامی فایده گرایی عمل­محور اگر گمان کند که مجموع پیامدهای الف بهتر از ب هستند ، امر به انجام الف خواهد کرد. بیان واژه بهتر خودش امر به آن محسوب می­شود. بنابراین یک فایده گرای عمل محور باید دو نوع ارزیابی و محاسبه­ انجام دهد: ۱)ارزیابی پیامدهای هر عمل ۲)ارزیابی و مقایسه اعمال ممکن پیش رو با یکدیگر. اسمارت بیشتر ارزیابی نوع دوم یعنی ارزیابی و مقایسه اعمال را مورد توجه قرار می­دهد (Smart, 2007).

اگر ما بتوانیم پیامدهای آتی دو عمل الف و ب را با قطعیت پیش بینی کنیم برای تصمیم گیری درباره اینکه کدام عمل را انجام دهیم باید ابتدا مجموع پیامدهای الف را تصور کرده و به دقت روی آنها فکر کنیم. سپس مجموع پیامدهای ب را تصور کرده و به دقت روی آنها فکر کنیم و ببینیم به عنوان یک انسان و فردی خیرخواه – در حالیکه خود را فقط به عنوان یک فرد و به میزان برابر با دیگران منظور داشته ایم – پیامدهای کدام را ترجیح می دهیم. به تعبیر دیگر ما صرفا به دنبال مقایسه دو وضعیت کلی Total Situation هستیم نه جمع بندی یا محاسبه میزان لذت یا خوشبختی، و می توانیم بگوییم که یک وضعیت کلی نسبت به دیگری بهتر است. مثلا اغلب مردم یک وضعیت کلی را که در آن یک میلیون انسان، خوب می­خورند و می­پوشند و از لذتهای مختلف بهره می­برند را بر یک وضعیت کلی که در آن ۹۹۹،۹۹۹ نفر دارای چنین شرایطی به همراه یک نفر با دندان درد و بیماری وجود دارد، ترجیح خواهند داد(ibid, ). اسمارت می­گوید با استفاده از روش مقایسه دو وضعیت کلی، ما از اشکال رایج به فایده گرایی که شامل تصور نامعقول جمع بندی و محاسبه خوشی است در امان می مانیم. یعنی صرفا تصور کردن دو یا چند وضعیت کلی و گفتن اینکه کدامیک ترجیح دارد. از این رو ما تنها به یک مقایسه ترتیبی نیاز داریم نه محاسبه ای کمی و عددی(ibid).

همچنین اسمارت، سه ویژگی را برای خوشی های مختلف ذکر می­کند که در تمایز نهادن میان آنها و ترجیح یکی بر دیگری به ما کمک می­کند:

الف) مقدار بیشتر: افزایش خوشبختی نسبت به توزیع برابر آن ارزش بیشتری دارد

ب) احتمال وقوع بیشتر: خوشبختی های با احتمال وقوع بیشتر، ارزش بیشتری دارند

ج) کیفیّت برتر: لذتهای عقلانی نسبت به دیگر لذات در درجه بالاتر قرار دارند.

همه آنچه ما باید برای ترجیح میان لذات انجام دهیم، به میان آوردن وضعیت کلی  پیامدها است (ibid, ).

 

۲-۳-۲. اغلب اوقات، زمان برای محاسبه نتایج اعمال پیش رو محدود است

محاسبه اینکه کدامیک از اعمال ممکن پیش رو احتمالا من حیث المجموع بیشترین سعادت، را به بار خواهد آورد کاری دشوار و در بعضی مواقعِ حساس و اضطراری، ناممکن به نظر می­رسد. مثلا وضعیتی را تصور کنید که ما در موقعیتی قرار گرفته ایم که زمانی برای محاسبه نداریم مانند جایی که چند نفر در ساختمانی که دچار حریق شده است گرفتار شده اند و ما – مشروط به اینکه به سرعت وارد عمل شویم –  فقط می­توانیم یکی از آنها را نجات دهیم( واربرتون، ۱۳۸۸). در چنین موقعیتی محاسبه اینکه نجات جان کدام فرد بیشترین  سود را خواهد داشت، صرفا زمانی را که می­توانیم برای نجات جان آن یک نفر صرف کنیم نیز از ما می­گیرد و به عبارتی زیانِ انجام چنین محاسبه ای بیشتر از سود آن خواهد بود.

 پاسخ میل به این انتقاد آنست که ما باید به قواعد تجربی متوسل شویم و نیازی نیست در هر مورد دست به محاسبه­ بزنیم چون ما زمانی به اندازه طول عمر بشر برای انجام چنین محاسباتی داشته ایم. به راحتی نمی توان اصول اخلاقی رایج را که محصول حافظه­ تاریخی بشر است نادیده گرفت زیرا این امر بدین معناست که تمامی انسانهایی که در طول تاریخ براساس این اصول عمل کرده اند در اشتباه بوده اند(میل، ۱۳۸۸). عدم پذیرش این پاسخ میل، منجر به اتخاذ موضعی ناواقع گرایانه می­گردد که خود دچار مشکلاتی جدی است و بررسی آن در حوصله این نوشتار نمی­گنجد.

اسمارت در جواب گروهی که برای دفاع از موضع خویش می گویند که چون ما در بسیاری از مواقع برای محاسبه زمان کافی نداریم، پس بهتر است به قواعد متوسل شویم، می­گوید: اگرچه ممکن است ما تمایل داشته باشیم که خود را به عمل کردن بر طبق قواعد خاص عادت دهیم چرا که اولا، عمل کردن بر طبق این قواعد عموما بهترین نتیجه را در پی دارد و ثانیا، ما اغلب برای  محاسبه زمان نداریم؛ اما فایده گرایی عمل­محور، این قواعد را به عنوان قواعد سرانگشتی صرف Mere Rule of  Thumb به حساب می آورد و آنها را نیز صرفا به عنوان راهنمایی های اولیه به کار می برد. به عبارت دیگر یک فرد معتقد به نظریه فایده گرایی عمل­محور هنگامی که برای فکر کردن و محاسبه، زمان نداشته باشد و هنگامیکه اعمالش را از روی عادت – و نه از روی تفکر اخلاقی – انجام می­دهد، بر طبق قواعد عمل خواهد کرد. اسمارت معتقد است مسائلی همچون کمبود زمان، خستگی ذهن در اثر محاسبه مداوم در هر عملی، تعصبات شخصی در موقع تصمیم گیری [ غفلت و…]، باعث می­شود برای اینکه از موضع  فایده گرایی عدول نکنیم به قواعد متوسل شویم(Smart, 2007). به عنوان مثال بهتر است برای پیشگیری از خستگی ذهن به قواعد متوسل شویم و ذهن خود را برای انجام فعالیتهای سودمند دیگر آماده نگاه داریم.

۲-۳-۳. پیامدهای اعمال ما نامحدودند

ما اساسا نمی­توانیم نتایج اعمالمان را پیش­بینی و محاسبه کنیم؛ چرا که دامنه اثرات افعال ما بسیار گسترده بوده و اغلب اوقات تا بی­نهایت ادامه دارد. شاید بتوان با ظن قوی گفت عمل (الف) در طول پنج دقیقه آتی نتایج (ب) را به همراه خواهد داشت. اما خود (ب) نیز ضرورتاً پیامدهایی خواهد داشت و همینطور تا آخر زمان این مسئله ادامه پیدا می­کند. کجا این پیامدها متوقف خواهند شد تا ما بتوانیم محاسبه کنیم که آیا عمل نخستین ما درست بوده است یا نه؟(پالمر، ۱۳۸۸).

اما اسمارت در پاسخ به این انتقاد، به  تمثیل­ امواج آبگیر Ripples on a Pond Model متوسـل می­شود و می­گـوید: پیامدهای اعمال نیز مانند حیات تمامی موجودات ذی ­شعور تا بی­نهایت ادامه نمی یابد و بالاخره از بین می رود. علاوه براین ما معمـولا در عمـل نیـازی به در نظر گرفتن پیامدهای بعید نـداریم چرا که آنها مانند امـواج آبگیر – زمانی که سنگی را در آن می اندازیم – نهایتا به صفر نزدیک می­شوند. ممکن است باز انتقاد شود که به نظر می­رسد که نه تنها پیامدهای اعمال ما کم نمی­شوند بلکه هر قدر فاصله میان پیامدهای یک عمل از خودِ آن عمل بیشتر شود، آن پیامدها افزایش می یابند.

اسمارت در پاسخ به انتقاد اخیر اینگونه پاسخ می­دهد که اگر ما این پیش­فرض را بپذیریم که هر نسلی نسبت به نسل پیش از خود خوشبخت­تر می­شود، دیگر نگران ناشناخته بودن پیامدهای بعید اعمال نخواهیم بود. ما بدون اینکه پیامدهای بعید را از محاسبات خود کنار بگذاریم قادر به انجام هیچ کاری نخواهیم بود و این همان کاری است که ما اغلب در زندگی روزمره خود نیز انجام می­دهیم. ما برای اینکه  فایده گرایی را در عمل کارآمد سازیم به تمثیل امواج آبگیر نیاز داریم(ibid).

آنچه که اسمارت در اینجا مطرح می­کند بیانی پراگماتیستی است که در سرتاسر اندیشه وی به چشم می خورد. او ما را به آنچه که مردم در زندگی واقعی خویش انجام می­دهند ارجاع می­دهد. انسانها غالبا بر اساس محاسباتی که در زندگی روزمره شان دارند، پیش­بینی هایی را انجام می­دهند و براساس آن نیز عمل می­کنند. کسانی که محاسبه پیامدها را غیرممکن می­دانند اگر نگاهی به امور خود بیاندازند مشاهده می­کنند که چه بخواهند و چه نخواهند باید برای ادامه حیات محاسباتی را انجام دهند. شاید این بدان سبب است که ما رابطه عمل و عکس العمل و همچنین علت و معلول را در ذهن خود داشته و بر اساس آن عمل می­کنیم. در یک نگاه دقیقتر شاید بتوان گفت که بدون پیش­بینی و محاسبه اعمال ادامه زندگی برای انسان بسیار سخت و یا غیرممکن خواهد بود. با توجه به نظرات  بیان شده از سوی اسمارت می­توان گفت وی تنها پیامدهای کنونی و آینده نزدیک یک عمل را مد نظر دارد. به عبارت دیگر اگر آینده را به سه قسمت یعنی بعید، نسبتاً نزدیک و نزدیک تقسیم کنیم، اسمارت فقط قسم سوم را به عنوان پیامدهای عمل در پیش­بینی ها و محاسبات خود لحاظ می­کند.

۲-۳-۴. پیش­بینی پیامدهای آتی یک عمل خارج از قدرت و اراده ماست

مور در کتاب اخلاق خود این انتقاد را جدی­ترین انـتقاد بـه فایده گرایی می­داند (مــور ، ۱۳۸۲). جورج ادوارد مور معتقد است که ما به ندرت می­توانیم بگـویـیم از میان شیوه های عمل پیش روی ما کدامیک بهترین پیامدها را خواهند داشت چرا که همواره احتمال ایجاد پیامدهای ناخواسته و غیرمترقبه وجود دارد. یک حادثه پیش­بینی نشده همواره ممکن است دقیق­ترین محاسبات ما را باطل کند و حتی در عمل به جای بهترین نتایج به بدترین نتایج ممکن منتهی گردد. ممکن است کسی نتایج خوبی را برای یک عمل پیش­بینی کند و بنابرین آن عمل برای وی درست باشد اما بر حسب اتفاق پیامدهای بدی به بار آورد. البته این فرض به شکل دیگر هم قابل تصور است که فردی پیامدهای عملی را بد بداند و با این حال اقدام به انجام آن کند ولی بر حسب اتفاق عمل وی بهترین نتایج را به همراه داشته باشد. در چنین مواردی، یک هوادار فایده گرایی اگر صرفا محاسبه نتایج را در نظر بگیرد باید عمل نفر اول را که به نظر درست می رسید، نادرست و عمل فرد دوم را که به نظر نادرست می­رسید، درست بداند و حال آنکه این امر با شهودهای اخلاقی ما ناسازگار است. پیروان فضیلت گرایی ، به همین دلیل است که توجه خود را به درون فاعل معطوف داشته اند و در مقابل نظریات حامیان نتیجه گرایی موضع گرفته اند.

جی ای مور، خود بر اساس تمایز میان آنچه که درست یا غلط است و آنچه که اخلاقا سزاوار ستایش یا نکوهش است، به این اشکال پاسخ می دهد(همو،). وی می­گوید کسی که انتظار پیامدهای خوبی از عملش داشته اما به سبب وقوع حادثه ای پیش­بینی نشده، پیامدهای بدی با عملش به بار آورده است را نباید نکوهش کرد ولی این دلیل نمی­شود که عمل او را درست بدانیم. فعل چنین فاعلی نادرست است اگرچه وی سزاوار سرزنش نیست. و عکس این استدلال نیز در مورد فاعلی که با علم به بد بودن فعلش بدان مبادرت ورزیده اما بر حسب اتفاق عمل او نتایج خوبی به بار آورده صادق خواهد بود که عمل چنین فردی اگرچه سزاوار نکوهش است، اما درست خواهد بود. به اعتقاد مور هیچ دلیل قانع کننده ای برای اینکه درست و نادرستی افعال انسان را تابع ماهیت ذاتی آنها یا تابع انگیزه هایی که آن افعال به سبب آنها انجام گرفته اند و یا حتی تابع نتایج احتمالی آنها بدانیم،­ وجود ندارد. این نکته اخیر قطعا یکی از مواردی است که اختلاف نظر روشنی را بین اندیشه های مور و اسمارت آشکار می­سازد. مسئله تمایز میان پیامدهای بعید و غریب افعال و اینکه پیامدهای یک عمل تا کجا می­توانند ادامه داشته باشند یکی از مسائل پیش روی تمامی نتیجه گرایان است که اسمارت نیز به آن پرداخته است(Smart, 2007,).

جی جی سی اسمارت این اشکال را به گونه ای دیگر مطرح کرده و درصدد پاسخگویی به آن برمی آید. وی می­گوید ممکن است اینگونه اشکال شود که ما نمی توانیم به طور قطع بگوییم که وضعیتهای کلی گوناگونی که ممکن است از اعمال ما نتیجه شوند چیستند؛ و بالاتر از این حتی نمی­توانیم یک احتمال تقریبی را هم برای وضعیت کلی در نظر بگیریم. ما تنها می­توانیم احتمالات گوناگونِ نتایج ممکن و مختلف یک فعل را تعیین کنیم. اگر ما مجبور باشیم که وضعیت کلی را بر اساس احتمالات ارزیابی کنیم مسلما مجبور خواهیم بود که به درون وضعیت کلی رفته و عناصر مختلف را براساس احتمالات مختلف بررسی کنیم و با این کار ما باز به یک محاسبه بازگشته ایم؛ به عبارت دیگر در مقایسه دو وضعیت کلی نیز ما سرانجام به یک محاسبه نیاز خواهیم داشت.

اسمارت در اینجا معتقد است که ممکن است برخی گمان کنند که فقط در صورتی که ما بتوانیم یک احتمال عددی Numerical را برای پیامدهای اعمالمان تعیین کنیم می­توانیم روش مقایسه دو وضعیت کلی را کاربردی سازیم در حالیکه چنین چیزی امکان ندارد. اما اسمارت در پاسخ به این اشکال، به این نکته اشاره می­کند که اگرچه سخن گفتن از یک ارزش عددی برای نتایج احتمالی بی معنی است اما به طور معمول، در عمل چنین چیزی اتفاق نمی افتد و ما شاهد این هستیم که اغلب مردم در تصمیمات عملی رایج­شان احساس می­کنند که می توانند احتمالات و مزیتهای اعمالشان را ارزیابی کنند(ibid, ).

۲-۳-۵. محاسبه نتایج با ابراز احساسات خودجوش Spontaneous ما ناسازگار است

برخی انتقاد کرده اند که دیدگاه فایده گرایی، با ابراز احساس­ات خودجوشِ ما که خارج از اختیار ما هستند در تعارض قرار می­گیرد. این افراد مثال مردی را که وقتی می بیند همسرش خسته است و از روی یک احساس خودجوش پیشنهاد می­کند که او ظرفها را بشوید، مطرح می کنند (Kaplan, 1960, ). به دیگر سخن، اگر چنین مردی طرفدار فایده گرایی باشد لازم می آید که به محاسبه پیامدهای محتمل عملش بپردازد در حالیکه ما اغلب نمی­توانیم بر چنین احساسات خودجوش و پرشوری غلبه کنیم.

اسمارت در پاسخ به چنین انتقادی می­گوید مسلماً نیازی نیست که درچنین مواقعی یک حامی فایده گرایی دست به محاسبه بزند چون چنین کاری زندگی زناشویی را تلخ می­کند. یک فرد معتقد به اندیشه فایده گرایی به خوبی به این نکته واقف است که در چنین مواقعی که در اثر تأمل و گزینش عمل نمی­کنیم – یعنی به صورت خودجوش عمل می­کنیم – هیچ­­گونه روش تصمیم گیری، اعم از فایده گرایانه یا غیر فایده گرایانه وجود ندارد که بتواند به ما کمک کند.

علاوه بر این، دلایل فایده­گرایانه خوبی برای این مطلب وجود دارد که حتی ما باید برخی از احساسات خودجوش را در خود پرورش دهیم. به تعبیر دیگر می­توان چنین گفت که یک فرد معتقد فایده گرایی عمل­محور علی القاعده بر طبق عـادت و یا قواعد خاص عمل می­کند اما معـیار اصلی او – عمل­محوری- زمانی به کـار بـرده می­شود که نتواند براساس عادت عمل کند و نیاز به تأمل و گزینش داشته باشد(Smart, 2007, ). علاوه بر این، به اعتقاد نگارنده این نوشتار حتی اگر در چنین مواردی نیاز به محاسبه را هم بپذیریم یک نوع محاسبه سرانگشتی که اسمارت از آن سخن می گوید می­تواند راهگشا باشد و نیازی به محاسبه دقیق همه پیامدها نیست.

ممکن است انتقادی دیگر به اسمارت وارد شود مبنی بر اینکه اگرچه ما در مورد احتمالات روزمره و معمول دست به محاسبه و پیش­بینی می­زنیم، این امر توجیه کننده آن نیست که ما در حوزه اخلاقیات نیز قادر به انجام چنین محاسبه ای باشیم از اینرو لازم است که قواعد اخلاقی انعطاف ناپذیر و جزمی داشته باشیم.

اسمارت در جواب به این مورد خواهد گفت اگر چه ممکن است ما روشهای دقیق و مشخصی برای تصمیم گیری در انجام یک فعل نداشته ­باشیم اما درچنین مواقعی روشهای نادقیق و تقریبی Approximate Method می توانند کار ما را راه بیاندازند (ibid, )؛ و البته مقصود وی از یک روش نادقیق، همان روش محاسبه سر انگشتی است که بارها در جاهای مختلف از آن سود می­جوید.

 

۳. نقد و بررسی فایده گرایی اسمارت

با توجه به رسالت عملی کـه اسمارت برای یـک نظریه اخلاقی و هنجاری قائـل است و از آنجا که اندیشه  فایده گرایی وی مبنای پراگماتیستی دارد، او بیشتر به کاربردی کردن نظریه فایده گرایی توجه می­کند. این امر در شیوه ای که وی در ارزیابی نتایج به کار می برد نیز مشهود است. به نظر می­رسد اتخاذ موضعی ناشناخت­گرایانه در فرااخلاق، به اسمارت این امکان را می­دهد که پاسخ مناسبی را برای اغلب اشکالات وارد بر محاسبه پیامدهای عمل، فراهم آورد.

اگرچه اسمارت به انتقاداتی که به محاسبه نتایج در فایده گرایی وارد شده، پاسخ­های درخور توجهی داده است، اما اشکالاتی نیز به دیدگاه وی وارد است. وی برای اینکه از انتقادات وارد بر محاسبه پیامدها، بگریزد به جای محاسبه پیامدها از « مقایسه دو وضعیت کلی » سخن به میان می آورد و با این کار صورت مسئله را پاک می­کند. وی دو نوع محاسبه را مد نظر دارد یکی محاسبه پیامدهای هر عمل و دیگری ارزیابی و مقایسه اعمال ممکن پیش رو.

اسمارت بیشتر ارزیابی نوع دوم را مورد توجه قرار داده و همچنین معتقد است که در ارزیابی و محاسبه پیامدهای عمل، ما تنها می­توانیم باورهای محتملی در رابطه با افعال خود داشته باشیم و نمی­توانیم به طور یقیینی پیامدهای افعالمان را مشخص کنیم(ibid, 30). اگرچه، اغلب پاسخهای اسمارت به اشکالات وارد بر محاسبه بر اساس تجربیاتی است که ما در زندگی روزمره خود داریم و به همین دلیل با آنچه در عالم واقع رخ می­دهد بیشتر تطابق دارد و مقبول تر می­نماید، اما با این حال به نظر می رسد که وی نتوانسته است پاسخی منطقی و قانع کننده به این اشکال بدهد چرا که «وضعیت کلی» واژه ای گنگ و مبهم است.

علاوه بر این وی برای راحت تر شدن محاسبه­ و پیشگیری از به حسـاب آوردن پیامدهای بعید فعل ، « تمثیل­ امـواج آبگیر » را می پذیرد و در پذیرش این مطلب نیز به این اشاره می­کند که انسان در زندگی واقعی خویش نیز معمولا به پیامدهای بعید افعالش توجه نمی­کند. اگرچه می­توان این مطلب را از اسمارت پذیرفت که غالبا ما به پیامدهای بعید اعمالمان بی توجه هستیم اما این انتقاد به دیدگاه وی وارد خواهد بود که ما مواردی را هم داریم که از محاسبه پیامدهای بعید اعمال خود ناچاریم و در چنین مواردی نمی توانیم به راحتی به تمثیل­ امواج آبگیر متوسل شویم؛ خصوصا در مواردی که ممکن است انجام یک عمل پیامدهای بعید فاجعه باری به همراه داشته باشد.

اسمارت برای پیشگیری از محاسبه پیامدهای هر عمل، به « قواعد سرانگشتی » متوسل می­شود و معتقد است اگرچه به دلایل مختلف همچون کمبود زمان، خستگی ذهن در اثر محاسبه مدام و… به نظر می­رسد که باید در زندگی خود به قواعدی اخلاقی متوسل شویم، لیکن یک حامی فایده گرایی عمل­محور این قواعد را به عنوان قواعد سرانگشتی صرف به حساب می آورد و همچون یک راهنمایی­ اولیه به کـار می برد. وی با بیـان این مطلب می خواهد موضع خودش را از طرفداران دیدگاه فایده گرایی قاعده محور و همچنین وظیفه گرایان کاملا متمایز سازد تا مانند آنها به قاعده پرستی متهم نشود. اگر مبانی اندیشه اسمارت را بپذیریم، شاید بتوان گفت کـه وی به نحو مطلوبی توانـسته است بدون آنـکه از موضـع خویـش عدول کـند یا متهم به  قاعده پرستی گردد، استفاده از قواعد را در اندیشه عمل­محورانه  خود بگنجاند. با همه این تفاسیر باید اعتراف کنیم که وی نتوانسته است برای انتـقادی که ویلیامز در خصوص عدم امکان محاسبه نتایج و خلط دو وضعیت مطرح می­کند، پاسخی قانع کننده فراهم آورد.

.

.

.

 

Title:
The Problem of Calculation in Utilitarianism: Censure of J.J.C.Smart
نویسندگان [English]
Sahar Kavandi2؛  Mohsen Jahed3؛ Mohammad Hossein Arshadi bidgoli

Abstract
Ethics is divided into three realms: Meta-ethics, normative ethics, and applied ethics. Utilitarianism is one of the most significant views in normative ethics, which acts as a true criterion to judge on human deeds in terms of loss and benefits of their consequences. In other words, utilitarianism judges on the amount of happiness for all the ones who have been influenced by that act. Utilitarianism itself is divided into two groups: act-utilitarianism, and rule-utilitarianism. The former concentrates on the amount of goodness or happiness that an act creates in a particular situation and the latter considers the amount of goodness or happiness which results from a principle or rule. J.J.C. Smart is a pragmatist, and an advocate of act-utilitarianism. In this essay we have attempted to investigate some of the problems put forward on the problem of calculating the consequences of acts, then we explain the accepted principles by utilitarianists, and finally Smart’s responses to those problems. Instead of calculating the consequences as a response to these criticisms, Smart talks about comparison of two “Total Situation”, and by doing so he ignores the problem. In order to respond to all the criticisms on the calculation of utilitarianism, Smart, by differentiating between two types of evaluating and calculating consequences of an act and evaluating and calculating possible acts, attempts to appeal to the “Ripples on a Pond Model” and to the “Rules of Thumb” for cases which he is obliged to appeal to rules.

Keywords :
Smart, Utilitarianism, Act, Rule, Total Situation, Rules of Thumb

 

 

.

.

.

.

.

پی نوشت ها :

 [۱] نگاه کنید به:

West, Henry R, (Editor)2006, The Blackwell Guide to Mill’s Utilitarianism, First published by Blackwell Publishing Ltd, p: 1.

 و همچنین نگاه کنید به:

هولمز، رابرت.ال، مبانی فلسفه اخلاق، ترجمه مسعود علیا، انتشارات ققنوس، تهران ۱۳۸۵، ص ۲۷۱-۲۷۲٫

[۲] برای مطالعه بیشتر همچنین نگاه کنید به:

یوسف کرم، تاریخ الفلسفه الاروبیه فی العصر الوسیط، دارالقلم، بیروت، لبنان، بی­تا، ص۳۳۳٫

[۳] برای آشنایی بیشتر درباره این اصطلاح نگاه کنید به:

– علیا، مسعود، فرهنگ توصیفی فلسفه اخلاق، انتشارت هرمس، تهران، ۱۳۹۱، ص۵۴، ذیل مدخل <impartiality>

-­ گری­لینگ، ای.سی و دیگران، نگرشهای نوین در فلسفه، ترجمه­ یوسف دانشور و دیگران، انتشارات طه، قم، ج۱، ۱۳۸۰، ص۱۶۰٫

و همچنین برای مطالعه و بررسی دقیق­تر درباره این اصل، مراجعه کنید به:

– Jollimore, Troy, ” Impartiality “, The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Summer 2011 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = <http://plato.stanford.edu/archives/sum2011/entries/impartiality/>.

[۴] برای مطالعه بیشتر و وضوح مطلب در این باره مراجعه کنید به:

– شهریاری، حمید، فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السیدر مک اینتایر، انتشارات سمت، تهران، ۱۳۸۸، ص۲۴۰٫

و همچنین:

-­ واربرتون، نایجل، آثار کلاسیک فلسفه، ترجمه مسعود علیا، انتشارات ققنوس، تهران، ۱۳۸۸، ص۲۲۳٫

 [۵] ریچلز این اشکال را تحت دو عنوان جداگانه یعنی « تعارض با اصل عدالت » و « نقض حقوق افراد » ذکر می کند ولی به نظر می­رسد این دو را می­توان ذیل یک عنوان قرار داد. برای آشنایی به تقریرهای مختلف این اشکال نگاه کنید به:

-­ واربرتون، نایجل، آثار کلاسیک فلسفه، ترجمه مسعود علیا، انتشارات ققنوس، تهران، ۱۳۸۸، ص ۲۲۴٫

-­­ فرانکنا، ویلیام.کی، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، طه، قم، ۱۳۸۹، ص ۱۱۳٫

-­ پالمر، مایکل، مسائل اخلاقی ، ترجمه علیرضا آل بویه، انتشارات سمت ، تهران، ۱۳۸۸، ص۱۴۸٫

– گنسلر، هری.جی، درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، ترجمه حمیده بحرینی، آسمان خیال، تهران، ۱۳۸۹، ص۲۶۳٫

[۶] افراد زیادی این اشکال را مد نظر داشته اند و ما سعی کردیم همه اشکالات را ذیل یک عنوان بیان کنیم. برخی این اشکال را به عنوان ردیّه  ای بر اصل بی­طرفی که از اصول بنیادین حامیان فایده گرایی است مطرح کرداند و عده ای نیز تحت عنوان مسئولیتهای ویژه بدان پرداخته اند. برای مطالعه­ بیشتر مراجعه کنید به:

-­ Tännsjö, Torbjörn, (2002), Understanding Ethics: An Introduction to Moral Theory , Edinburgh, Edinburgh University Press, p 6-7.

-­ گری­لینگ، ای.سی و دیگران، نگرشهای نوین در فلسفه، ترجمه­ یوسف دانشور و دیگران، انتشارات طه، قم، ج۱، ۱۳۸۰، ص۱۶۷٫

– پالمر، مایکل، مسائل اخلاقی ، ترجمه علیرضا آل بویه، انتشارات سمت ، تهران، ۱۳۸۸، ص۱۴۷٫

 

منابع

– ادواردز، پل، (۱۳۷۸)، فلسفه اخلاق : از دایره المعارف فلسفه ویراسته  پل ادواردز، تهران، ترجمه انشاءالله رحمتی، موسسه انتشاراتی تبیان.

– اینتایر، السدیر مک، در پی فضیلت، (۱۳۹۰)، ترجمه حمید شهریاری، و محمدعلی شمالی، تهران، انتشارات سمت.

– پالمر، مایکل، (۱۳۸۸)، مسائل اخلاقی ، ترجمه علیرضا آل بویه، تهران، انتشارات سمت.

– ریچلز، جیمز، (۱۳۸۹)، فـلسـفه اخـلاق ، ترجمه آرش اخگری، تهران،  انتشارات حکمت.

– ژکس ، (۱۳۶۲)، فلسفه اخلاق : حکمت عملی، ترجمه ابوالقاسم پورحسینی، تهران، انتشارات سیمرغ.

– ساندل, مایکل، (۱۳۷۴)، لیبرالیسم و منتقدان آن ، ترجمه احمد تدین, تهران، انتشارات علمى و فرهنگى.

–  شهریاری، حمید، (۱۳۸۸)، فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السیدر مک اینتایر، تهران، انتشارات سمت.

– علیـا، مسعـود، (۱۳۹۱)، فرهنگ توصیفی فلسفه اخلاق ، تـهران، انتشـارت هـرمـس.

– فـرانکنا، ویلیام کی ،  (۱۳۸۹)، فلسفه اخلاق ، ترجمه هادی صادقی،  قـم، انتشارات طه.

– کاپلستون، فردریک، (۱۳۸۲)، تاریخ فلسفه : بنتام تا راسل،  ج۸ ، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.

-­ کـرم، یـوسـف، (بـی­تا)، تاریخ الفلسفه الاروبیه فی العصر الوسیط، دارالقـلم، بیروت، لبنان.

-­ گری­لینگ، ای سی و دیگران، (۱۳۸۰)، نگرشهای نوین در فلسفه،  ج۱، ترجمه­ یوسف دانشور و دیگران، قم، انتشارات طه.

– گنسلر، هری جی ، (۱۳۸۹)، درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، ترجمه حمیده بحرینی، تهران، آسمان خیال.

– مور، جورج ادوارد، (۱۳۸۲)، اخلاق ، ترجمه­ اسماعیل سعادت، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.

– _________، (۱۳۸۸) ، مبانی اخلاق ، ترجمه غلامحسین توکلی و علی عسکری یزدی، تهران، انتشارات سمت و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

– میل، جان استوارت، (۱۳۸۸) ،  فایده گرایی ، ترجمه مرتضی مردیها، تهران، نشر نی.

– واربرتون، نایجل، (۱۳۸۸)، آثار کلاسیک فلسفه، ترجمه مسعود علیا، تهران، انتشارات ققنوس.

– ویلیامز، برنارد، (۱۳۸۳)،  فلسفه اخلاق، ترجمه زهرا جلالی، قم، نشر معارف.

– هولمز، رابرت ال ، (۱۳۸۵)، مبانی فلسفه اخلاق، ترجمه مسعود علیا، تهران، انتشارات ققنوس.

  • Bentham, Jeremy, (2000), An Introduction to the Principles of Morals and Legislation, Kitcheners, Batches Book.
  • Nicholas And Yu. Jiyuan: (2004), ” Impartiality ” In: The Blackwell dictionary of Western philosophy, Malden, Blackwell publishing.
  • Roger & Chappell T., (1998) , “ Utilitarianism ”, in: The Routledge Encyclopedia of Philosophy, London, Routledge.
  • Driver, Julia, (2009) , “ The History of Utilitarianism ” : In Stanford Encyclopedia of Philosophy, <http://plato.stanford.edu/entries/utilitarianism-history/.>
  • Gensler, Harry J. & Earl W.Spurgin and James C.Swindal(ed), (2004), ETHICS: Contemporary Reading, New Youk and London, Routledge.
  •  Jollimore, Troy, (2011 Ed), ” Impartiality “, The Stanford Encyclopedia of Philosophy, <http://plato.stanford.edu/archives/sum2011/entries/impartiality/.>
  • Kaplan, Morton A., (1960), < Some Problems of the Extreme Utilitarian Position >, Ethics, Vol. 70, No. 3.
  • Geoffrey, Scarre, (1998), ” Utilitarianism “, In: Contributors: R. T. Chadwick, Encyclopedia of Applied Ethics, vol. 4, San Diego, CA: Academic Press.
  • Smart, J.J.C., and Williams, Bernard , (2007), Utilitarianism For and Against, Cambridge, Cambridge University Press.
  • Tännsjö, Torbjörn, (2002), Understanding Ethics: An Introduction to Moral Theory , Edinburgh, Edinburgh University Press.
  • West, Henry R.(Editor), (2006), The Blackwell Guide to Mill’s Utilitarianism, First published by Blackwell.

.

 

 

 

 

.

 

Post Tag With : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *