Home » جامعه شناسی » کنش متقابل نمادین Social Interaction : جامعه شناسی (۳)

کنش متقابل نمادین Social Interaction : جامعه شناسی (۳)

George Herbert Mead جورج هربرت مید : نظریه کنش متقابل نمادین

جورج هربرت مید George Herbert Mead

۲- نظریه کنش متقابل نمادین Social Interaction در جامعه شناسی (Sociology) :

بحث و بررسی نظریه کنش متقابل نمادین, نیز در ادامه سلسله مباحث مربوط به نظریات مختلف در حوزه جامعه شناسی است. همانگونه که پیشتر دیدید، در بخش نخست ما به ,مباحث کلی جامعه شناسی, اشاره ای کردیم. در بخش دوم نظریه ,کارکردگرایی Functionalismمورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این بخش که بخش سوم از این سلسله مباحث است، به بحث و بررسی پیرامون نظریه کنش متقابل نمادین Social Interaction, می پردازیم و انشاءالله در بخش چهارم و آخر از این سلسله مباحث نیز به بحث و بررسی پیرامون نظریه تضاد در جامعه شناسی خواهیم پرداخت.

دشواریهای درک نظریه کنش متقابل نمادین به دلیل این است که مبدع این نظریه یک فیلسوف است. این دیدگاه توسط جرج هربرت مید که در واقع بیشتر یک فیلسوف بود تا جامعه شناس مطرح شد و چارچوبی نظری است که جامعه را محصول کنش متقابل افراد و گروه‌های جامعه می‌داند. طبق این چارچوب افراد برای برآوردن نیازهای خود در کنار و در ارتباط یکدیگر فرض می‌شوند.

کنش متقابل نمادین, نظریه‌ای در جامعه شناسی (Sociology) است که بر اهمیت ارتباطات نمادین یعنی ژست‌ها و مهمتر از همه زبان در رشد فرد، گروه و جامعه تأکید می‌کند. نظریه کنش متقابل نمادین, بیان می­کند که رفتار اجتماعی ما به نقش‌ها و پایگاه‌هایی که مورد پذیرش ماست، بستگی دارد. همچنین رفتار اجتماعی ما، بنابر گروهی که بدان تعلق داریم و نهادهایی که در آن ایفای وظیفه می‌کنیم شکل می‌گیرد.

.

مفهوم نماد در نظریه کنش متقابل نمادین

جرج هربرت مید، ادعا می کند که زبان به ما اجازه می دهد به موجوداتی خودآگاه تبدیل شویم -یعنی آگاه از فردیت خویش، و کلیدِ این دیدگاه نماد است. نماد symbol یک معنی یا واقعه‌ای است که معنایش را از ماهیت چیزی که  بدان متصل است نمی‌گیرد؛ بلکه معنای نماد توسط توافق مردمی که در ارتباطات خود از آن استفاده می‌کنند، حاصل می‌شود؛ برای مثال لغتی مثل “درخت” نماد هستند. ،واژه “درخت” نمادی است که به وسیله آن ما چیز دیگری، یعنی درخت را نشان می دهیم. جرج هربرت مید استدلال می‌کند، همین که ما این مفهوم را یاد گرفتیم، می‌توانیم به درخت فکر کنیم ولو آنکه هیچ درختی نمایان نباشد. ما یاد گرفته‌ایم که درباره این شیء به طور نمادی فکر کنیم. تفکر نمادی ما را از محدود بودن در تجربه خود به آنچه واقعاً می‌بینیم، می‌شنویم یا احساس می‌کنیم، آزاد می سازد.

برخلاف حیوانات پست‌تر، انسانها در جهانی سرشار از نمادها زندگی می‌کنند. این مطلب حتی در مورد احساس ما درباره خود صدق می کند. (حیوانات مانند انسانها احساسی درباره خود ندارند.) هر یک از ما موجودی خودآگاه است زیرا ما می‌توانیم یاد بگیریم که به خودمان چنان که گویی از خارج “بنگریم”- یعنی خود را آن گونه ببینیم که دیگران ما را می‌بینند. هنگامی که کودک شروع می‌کند به استفاده از واژه “من” برای اشاره به آن چیزی(خودش) که دیگران “شما” می‌نامند، او در واقع آغاز خودآگاهی را به نمایش می گذارد.

طرفداران نظریه کنش متقابل نمادین استدلال می‌کنند که عملاً همه کنش‌های متقابل میان افراد انسانی متضمن تبادل نمادهاست. هنگامی که ما در کنش متقابل با دیگران قرار می‌گیریم دایماً در جستجوی “سرنخها”یی هستیم در مورد اینکه چه نوع رفتاری در آن زمینه مناسب است و اینکه چگونه آنچه را منظور دیگران است تعبیر کنیم.

نظریه کنش متقابل نمادین، توجه ما را به جزئیات کنش متقابل بین افراد جلب میکند و اینکه چگونه از آن جزئیات برای فهمیدن آنچه دیگران می‌گویند و انجام می‌دهند استفاده می شود. برای مثال، فرض کنید مرد و زنی طبق قرار قبلی یکدیگر را برای نخستین بار ملاقات می‌کنند. هر یک ممکن است وقت قابل ملاحظه‌ای را صرف برانداز کردن دیگری کند و ارزیابی این که رابطه متقابل -چنانچه اصلاً برقرار شود- احتمالاً چگونه خواهد بود. هیچ‌یک نمی‌خواهد دیده شود که این ارزیابی را خیلی آشکار انجام میدهد، اگر چه هر دو می‌دانند که این کار انجام می‌شود. هر دو نفر مواظب رفتار خودشان هستند و مایلند خودشان را به شکل مطلوب نشان دهند، اما با آگاهی از این موضوع، هر یک از آنها ممکن است در جستجوی جنبه‌هایی از رفتار دیگری باشد که عقاید واقعی‌اش را آشکار می کند. یک فرایند پیچیده و دقیق کنش متقابل نمادین، کنش متقابل بین آن دو را شکل می‌دهد.

نظریه کنش متقابل نمادین, همچنین می‌تواند نشان دهد که چگونه شیوه‌های مختلف کنش متقابل نمادین بر انتظارات مردم اثر می‌گذارد، برای مثال آمریکائی‌های ۶۵ سال به بالا تمایل دارند که خود  را قربانیان جنایت‌ها تصور کنند زیرا عوامل زیادی همچون وسایل ارتباط جمعی جنایت علیه سالمندان را به شکل مهیج نشان می‌دهد. به طور خلاصه، کنش متقابل نمادین بر اهمیت ارتباط نمادین یعنی انواع اداها، اطوارها، نمادها و مهم‌تر از همه زبان تأکید می‌کند. این ارتباطات نمادین در واقع در رشد فرد و جامعه نقش کلیدی دارند.

  بنابراین برای درک کنش متقابل نمادین، پژوهشگران هم فعالیت‌های قابل مشاهده و هم فعالیت‌های غیرقابل مشاهده (مثل افکار) مردم را مطالعه می‌کنند.

  کنش متقابل نمادین, ریشه در افکار متفکران گذشته و کسانی همچون “جان دیوئی“، “ویلیام جیمز“، “ویلیام توماس“، “چارلز سندرس پیرس“، “چارلز کری“، “جورج زیمل” و “ماکس وبر” دارد پس از آن “جرج هربرت مید“، “هربرت بلومر“، “گارفینگل استرایکر“، “فاین” و دیگران نیز تأثیرات عمده‌ای در شکل­‌دهی به نظریه کنش متقابل نمادین معاصر داشته‌اند.

جامعه شناسانی که از نظریه کنش متقابل نمادین, تأثیر پذیرفته‌اند معمولاً توجه خود را بر کنش متقابل رو در رو در زمینه‌های زندگی هر روزه متمرکز می‌سازند. اروینگ گافمن کمک‌های به ویژه روشنگرانه‌ای به این نوع مطالعه کرده و جلوه‌ای از ذوق و ظرافت به آنچه که در آثار جرج هربرت مید، رویکرد نظری انتزاعی خشک‌تری بود، داده است. نزد اروینگ گافمن و دیگران، کنش متقابل نمادین آگاهی‌های بسیاری در مورد ماهیت کنشهای ما در جریان زندگی اجتماعی هر روزه فراهم می‌سازد. اما دیدگاه کنش متقابل نمادین در معرض این انتقاد است که بیش از حد در سطح فرایندهای خرد متمرکز می‌گردد . طرفداران مکتب کنش متقابل نمادین, در پرداختن به ساخت‌ها و فرایندهای بزرگتر همواره با دشواری رو به رو بوده اند.

.

اصول و مبانی نظریه کنش متقابل نمادین

۱- نظریه کنش متقابل نمادین, به جای متمرکز شدن بر موقعیت اجتماعی علل رفتار افراد بر طبیعت کنش متقابل اجتماعی که بین افراد اتفاق می‌افتد، متمرکز است.

۲- کنش‌ متقابل یعنی اینکه افراد در ارتباط با یکدیگر عمل می‌کنند و موجب ساختن عمل یکدیگر می‌گردند. کنش متقابل صرفاً به منزله تأثیر‌پذیری از دیگران نیست، بلکه تأثیر و تأثر متقابل در جریان زمان و موقعیت‌های گوناگون است. در این صورت یک عمل متحول در حال تغییر، مطرح است نه عمل ساده‌ای که در شرایط محیطی خاصی تحقق پذیرد.

۳- عمل انسان صرفاً به واسطه‌ی کنش متقابل ایجاد نمی‌شود، بلکه از کنش متقابل بین افراد نتیجه می‌شود کنش افراد ناشی از تفکر فرد و تعریف او از موقعیت است.

۴- نظریه کنش متقابل نمادین، بر کنش متقابل به جای شخصیت یا ساخت اجتماعی تأکید می‌کند.

۵- نظریه کنش متقابل نمادین, بر انسان فعال به جای انسان منفعل در ساخت اجتماع تأکید می‌کند.

۶- انسان بخشی از طبیعت است و تغییرات موجود در طبیعت درباره انسان نیز صدق می‌کند. این دیدگاه ناشی از تأثیر کارهای داروین بر اندیشه کنش متقابل نمادین, است.

۷- انسان پاسخ دهنده و یا ساخته شده بر اثر پاسخ‌های جاری جامعه و دنیا نیست، بلکه انسان در نظریه کنش متقابل نمادین، درک و انتخاب و سپس تفسیر می‌کند و در نهایت، در این مسیر ساخته می‌شود.

.

نقد نظریه کنش متقابل نمادین

دیدگاه کنش متقابل نمادین, در معرض این انتقاد است که بیش از حد در سطح فرآیندهای خُرد متمرکز می‌گردد. طرفداران این نظریه در پرداختن به ساخت‌ها و فرآیند‌های بزرگ‌تر با دشواری روبرو بوده‌اند.

 در نظریه کنش متقابل نمادین, فرض بر این است که انسانها در فراگرد کنش متقابل اجتماعی به گونه‌ای نمادین، معناهایی را به دیگران انتقال می‌دهند و دیگران این نمادهای معنی دار را تفسیر می‌کنند و بر پایه تفسیرشان از این نمادها واکنش نشان می‌دهند. بنابر این تفسیرهای ذهنی ما از جهان تا حدود زیادی تعیین کننده رفتار ما هستند.

.

.

در بخش چهارم و پایانی این مجموعه مباحث جامعه شناسی که به تبیین رویکردهای جامعه شناسی معاصر پرداختیم، به تبیین نظریه‌ تضاد در جامعه شناسی، خواهیم پرداخت.

.

.

منابع: (منابع تمامی بخشهای چهارگانه‌ای که به صورت پیاپی ذکر میشود، یکسان است.)

.

.

.

جامعه شناسی   کلمات مرتبط: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *