Home » روان شناسی » فرهنگ اصطلاحات روان شناسی : حروف «ت-ث»

فرهنگ اصطلاحات روان شناسی : حروف «ت-ث»

Psychology : روانشناسی : فرهنگ اصطلاحات روان شناسیفرهنگ اصطلاحات روان شناسی

اصطلاح نامه روان شناسی

Glossary of Psychological Terms

فرهنگ اصطلاحات روان شناسی ، مجموعه ای از اصطلاحات تخصصی رایج در کتب روان شناسی به همراه نام افراد مطرح در حوزه روان شناسی است که به کوشش چند تن از دانشجویان این رشته جمع آوری شده است. در اینجا قصد داریم برای استفاده راحت و سریع شما محتوای جمع آوری شده را منتشر کنیم تا علاقمندان بتوانند از آن بهره ببرند.

.

فرهنگ اصطلاحات روان شناسی حرف « ت »

تالاموس Thalamus

   تالاموس را گاهی ایستگاه اطلاعات در راه رسیدن به کرتکس و دیگر ساختارها  می دانند. همچنین می توان گفت تالاموس وظیفه ا ی بیش از رله کردن انفعالی دارد که با روشهای مختلف اطلاعات را پردازش و یکپارچه می کند.

   تالاموس دارای هسته های منفردی است که هر کدام اکسونهایی را به بعضی قسمتهای کرتکس فرستاده واکسونهایی را ازبخشهای دیگر کرتکس دریافت می کتد.   (کالات ،  ۱۹۸۹)

تثبیت Fixation

   در روانکاری ، متوقف ماندن رشد به این علت که فرد در رشد روانی جنسی خود نتوانسته از مرحله معینی فراتر رود و یا موضوع وابستگی خود را تغییر دهد . ( برای مثال ، ممکن است شخص در مرحله روانی یا در ارتباط با مادر خود تثبیت شده باشد ).    (اتکینسون و هیلگارد  ۱۹۸۳)

تجربه  Experience

  • هر گونه رویدادی که از طریق آن ، فرد به زندگی خود ادامه می دهد
  • دانشی که فرد از طریق مشارکت در آن رویداد کسب می کند
  • مجموعه دانشهایی که فرد کسب می کند. پدیده ذهنی شخص و آنچه که در دنیای ذهنی شخص می گذرد. (ساعتچی  ،  ۱۳۷۴)

تجربه،  برداشت  Impression /Experience

 تجربه یا برداشت؛  کسب و تحصیل معرفت ، نظرات یا مهارتهایی از طریق فعالیت فردی، به ویژه ادراک حسی، معرفت ، نظرات و مهارتهایی را گویند که از این راه کسب می شوند . تاثیر متقابل میان فرد و محیط  هر چیزی است که در مجال احساس و ادراک و شعور فرد قرار می گیرد و این مفهوم به مجموع حوادثی گفته می شود که شخص مستقیما ” آنها را در می یابد. تجارب روزانه ای که شخص برای بهتر ساختن زندگی خود به دست  می آورد.    (شعاری نژاد  ۱۳۶۴)

تحریک پذیر  excitable / Irritable

فردی که هیجان پذیری بیش از حد معمول نشان می دهد . شخصی که برای واکنش نشان دادن افراطی نسبت به یک محرک ، آمادگی نشان می دهد . فردی که از خود بی حوصلگی و حساسیت بیش از اندازه معمول نشان می دهد .        ( ساعتچی  ،  ۱۳۷۷)  

تحقیقات کاربردی  Applied  research

   تحقیقات کاربردی به دنبال یافتن راه حل برای سئولات است که پاسخ به آنها می تواند مشکلی را از بشر حل نماید . بدین ترتیب عمده اختراعات و ابداعات همه ناشی از نتایج علم کاربردی است . همین طور شیوه ها و روشهای علمی که برای اراده کلاس و تربیت دانش آموزان ارائه می شود و همگی حاصل علم کاربردی است.         (شریفی و نجفی زند   ،  ۱۳۷۶) 

تحقیقات محض Pure  research

    پژوهشهای هستند که در درجه اول تامین کننده نیازها و کنجکاوی های افراد تحقیق کننده می باشند . بدین معنا که انسان ذاتاً جستجوگر و کنجکاو است و مایل است که از کم و کیف امور به دور از اینکه برای او نافع باشد یا نه، اطلاع حاصل کند.

دانشمند علوم بنیادی سعی در کشف روابط میان پدیده ها می کند و هدف عمده ای که از تلاش علمی خود دارد این است که بتواند از نتایج کار ، خود به یک تئوری یا نظریه ای از وضع موجود پدیده ها برسد.   ( شریفی و نجفی زند ، ۱۳۷۶)

تداخل  Interference

در روان شناسی، علت به یاد نیامدن اطلاعات از حافظه دراز مدت را تداخل می نامند . اطلاعات یاد گرفته شده با هم تداخل می کنند و در هم مخلوط می شوند و همین امر سبب به یاد نیامدن آنها می شود . بعضی وقتها اطلاعات تازه و یاد گرفته شده با اطلاعات قبلاً آموخته شده تداخل می کنند و مانع یادآوری اطلاعات قبلی می شوند . به این نوع تداخل بازداری پس گستر (Retroactive  inhibition) می گویند . گاه اطلاعات قبلاً آموخته شده سبب می شوند که ما نتوانیم اطلاعات تازه یا د گرفته شده را به یاد آوریم . به این نوع تداخل بازداری پیش گستر (Proactive inhibition) می گویند .   ( سیف  ،  ۱۳۷۹)

ترس  Fear

     ادراک آسیب یا خطر ، ترس را بر انگیخته می سازد . ماهیت آسیب یا خطر ادراک شده می تواند جسمانی یا روانی باشد . بنابر این تهدید و خطر برای سلامت جسمانی یا روانی ما ترس را بر می انگیزد. از این نظر، ترس مثل یک نظام انگیزشی دفاعی  عمل می کند .     (مارشال ریو  ،  ۱۹۹۲)

 

ترس مرضی یا هراس  Phobia

 منظور از فوبیا یا ترس مرضی در روانشناسی :     ترس مرضی از شایعترین اختلالات روانی است .

وجه تمایز ترس مرضی و ترس طبیعی:

  • ترس طبیعی ترس ناشی از یک منبع واقعاً ترسناک و وحشت زا بوده وترس یک واکنش طبیعی و عادی تلقی می شود . در ترس طبیعی فرد نسبت به عامل ترس آگاهی داشته و به عبارتی در ترس طبیعی ادراک ترس با موضوع ترس انطباق دارد .
  • ترس مرضی یا فوبیک فرد از شیء یا موقعیتی می ترسد که نسبت به عدم ترسناک بودن آن آگاهی دارد . لکن واکنش ترس برای فرد در این موقعیت اجتناب ناپذیر است . مانند ترس از مکانهای باز یا ترس از اجتماع انسانی در این جا واکنش ترس نوعی واکنش دفاعی است که بیمار تلاش می نماید تا اضطراب خود را با جابجائی ترس از یک موقعیت یا فرد یا فکر ویژه به یک موقعیت یا فکر دیگر که با اولی ارتباط دارد کم نماید . احساس وحشت آگاهانه از یک موقعیت ویژه در واقع از یک منبع دیگر .   (فراهانی و احمدی  ،  ۱۳۷۰)

تستوسترون – Testosterone

تستوسترون Testosterone ، رشد اندامهای جنسی مردانه را تحریک می کند همچنین موجب پیشبرد و تکامل و رشد مشخصات جنسی ثانویه مردانه را می شود.

بیضه ها چندین هورمون جنسی مردانه ترشح می کند که روی هم «Androgen» نامیده می شوند و شامل « Dihydrotestosterone و Androstenedione هستند اما باید دانست که تستوسترون آنقدر فراوانتر از بقیه است که می توان آن را به عنوان هورمون بیضه ای مهم در نظر گرفت.   (گایتون،   ۱۹۹۱)

تصویرسازی ذهنی – Imagery

تصویر سازی ذهنی در روانشناسی در معنی کلی آن ، یعنی فرایند مجسم کردن ، خوب شرح دادن و مجسم ساختن .   ( ساعتچی ، ۱۳۷۷)

تعارضConflict

تعارض Conflict ، یکی از اصطلاحات مشهور و پرکاربرد در روان شناسی می باشد. از اصطلاح تعارض برای نشان دادن موقعیتهایی استفاده می شود که در آن حوادث انگیزه ها ، هدفها ، رفتارها تکانه های مخالف یا  متضاد با هم وجود دارد . برای مثال وقتی فرد نمی تواند بین دو غذا یکی را انتخاب کند ( تعارض رسیدن  ـ رسیدن ) ، یا بین دو شغل غیر دلخوه ، کدام را انتخاب کند  ( تعارض اجتناب   – اجتناب ) می گوییم دچار تعارض و تنش های مربوط به عدم توانایی در تصمیم گیری  و انتخاب یکی از گزینه ها شده است .  (ساعتچی ، ۱۳۷۷)

تعارض اجتناب اجتناب – Avoidance –avoidance Conflict

   در تعارض اجتناب – اجتناب  ، شخص  مجبور است  که از بین دو هدف یا امر منفی یکی را انتخاب کند. مثل تمایلات اجتنابی (ترس) که یک چیز باز در لحظه پریدن از هواپیما تجربه می کند ، ینی وی مجبور است که از بین دو هدف منفی پریدن یا از دست دادن آبرو ، یکی را انتخاب کند . هرگاه در فاصله های دور از هدف  نیز ( مثلاً هفته قبل از پرش ) تمایلات اجتنابی تا به این اندازه نیرومند می بود احتمالاً او خود را در چنین موقعیت تعارض انگیزی قرار نمی داد .  (اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳)

تعارض گرایش  – اجتناب   Avoidance conflict

وقتی کسی هدفی در پیش دارد که هم خواستنی است و هم خطر بار ، ممکن است در مدتی سر گردان شود تا سر انجام بتواند در مورد آن تصمیم بگیرد، چنین کسی وقتی از هدف دور است آن را خواستنی می بیند و بنابر این  دست به واکنشهای گرایشی می زند ، اما هر چه به هدف نزدیکتر می شود خطر بار بودن آن آشکار تر و بر این پایه ، میل به روگردانی از شوق بیشتر می شود . نوجوان خجولی که مایل است تلفنی از کسی تقاضایی بکند ، به شوق موفقیت به سوی تلفن می رود اما به همان نسبت که به تلفن نزدیک  می شود ، ممکن است ترس از احتمال رد شدن در خواستش افزایش یابد .این نوجوان ممکن است در این مورد دست به چند اقدام نا تمام بزندتا سرانجام یا کار را به پایان ببرد و یا آنرا رها کند. هدفی که در عین حال هم خواستنی و هم نخواستنی است ، هم خوشایند است و هم نا خوشایند در آدمی یک نگرش دو سو گرا ایجاد می کند. نگرشهای دوسوگرا بسیار رایج است نوجوانان نسبت به زندگی مستقل یک نگرش دوسوگرا دارند. هم دلشان می خواهد مسؤل امور زندگی خویش باشند و هم مایلند که پدر و مادر در حل مشکلات یاریشان دهند .   (اتکینسون و هیلگارد ،۱۹۸۳)

تعارض گرایش  – گرایش  Approach – approach conflict

هنگامی که فقط یک انگیزه معین مطرح است اگر راههای گوناگونی برای دستیابی به هدف در پیش باشد باز هم ممکن است تعارض روی دهد . مثلاً وقتی امکان تحصیل در چند دانشگاه وجود داشته باشد گزینش دانشگاه بصورت یک موقعیت تعارض انگیز در می آید . در این حال گرچه شخص سر انجام به هدف خود می رسد اما ضرورت دست زدن به انتخاب ، در کار و پیشرفت وی به سوی هدف اخلال می کند.  (اتکینسون  و  هیلگارد  ،۱۹۸۳ )

تفسیر تعبیر Interpretation

منظور از واژه تفسیر یا تعبیر در روانشناسی عبارت است از توضیح ، فرموله کردن و تنظیم یک چیز با اصطلاحات آشنا و معمول توضیح و بیان مفهوم مفروضات ناآزموده. در روانکاوی ، جلب توجه بیمار به نشانه های مقاومتهای وی برای ضعیف کردن آنها ، همچنین توضیح رمزهایی که در مدت کاوش ظاهر می شوند در روانشناسی درون نگری معنی دادن به هر تجربه .  (شعاری نژاد   ، ۱۳۶۴)

تعمیم Generalization

تعمیم به گرایش ارگانیسم برای دادن پاسخ مشابه به محرکهای مختلف اطلاق می شود .این عمل بدان معنا نیست که ارگانیسم نمی تواند تفاوت محرکها را تشخیص دهد . بلکه به خاطر آن است که محرکها را مشابه به هم درک می کند . در تعمیم، هر چه تشابه دو محرک بیشتر باشد ، پاسخ ارگانیسم محکمتر است . تعمیم گاه باعث می شود ما در قضاوت های خود بیش از حد از آن استفاده نمائیم .   (فراهانی و احمدی  ، ۱۳۷۰ )

تفکر  Thinking / cerebration

   تفکر ، تفکر بهنجار عبارتست از جریان معطوف به هدف و عقاید ، رمزها یا نمادها و تداعی ها، که در مواجهه با یک مسئله آغاز شده و به نتیجه ای متکی به واقعیت منتهی می گردد . این نوع تفکر را بهتر است تعقل یا استدلال نامید ، که تفاوت آن با تفکر محض در این است که در تعقل پیوستگی فعالیتهای نمادی ذهنی بیشتر و تداعی ها کاملا” با هم مربوطند در تفکر بی هدف تداعی ها تصادفی هستند . تداعی آزادFree-association  که در آن شخص به ابراز هر فکری که در ذهنش می رسد ، تشویق می شود . نمونه ای از تفکر غیر استدلالی است .        (پورافکاری ، ۱۳۷۳ )

تفکر انتزاعی Abstract thinking

     یعنی نوعی تفکر که در آن شخص قادر است به طور ارادی مسیر افکارش را از یک وجه موقعیتی خاص به وجهی دیگر تغییر دهد . وجوه مختلف موقعیت را همزمان در ذهن نگاه دارد . نکات اساسی یک موضوع را با هم در نظر بگیرد و در ضمن قادر به تجزیه آن به اجزاء کوچک باشد، پیشاپیش طرح بریزید و از نماد سازی استفاده کند . توانائی تعبیر ضرب المثل یکی از خصوصیات تفکر انتزاعی است .     ( سیف ، ۱۳۷۹)

تفکر انتقادی  Critical thinking

    منظور از کلمه انتقادی در این مفهوم تیزبینانه است نه گله مندانه یا شکایت آمیز . با این توضیح ، تفکر انتقادی به صورت های زیر تعریف شده است : «تفکر مستدل و تیز بینانه درباره اینکه چه چیز ی را باور کنیم و چه اعمالی را انجام دهیم .» یا «ارزیابی تصمیمات از راه وارسی منطقی و منظم مسائل ،شواهد ، و راه حل ها» مثالهایی از تفکر انتقادی عبارتند از : درک و فهم و تفسیر مسایل تشخیص و تحلیل سؤالها تشخیص و کاربرد منطق ( قیاس ، استقرا ، استنباط )  با نتیجه گیری معقول از اطلاعات حاصل از منابع مختلف کتبی ، شفاهی و دفاع از آن ، تمایز بین حقایق از عقاید ؛ داوری درباره اعتبار منابع ؛ تصمیم گیری درباره اعمال مختلف ؛ تشخیص بیانات کلیشه ای و قالبی ؛ تشخیص نظامهای ارزشی و عقیدتی مختلف ؛ طرح سؤالها و پاسخگویی به آنها.  (سیف ،۱۳۷۹ )

تقویت  Reinforcement

در اصطلاح روان شناسی، هر رویدادی که احتمال پاسخ را افزایش  می دهد ، تقویت نام دارد . و دو نوع است . تقویت مثبت و تقویت منفی . تقویت کننده مثبت محرکی است که وقتی به دنبال پاسخ ارائه می شود، احتمال پاسخ را افزایش می دهد ، غذا و آب برای جاندارانی که به قدر کافی از آنها محروم شده اند ، تقویت کننده های مثبت محسوب می شوند . تقویت کننده  منفی محرکی است که وقتی به دنبال پاسخ حذف می شود ، احتمال پاسخ را افزایش می دهد  ضربه برقی و سر و صدای دردناک اگر به دنبال پاسخ مورد نظر حذف شوند نقش تقویت کننده منفی را ایفا می کنند.     (اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳)

تکانه عصبی Nerve Impulse

   که پتانسیل فعالیت نام دارد . تغییری الکتریکی در غشاء یاخته ( سلول ) است که با انتقال ناگهانی یونهای سدیم به داخل نرون و انتقال یونهای پتاسیم به خارج از نرون ایجاد  می شود.

   نرونی که در فواصل مختلف ارتباطات زیادی دارد باید بتواند تکانه ها را در امتداد اکسون عبور دهد . اکسونها طوری تخصص یافته اند تا بدون کاهش میزان تکانه ها ، آنها را در طول مسیر انتقال دهند .       (کالات ، ۱۹۸۹)

تکلم   Conversation / sation / speech / speaking / talking

   تکلم یا گفتار یا سخن گفتن ، شکلی از زبان است که در آن با استفاده از نشانه های کلامی یا علایم قرار دادی مقاصد و عواطف فرد به دیگری منتقل می شود.

تکلم شامل نمادین سازی ، فرایند های شخصی ، آوا سازی ،طنین و تولید صداست. این علایم از طریق اندامهای گفتاری ، یعنی ، لبها ، زبان ، نرم کام ، سخت کام ، دندانها ، حفره بینی ، حلق ، حنجره و تارهای صوتی انجام می شود.    (سیف نراقی و نادری  ۱۳۸۰)

تمرکز  Concentration

  ثابت و منحصر کردن دقت روی یک چیز معین یا قسمتی از یک چیز . توجیه نیروهای ذهنی یا بدنی و یا هر دو و به انجام دادن کاری یا حل مسئله ا ی انتخاب یک گروه وابسته به موضوعهای دانشگاهی را برای مطالعه مفصل و اختصاصی.      (شعاری نژاد ۱۳۶۴)

تمیز  Discrimination / Differentiation

     ارگانیسم با وجود محرکهای مختلف ، پاسخ به محرک بخصوص را یاد می گیرد. ایجاد تمیز با تقویت یک محرک از میان چند محرک صورت می گیرد.     ( فراهانی  – احمدی ۱۳۷۰)

تنش  Tension

    در روانشناسی عمومی تنش عبارت از آمادگی برای عمل و وقوع عمل به منزله تقلیل یا از بین رفتن تنش است . به عبارت دیگر تنش عبارتیست از بروز حالت عدم تعادل در ارگانیزم و وادار ساختن آن به انجام رفتاری که توجه ایجاد تعادل مجدد است.       ( منصور و همکاران  ۲۵۳۶)

توجه   Attention

توجه، توانایی موجود زنده است به پاسخگویی انتخابی به محرک یا مجموعه کوچکی از محرکها از میان مجموعه بزرگتری از محرکهایی که اندامهای گیرنده اش با آن تماس می یابند.

   نمونه : مثلاً فرض کنید استیون هفت ساله پای تلویزیون نشسته  است و دارد کارتون تماشا می کند . صبح جمعه است و بیرون باران می بارد . اما در این لحظه اسیتون متوجه باران نیست . مادرش از اتاق دیگر صدایش میزند که بتابد لباسهایش را آویزان کند ، ولی استیون صدایش را نمی شنود قضیه چیست ؟ رفتار اسیتون کاملاً طبیعی است . در این لحظه کارتون آنقدر برایش جالب است که بخش اعظم توجه خود را بدان معطوف کرده است . در نتیجه راه بر کلیه محرکهای دیگر از قبیل صدای باران یا مادرش بسته است مادرش وارد اتاق می شود که استیون در آن لحظه مشغول تماشای تلویزیون است و بلند می گوید «استیون  صدایم را نشنیدی »؟ صدایت کردم  این بار استیون سر بر می دارد و نگاهش می کند و در کمال معصومیت می گوید :« نه.» اگر مادرش از درک لازم برخوردار باشد ، می فهمد که کاملاً احتمال دارد استیون صدایش را نشنیده باشد. این که حالا صدای او را می شنود نشان می دهد که مادر توانسته با افزودن بر شدت محرکهای رقیب با کارتون ، توجه او را از کارتون به خود بکشاند . به عبارت دیگر ، وارد اتاق شد و با صدای بلند تر ی صحبت کرد.

    ویلهم و ونت ، پدر مکتبی در روان شناسی که به ساخت گرایی معروف است  یکی از نخستین روان شناسانی بود که به مطالعه توجه پرداخت . او بر اثر پژوهشهای خود به این نتیجه رسید که توجه یک نقطه کانونی و یک فراخنا دارد. بهتر است نور چراغ قوه ای را بر دیوار اتاقی تاریک تصور کنید. آنچه در مرکز درخشان نور روشن شده است شبیه چیزی است که در کانون توجه قرار می گیرد . اما چیزهایی هم که تا حدودی روشن شده اند باز درفراخنای توجه قرار دارند. وقتی مشغول خواندن رمانی جالب هستید ، ممکن است کنش داستان و گفتگوهای آن کانون توجه شما باشد. به ورق زدن کتاب و نحوه نشستنتان بر صندلی هم توجه دارید اما اینها در فر اخنای توجه شما قرار دارند. یعنی وضوح آنها در قیاس با آگاهی شما از سیر ماجرای داستان کمتر است .       (برونو ، ۱۳۷۰)

توجه انتخابی  Selective  attention

   فرایند درگیر در موقعیت هایی که در آنها مشخص با درون دادهای محرک متعدد روبرو است و باید وجهی از آنها را برگزیده و به آن توجه نماید . این اصطلاح از یک لحاظ زاید است ، چون توجه تلویحاً انتخاب را می رساند.       ( پور افکاری ، ۱۳۷۳)

توزیع طبیعی Natural distribution

به توزیعی گفته می شود که در آن تراکم افراد بیشتر در حدود طبقات وسط باشد و هر چه به طرفین پیش رویم به تدریج از میزان تراکم کاسته می شود. در یک توزیع بهنجار یا نرمال سطح زیر منحنی بوسیله واحد های انحراف استاندار همیشه به نسبت های ثابتی تقسیم می شود.   ( شریفی و نجفی زند ، ۱۳۷۶)

توهم – اختلال در ادراک  Hallucination

   توهم یعنی تجارب حسی یا ادراکی است که هیچ منبع خارجی واقعی ندارند ، مانند شنیدن صدای شیطان که به فرد دستور کشتن کسی را می دهد . فرد عادی از طریق جریان پیچیده غربال کردن و از صافی گذراندن اطلاعات حسی قادر به انتخاب ، تطبیق و تشخیص انبوه محرکهایی که همواره به وی ارائه می شوند ، بوده و بدین وسیله می تواند دنیای خود را به طریق عادی و معنی دار ادراک نماید . ولی بیمار سیکوتیک بر عکس به طور آشکار قادر به غربال کردن اطلاعات آشفته و یا تشخیص اطلاعات مربوط و نامربوط نیست او در حد زیاد نسبت به تمام محرکها ، خواه از منابع داخلی باشند یا خارجی ، حساس است و قادر نیست که ادراکهای خود را بصورت یک الگوی معنی دار ، وحدت و انسجام بخشد .       (آزاد ، ۱۳۷۵)

تیپ  Type

به طبقه بندی مردم در چند گروه گفته می شود. هر یک از این طبقات، ویژگیهای خواص خود را دارد. (مثلاً ، برون گرا و درون گرا )    (پروین ، ۱۳۷۴ )

تیپ شخصیتی   Personality 

   به آن دسته از ویژگیهای شخصی یا بطور کلی افراد گفته می شود که الگوهای ثابت رفتاری  آنها را نشان می دهد .     (پروین ، ۱۳۷۴ )

تیپ شخصیتی  الف : A  Type

یکی از مهم ترین پژوهشها درباره تفاوت اضطراب در افراد از اوایل دهه ۱۹۶۰ آغاز می شود ، یعنی زمانی که دو پژوهشگر به نام های( meyer Friedman, Rany Rosenman) آمادگی و استعداد ابتلا بیماریهای کرونر را نشان دادند. در آن موقع معلوم شد که بیماران مبتلا به ناراحتی کرونر از بسیاری جهات رفتارشان به هم شباهت دارد. آنها بی نهایت رقابت طلب ، زیاده جو ، پر خاشگر ، بی حوصله،  بی صبر و بی قرار بودند . آنها با حالتی انفجاری صحبت می کردند ، عضلات صورتشان بنظر کشیده می رسید ، زیر فشار زمان و بار مسئولینت بودند ، این افراد تحت عنوان شخصیت نوع A توصیف شدند. با بررسی تعدادی از مطالعات ارتباط بین شخصیت نوع A و وضعیت شغلی رده بالا روشن شدکه شخصیت نوع A   تمایل دارد که شغل خود را پر مسئولیت تر و با ساعات کاری بیشتر و میزان کار سنگین تر از شخصیت نوع B معرفی نمایند . علیرغم این عوامل شخصیتهای نوع A  بطور کلی کمتر از مشاغل خود گله دارند و عدم رضایت از کارشان کمتر و هیجان و افسردگی شان از شخصیت نوع B  کمتر است . این افراد همیشه در حرکت ، قدم زدن و غذا خوردن سرعت دارند . اغلب در هنگام استراحت و مواقعی که کاری برای انجام دادن ندارند احساس تقصیر و بیهودگی می کنند . بعلت درگیری و مشغله زیاد فرصت اندیشیدن به نکات تازه را ندارند.     (کوپر  ، ۱۳۷۰)

تیپ شخصیتی ب :  B Type

  کاملاً عادی اند عادات رفتاری نوع  A است و هیچ یک از ویژگیهای نوع  A را از خود ظاهر نمی سازند.

  • هرگز از بیقراری و احساس از دست دادن دقت رنج نمی برند.
  • انسانهای کینه توزی نیستند و در ارتباط با دیگران نیازی به تحمیل خواسته های خود احساس نمی کنند ، مگر اینکه موقعیت ایجاب کند . بدنبال خوشگذرانی و لحظات خوش هستند و به هیچ قیمت بدنبال نتایج عالی نمی باشنند.
  • بدون عجله کار می کنند و بدون احساس وقت کشی و استراحت می کنند .     (کوپر ، ۱۳۷۰)

.

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف «  ث »

 .

ثبات شیء   Object constancy

 ثبات شیء به این معناست که اندازه ،شکل ، رنگ ، درخشندگی ، و ویژگیهای دیگر شی، نسبتاً مستقل از تنوعات تصویر شبکه ای است و به همان  صورتی که ادراک شده است باقی می ماند .ثبات شی ء از مختصه های  مهم ادراک است . اگر چنین گرایشی نمی بود  دنیای غریبی می دیدیم ، که در آن اشیاء بر حسب نزدیکی  یا دوریشان از ما بزرگ یا کوچک می شدند. برای مثال اگر سکه را از زاویه خاصی نگاه می کردیم  به جای اینکه گرد باشد بنظر بیضی می رسید . چگونه با وجود طیف گسترده ای از محرکهای مختلف ثبات شی ء همچنان باقی می ماند بطور کلی تبیین این موضوع به دو دسته کلی تقسیم می شود . اول اینکه ، نظریه پردازانی  که بریاد گیری تا کید می کنند این فرضیه را مطرح می کنند که ما خود را با تنوع محرکها انطباق می دهیم به نحوی که ماهیت «واقعی»  محرک را ادراک می کنیم . هلمهولتز (۱۸۹۴ – ۱۸۲۱) فیزیکدان و روان شناس بزرگ آلمانی می گویند که ما از ماهیت محرکها استنباطی ناهشیار داریم . این استنباط نا هشیار که حدسی است تعلیم یافته و بدون عمر آگاهانه ، بر اساس تجارب ما در دنیای واقعی صورت می گیرد.

دوم اینکه ، نظریه پردازی که بر توانائیهای ذاتی تاکید می کنند این فرضیه را مطرح می کنند که توانائیهای داده پردازی درونی اندامهای حسی مغز و دستگاه عصبی سبس می شود که این ساختارها مختصه های تغییر نا پذیر محرک را از جریان اطلاعاتی متنوع کنند. ما آنچه را در محرک واقعاً ثابت است. جدا می کنیم. این نحوه استدلال کلی را روان شناسان، بخصوص ولنگانگ مطرح کردند. هر یک از این دو نوع تبیین طرفداران خود را دارد و هر دو هم به ظاهر سودمندند.     (برونو ، ۱۳۷۰)

ثبت   :   Registration / record

   اصطلاحی که به « پردازش دریافتی » اطلاق می شود. در این مرحله اطلاعات مورد پردازش قرار می گیرد ولی ادراک نمی شود ، ادراک ، ادراک زیر آستانه ا ی .     (اتکینسون و هیلگارد  ، ۱۹۸۳)

.

.

فرهنگ اصطلاحات روان شناسی

اصطلاح نامه روان شناسی

فرهنگ اصطلاحات روان شناسی

.

توضیحاتی درباره اصطلاحات روان شناسی؛ جمع آوری اصطلاحات روانشناسی؛ چکیده اصطلاحات روان شناسی در کتب مختلف؛ اصطلاحات روانشناسی از منظر روان شناسان و صاحب نظران؛ اصطلاحات روان شناسی به صورت متنی؛

.

.

برچسب ها : , , , ,, , , , , , , , , , ,, , , , ,, , , , , , , , , , , ,, , , , , ,, , , , , , , , ,, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,, , , , , ,

 

Post Tag With : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *