Home » روان شناسی » فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف «میم» تا حرف «ی»

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف «میم» تا حرف «ی»

Psychology : روانشناسی : فرهنگ اصطلاحات روان شناسیفرهنگ اصطلاحات روانشناسی حرف «میم» تا حرف «ی»

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی یا فرهنگ واژگان روانشناسی و یا لغتنامه روانشناسی، مجموعه ای از اصطلاحات و واژگان رایج و متداول در کتاب های روانشناسی متعدد و شناخته شده می باشد که با تلاش و کوشش تعدادی از دانشجویان و محققان رشته روانشاسی جمع آوری شده است. در این فرهنگ اصطلاحات روانشناسی کوشیده ایم ارجاع به منابع  به همراه ذکر نام کتب ، مقالات و دیگر منابعی که این مطالب از آنها اخذ شده، با ذکر نام نویسنده و یا مترجم باشد..

مسلما این فرهنگ اصطلاحات روانشناسی، از جامعیت و تفصیل کافی برخوردار نخواهد بود. لیکن جمع آوری و انتشار این فرهنگ اصطلاحات روانشاسی و برای آشنایی اولیه و دسترسی سریع و آسان علاقمندان و دانشجویان و دانش آموزان، صورت گرفته است.

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی : حرف« میم »

مازلو ؛ آبراهام Maslow , Abraham

   آبراهام مالزو, استاد روان شناس دانشگاه نیویورک ( که قبلاً کالج بروکلین نام داشت ) بود . او از بنیانگذاران عمده روان شناسی انسانگرا, قلمداد می شد . مازلو و کارل راجرز ازچهره های بر جسته تثبیت روانشناسی انسانگرا به عنوان نیروی سوم قلمداد  می شدند . دو نیروی اصلی دیگر عبارت بود از روانکاوی و رفتارگرایی. یکی از ادعاهای اصلی آبرهام مازلو, این بود که در انسانها تمایلی ذاتی وجود دارد که از استعداد ها وتواناییهای بالقوه خود بیشترین استفاده را بکنند . اولین تمایل را خودشکوفایی, مینامید . به آبرهام مازلو, انسانها بازیچه ی سرنوشت و قربانیان زندگی نیستند . درست است که آدمها در دامهای روانی مختلفی گرفتار میشوند که به یأس و تضعیف روحیه آنها می انجامد ، ولی می توانند به کمک نیروی اراده و هوش از این دامها بگریزند و باز دریابند که زندگی ارزش زیستن دارد . در حقیقت به اعتقاد مازلو توانایی آدمها فقط به همین محدود نمی ماند که زندگی را با ارزش بیابند . گاه گداری می توانند به لحظاتی سرشار از لذت یا وجد دست یابند که مازلو آن را « تجربه اوج »  می نامید . یکی از مهترین و مشهورترین کتابهای آبرهام مازلو, به سوی روان شناسی بودن Toward a psychology Being,1962 می باشد.  ( برونو ، ۱۳۷۰ )

متغیر Variable

دانشمندان و پژوهشگران روانشناسی, سازه ها یا ویژگیهایی را که مورد مطالعه قرار می دهند با اندکی اغماض « متغیر » می نامند . نمونه ای از این متغیر ها جنسیت ، درآمد ، آموزش و پرورش ، طبقه اجتماعی ، بارآوری سازمانی ، تحرک شغلی ، سطح تنفس ، استعداد کلامی ، اضطراب ، وابستگی مذهبی ، رجحان سیاسی ، رشد سیاسی ( ملتها ) ، جهت گیری کاری ، یهود ستیزی ، همرنگی ، حافظه فراخوانی ، حافظه بازشناسی و پیشرفت است . می توان گفت متغیر ویژگی ای است که مقادیر متفاوت می پذیرد به بیان روشنتر ، متغیر نمادی است که اعداد یا مقادیر به آن اختصاص می یابد.  ( شریفی – نجفی زند ۱۳۷۶ )

متغیر مستقل Independent variable

در آزمایشها متغیر مستقل, متغیری است که آزمایشگر مورد دستکاری قرار می دهد ، مثال وقتی پژوهشگران علوم تربیتی, اثرات روشهای مختلف تدریس را مورد مطالعه قرار می دهند ، ممکن است روش یا متغیر مستقل را با استفاده از روشهای متفاوت ، مورد دستکاری قرار دهند. در پژوهش غیر آزمایشی که امکان دستکاری آزمایش وجود ندارد ، متغیر مستقل متغیری است که (بطور منطقی ) بر متغیر وابسته تاثیر می گذارد برای مثال ، در مطالعه مربوط به سیگار کشیدن و سرطان ریه ، سیگار کشیدن که قبلاً توسط بسیاری از آزمونها صورت گرفته متغیر مستقل است .   ( شریفی و نجفی زند ، ۱۳۷۶ )

متغیر وابسته Dependent Variable

متغیر وابسته, متغیری است که مورد پیش بینی است . آن متغیری است که مورد دستکاری قرار نمی گیرد ، بلکه اثر متغیر مستقل در متغیر وابسته بدست می آید یعنی تاثیر پذیر است . ( شریفی و نجفی زند ، ۱۳۷۶)

محرک Excitant / Stimulus

مقصود را محرک در روانشناسی چیزی است که شیء یا عملی را بر می انگیزد ، در فیزیو لوژی هر عامل درونی یا بیرونی که موجود زنده را به کار و عمل وامی دارد . در روان شناسی, روانشناسی, هر عمل یا وضعی که پاسخی را بر می انگیزد. ( شعاری نژاد ، ۱۳۶۴ )

محیط Envioronment

محیط، یک مفهوم عمومی است که به همه اوضاع ، نیروها و احوالی که از راه محرکهایی که در فرد اثر می کنند و او از آنها متاثر می شود ، اطلاق می کنند . پدیدارهایی فیزیکی – شیمیایی – بیولوژیکی و اجتماعی است که از خارج در موجود زنده اثر می کنند . به طور کلی عوامل و نیروهای خارجی از فرد که می توانند در رفتار او موثر واقع شوند .  ( شعاری نژاد ، ۱۳۶۴ )

محیط بعد از تولد

عواملی که در محیط بعد از تولد اثرات مختلف و مهمی بر روی جنبه های مختلف رشد, به ویژه رشد روانی و شخصیت فرد دارند عبارتند از:

الف: محیط طبیعی یا مادی

ب: محیط خانوادگی

ج: محیط اجتماعی

الف : محیط طبیعی یا مادی :

مانند آب و هوا – گرما و سرما ، مسکن ، پوشاک و تغذیه . محیط طبیعی که آن را محیط طبیعی که آن را محیط زیست نیز می نامند ، مربوط به شرایط جغرافیایی می شود ، که تغذیه از عوامل مهمی است که در رشد کودک تاثیر عمیق دارد . از این رو تغذیه در دوران بارداری مادر ، و بعد از تولد اثرات نسبتاً مهمی دارد به نحوی که کمبود مواد پروتئینی نه تنها منجر به کوچکی جثه کودک می شود بلکه از نظر سلولها ی مغزی نیز عوارض نا مطلوبی برای کودک در بر دارد ، تا جایی که تعداد قابل توجهی از کودکان عقب مانده ذهنی ، معلول کمبود مواد غذائی مادر در دوران بار داری است . بنابر این « تغذیه » به عنوان یک عامل موثر، هم از بعد کمیت و هم از نظر کیفیت ، محسوب می گردد .

ب: محیط خانوادگی :

از عوامل موثر در رشد کودک ، خانواده, است ، که خانواده در دو زمینه تاثیر دارد :

۱-ارضای نیازها و احتیاجات بدنی و مادی ( فیزیولوژیک )

۲- ارضای نیازها و احتیاجات اساسی ( روانی و معنوی )

محیط خانوادگی، محیطى است که بر حسب میل و خواسته فرد انتخاب نشده، بلکه بدون آنکه اراده و نظر او مدخلیتى داشته باشد، در چنین محیطى چشم به‌دنیا مى‌گشاید و با تقلید از نسل مسن‌تر و تلقین‌پذیرى از آنان، و روش‌هاى مستقل خودی، شخصیت وى پى‌ریزى مى‌شود. بررسى‌هاى تحقیقى و آمارى نشان داده است که محیط خانواده رابطهٔ مستقیمى با بروز رفتار انحرافى و ارتکاب جرم دارد.
از هم گسیختگى خانواده غالباً منجر به فرار کودکان از منزل، مدرسه و ولگردى مى‌گردد. مثلاً در چنین شرایطی، پسران کوچه را بر محیط خانوادهٔ از هم پاشیده ترجیح داده، احتمالاً با قبول عضویت در باندها به ارتکاب جرائم مختلف کشانده مى‌شوند.

ج: محیط اجتماعی :

همان‌گونه که انسان در شرایط اقلیمى و نیز شرایط زیستى خاص متولد مى‌شود که از پیش وجود داشته و بر رفتار وى تأثیر مى‌گذارد، افراد و اجتماعات را نیز سنت‌هاى قومی، آداب و رسوم اجتماعى و سازمان‌ها و نهادهائى احاطه کرده که محیط اجتماعى آنها را تشکیل مى‌دهد.
لاکا ساین (Lacassagne) مى‌گوید:
“بزهکارى یک میکروب اجتماعى است. این میکروب در محیطى که آمادگى پروراندن تبهکار نداشته باشد، بروز نکرده، جرمى اتفاق نمى‌افتند.”
بدین اعتبار، هر جامعه بزهکارانى دارد که شایسته همان جامعه است، زیرا محیط اجتماعى, بر اثر عوامل مختلف، در فرد اثر کرده، او را به طرف ارتکاب جرم مى‌کشاند.

محیط اجتماعى, را مى‌توان به محیط اتفاقی، محیط انتخابى و محیط تحمیلى, تقسیم کرد.

محیط اتفاقى یا محیط موقت

محیط اتفاقى یا محیط موقت, از نظر روانشناسی, شامل محیط مدرسه، کار و سربازى مى‌شود. این محیط‌ها تشکیل‌دهندهٔ مراحل خاصى از زندگى است و به سهم خود افراد را تحت تأثیر قرار مى‌دهد.
پیناتل مى‌نویسد:
“این سه دوره که در طى آنها برخى نشانه‌ها روانى فردى تظاهر پیدا مى‌کند، تقریباً براى همه کس الزامى است و کمتر کسى ممکن است مدتى از زندگى خود را در آنها نگذارنده باشد”.
محیط اتفاقى همان‌طور که در تعلیم و تربیت افراد و عادت دادن آنان براى انطباق با زندگى عادى اجتماعى مؤثر است، در انحراف و ارتکاب بزه نیز تأثیر دارد.

محیط انتخابى

از نظر روانشناسی, محیط انتخابى, محیطى است که خود فرد انتخاب مى‌کند و تقریباً جنبه تحمیل و فشار ندارد، و شامل محیط خانوادگى مى‌شود که با انتخاب همسر و امر زناشوئى آغاز مى‌گردد. همچنین، محیط کار، انجمن‌هاى ورزشی، کانون‌هاى مختلف و محیط‌هاى گوناگون براى گذراندن اوقات فراغت، گزینش معاشران، و وسایل انتقال افکار یا رسانه‌هاى گروهى که بر مى‌گزینند، را نیز شامل مى‌شود.

محیط تحمیلى

محیطى که در آن آزادى به‌کلى از بین رفته یا حداقل محدوده شده است؛ بدون آنکه فرد بتواند کوچکترین قدرتى در انتخاب آن از خود نشان دهد: بازداشتگاه، ندامتگاه، کانون‌هاى اصلاح و تربیت و دیگر سازمان‌هاى مشابه از محیط‌هاى تحمیلى است، زیرا مجرم چاره‌اى جزء پذیرش آنها ندارد.

محیط قبل از تولد Embryonic Environment

محیط قبل از تولد ، محیط جنینی است . در این هنگام بسیاری از مواد شیمیایی ، غذایی ، داروها ، میکروبها و اختلالات و وضع عاطفی – هیجانی مادر از طریق رابطه شیمیایی بین مادر و جنین ، جنبه های مختلف رشد جنین را در رحم و بعد از تولد تحت تاثیر قرار می دهد . ( شرفی ، ۱۳۶۸ )

مخچه Cerebellum

مخچه, از قدیم یک ناحیه ساکت مغز خوانده شده است زیرا تحریک این ناحیه هیچگونه احساس تولید نمی کند و بندرت موجب حرکت می شود . با این وجود ، حذف مخچه موجب غیر طبیعی شدن شدید اعمال حرکتی می گردد. مخچه بویژه برای کنترل فعالیتهای عضلانی بسیار سریع از قبیل دویدن ، ماشین نویسی ، نواختن پیانو و حتی صحبت کردن اهمیت حیاتی دارد . فقدان این ناحیه از مغز با وجود اینکه موجب هیچگونه فلجی در عضلات نمی شود هر یک از این اعمال حرکتی را شدیداً مختل می سازد .

مخچه, به برنامه ریزی فعالیتهای حرکتی کمک کرده ، و همچنین مرتباً فعالیتهای حرکتی را که توسط قسمتهای دیگر مغز بوجود می آیند کنترل کرده و آنها را تصحیح و تنظیم می کند . مخچه بطور مداوم اطلاعات تازه را از قسمتهای محیطی بدن دریافت کرده و حالت هر قسمتی از بدن در هر لحظه یعنی وضع آن ، سرعت حرکت آن ، نیروهائی که بر آن وارد می شوند و … را تعیین می کند . مخچه وضع فیزیکی واقعی هر قسمتی از بدن را که بوسیله اطلاعات حسی به آن داده شده با وضعی که مورد نظر سیستم حرکتی است مقایسه می کند . هرگاه این دو وضع با یکدیگر نخوانند در این حال سیگنالهای تصحیحی مناسب بطور آنی به سیستم حرکتی هدایت می شوند تا سطح فعال شدن عضلات مورد نظر را افزایش یا کاهش دهند .

علاوه بر آن ، مخچه در برنامه ریزی حرکت متوالی بعدی در جزئی از یک ثانیه جلوتر در حالیکه حرکت کنونی هنوز در حال انجام است به قشر مغز کمک می کند و باین ترتیب به شخص کمک می کند تا به نرمی از یک حرکت به حرکت بعدی پیش برود . ( گایتون ، ۱۹۹۱)

مدد کاری اجتماعی Social work

مدد کاری اجتماعی, مجموعه فعالیتهایی است که از طریق موسسات دولتی و غیر دولتی ، برای کمک به افراد ، خانواده ها و گروههای اجتماعی و رساندن آنان به رفاه اجتماعی – اقتصادی – روانی صورت می گیرد .

از جمله وظایف متبط با مددکاری اجتماعی, عبارتند از حمایت از خانواده های بی سر پرست ، همکاری با گروه پزشکی در واحد های درمانی برای کمک به بیمار از طریق مساعدت در امور اجتماعی – اقتصادی – عاطفی – بهداشتی ،شنا ساندن قوانین بیمه های اجتماعی به بیمه شدگان و ارزیابی مسایل آنان .   ( شفیع آبادی ، ۱۳۷۵ )

 

مراحل و زنجیره توالی رشد  Stages and sequences of development

روانشناسان معمولاً در این نکته اتفاق نظر دارند که رشد از توالی منظمی برخوردار است که خود به رسش موجود زنده در جریان کنش متقابل وی با محیط بستگی دارد . در تبیین توالی زنجیره رشد ، برخی از روانشناسان ترجیح می دهند از آن بعنوان یک فرایند پیوسته یاد کنند – فرایندی که در آن عوامل زیستی در کنش متقابل با یادگیری عمل می کنند تا تغییری پیوسته و تدریجی در رفتار به وجود آورند . سایر روانشناسان ضمن اذعان به ماهیت زنجیره ای رشد ، اهمیت کمتری برای پیوستگی این فرایند قائلند و در عوض آن را بیشتر به صورت یک سلسله پله می بینند . این روانشناسان به همین دلیل مفهوم مرحله را پیش کشیده اند .

وقتی روانشناسان از مراحل رشد، سخن می گویند مفهوم دقیق تری را در نظر دارند . مفهوم مراحل بیانگر این مطلب است که:

۱ – در یک مرحله مشخص رفتارها بر محور یک مقوله غالب سازمان می یابند ؛

۲- رفتارهایی که در مرحله مشخصی ظاهر می شوند از لحاظ کیفی با رفتارهای مراحل قبلی یا بعدی فرق دارند ؛ و

۳- همه کودکان مراحل همانندی را به ترتیب همانندی طی می کنند .

عوامل محیطی ممکن است رشد را تسریع یا کند سازند ، اما ترتیب توالی مراحل تغییرناپذیر است .  ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

مرحله تفکر پیش عملیاتی Preparational thinking stage

مرحله تفکر پیش عملیاتی که از سن ۲ تا ۷ سالگی به طول می انجامد دارای دو مرحله فرعی به شرح زیر است :

تفکر پیش مفهومی ( از حدود ۲ تا حدود ۴ سالگی ).

در ضمن این دوره از تفکر پیش عملیاتی ، کودکان بر اساس مفهوم آموزی دست می یابند . آنها طبقه بندی اشیاء را بر حسب شباهتهایشان آغاز می کنند ، امّا از لحاظ مفاهیمشان مرتکب خطا می شوند ؛ لذا به باور آنان همه مردان «بابا» و همه زنان «ماما» هستند . منطق کودکان در این دوره تحول نه قیاسی است ، نه استقرایی، بلکه تمثیلی است. مثالی از این نوع استدلال چنین است : « گاوها حیوانهای بزرگ چهارپا هستند . آن حیوان بزرگ و چهار پاست ؛ پس آن یک گاو است » .

تفکر شهودی ( از حدود ۴ تا حدود ۷ سالگی ).

در ضمن این دوره از تفکر پیش عملیاتی، کودکان مسائل را به طور شهودی حل می کنند ، نه بر طبق نوعی قانون منطق . شاخص ترین ویژگی تفکر کودکان این دوره این است که هنوز به مفهوم بقا یا نگهداری دست نیافته اند . نگهداری به صورت توانایی درک این مطلب تعریف شده است که شماره ، طول ، مقدار ، یا مساحت اشیاء یکسان باقی می ماند ، صرف نظر از اینکه اشیا، به صورتهای مختلف به کودک نشان داده شوند.  ( هرگنهان والسون، ۱۹۹۷)

مرحله حسی – حرکتی Sensory – motor stage

در مرحله حسی – حرکتی, که ازتولد تا حدود ۲ سالگی به طول می انجامد کودک هنوز زبان را نیاموخته است . از آنجا که در این مرحله کودک برای اشیاء کلمه در اختیار ندارد ، وقتی که مستقیماً با آنها درگیر نباشد ، یعنی از مقابل چشمانش دور شوند ، دیگر برای کودک وجود خارجی ندارند . بنابر این ، تعامل با محیط صرفاً جنبه حسی و حرکتی دارد و صرفاً با اینجا و اکنون سر و کار دارد . همچنین کودکان در این دوره خود محور ( خود مدار ) هستند ، یعنی در مورد هر چیزی با توجه به خودشان داوری می کنند و جهان روانشناختی آنان تنها جهان موجود است . اما در اواخر این دوره کودکان مفهوم بقای شیء یا ثبات شی را کسب می کنند. به سخن دیگر ، درک می کنند که اشیاء اگر از میدان تجربه مستقیم آنان خارج شوند باز هم وجود دارند .   ( هرگنهان والسون ، ۱۹۹۷)

مرحله عملیات صوری Formal operations stage

در این مرحله که از حدود ۱۱، ۱۲ سالگی تا حدود ۱۴، ۱۵ سالگی به طول می انجامد کودکان می توانند با موقعیتهای فرضی کار کنند و فرایند های فکری شان منحصراً به موقعیتهای عینی و محسوس محدود نیست . همچنین در این مرحله تفکر کودکان بر موازین کامل منطق استوار می شود و قادرند مسایل و امور انتزاعی را درک نمایند. بنابر این ، در این مرحله دستگاه ذهنی شخص به بالاترین سطح تحول خود می رسد، امّا این دستگاه می تواند در جهت حل کردن سلسله ای بی پایان از مسایل در طول زندگی شخصی هدایت شود .  ( هرگنهان والسون ، ۱۹۹۷ )

مرحله عملیات عینی Concrete operations stage

کودکان در این مرحله که از حدود ۷ تا حدود ۱۱ ، ۱۲ سالگی به طول می انجامد قادر به درک مفهوم بقا میشوند و نیز توانایی طبقه بندی و ردیف کردن (یعنی مرتب کردن اشیاء از بزرگ به کوچک و بالعکس ) را کسب می کنند و مفهوم عدد را می آموزند . اما در ضمن این مرحله فرایند های فکری بر رویداد های واقعی که کودک مشاهده می کند متمرکز است . مادام که کودک با مسایل محسوس یا غیر انتزاعی سر و کار داشته باشد از عهده حل کردن همه گونه مسایل ساده و پیچیده بر می آید .  ( هرگنهان والسون ، ۱۹۹۷ )

مشاهده Observation

روان شناسان برای جمع آوری اطلاعات گاه با رجوع به عالم واقع و مشاهده و قایع اتفاقیه در آن ، اقدام به گردآوردی اطلاعات می نمایند. ویژگی مهم این روش در این است که مشاهده گر تنها به گرد آوزری اطلاعات در زمینه موضوع مورد مطالعه خود پرداخته بدون اینکه در روند طبیعی وقایع تغییری ایجاد کند . مشاهده علمی با داشتن هدفی خاص و با برنامه ای از پیش تعیین شده انجام می گیرد و از این و به این مشاهده اصطلاحاًمشاهده منظم گفته می شود. در مشاهده منظم محقق می داند که باید به دنبال چه چیزی باشد و چه رفتار هایی را ثبت کند . ( احمدی و فراهانی ، ۱۳۷۰ )

مصاحبه Interview

نوعی گفتگوی هدایت شده به منظور کسب اطلاعات لازم و با توجه به هدف یا هدفهای مورد نظر . انواع مختلف مصاحبه عبارتند از : مصاحبه بالینی ، مصاحبه استخدامی ، مصاحبه ارزشیابی ، مصاحبه تحت فشار ، مصاحبه گروهی ، مصاحبه فرد با فرد ، مصاحبه ساخت دار ، م۲صاحبه آزاد و … ( ساعتچی ، ۱۳۷۴ )

مغز Brain / Encephalon

مغز یک انسان ساختار پیچیده دستگاه عصبی است که در جمجمه قرار دارد . مغز در حدود یک کیلو و نیم وزن دارد و محیط آن در حدود ۴۵ سانتی متر است . که در حجم کوچک آن ۳۰ میلیارد یاخته عصبی انباشته شده است . ( برونو ، ۱۳۷۰ )

مغز پسین Rhombencephalon / Hind brain

مغز پسین, شامل بصل النخاع (Medulla) ، پل (Pons) ، مخچه (Cerebellum) است . مغز پسین همراه با مغز میانی و ساختارهای مغز پسین ساقه مغز را تشکیل می دهد .بصل النخاع یا پیاز مستطیلی شکل درست بالای نخاع شوکی قرار دارد.

پل مغز ، ناحیه جلویی را به بصل النخاع مرتبط می کند .

مخچه ، ساختار بزرگی که چین خوردگیهای بسیار عمیقی دارد ، مشارکت آن در کنترل حرکات کاملاً شناخته شده است . ( کالات ، ۱۹۸۹ )

مغز پیشین Telencephalon / Fore brain

مغز پیشین بزرگترین و برجسته ترین قسمت مغز پستانداران است . بخش بیرونی آن کرتکس مغزی ( Cerebral cortex) است . زیر کرتکس مغزی تعدادی از ساختارهای مغز پیشین از جمله تالاموس (Tha lamus) پیاز بویایی (Olfactory bulb) ، هیپو تالاموس ( Hypo thalamus) ، غده هیپوفیز (Pituitary gland) ، عقده های پایه (Basal ganalia) ، هیپوکامپ (Hippocampus) و با دامه (Amygdala) قرار دارند . ( کالات ، ۱۹۸۹ )

داروی ضد اضطراب Antianxiety Drugs

داروی کند کننده دستگاه عصبی مرکزی که موجب کاهش تنش می شود . کمی خواب آلودگی ایجاد می کند ولی نه به میزان زیاد .والیوم ولیبریوم دو نمونه از این داروها هستند . به این دارو ها آرامبخش نیز گفته می شود .  ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳)

 

مفهوم Concept / Notion / Conception

منظور از مفهوم، در اینجا عبارت است از : ویژگیها یا روابط مشترک طبقه ای از اشیا یا اندیشه ها . مفهوم ها ممکن است مربوط به اشیاء عینی ( مانند مفهوم چنار که به نوعی معینی از درخت اشاره دارد ) و یا مربوط به اندیشه های انتزاعی ( مانند برابری ، عدالت و عدد )  باشند؛ اما در هر حال به روابط مشترک بین انواع گوناگون اشیا یا اندیشه ها اشاره دارند .  ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳)

کارکردهای گوناگون مفاهیم، عبارتند از:

۱) طبقه بندی : طبقه بندی عبارتست از تعیین این که یک مورد خاص مصداقی از یک مفهوم هست یا نه ، یا اینکه مفهومی زیر مجموعه دیگری است یا نه .

۲) درک و تبیین : طبقه بندی اجازه می دهد سیستمهای هوشمند تجربیاتشان را به پاره های معنا دار تجزیه و آنها را تفسیر کنند . مثلاً اگر شخصی حیوانی را به عنوان مار زنگی شناسایی کند او موقتیش را خطرناک تشخیص خواهد داد . یا مفهوم « درون گرا » می تواند به تشریح این که چرا فردی در یک مهمانی شرکت نکرد کمک کند.

۳) پیش بینی : در مثال مار زنگی برای نمونه فرد ممکن است پیش بینی کند که حرکت ناگهانی ممکن است سبب حمله مار زنگی شود.
۴) استدلال : مفاهیم از استدلال پشتیبانی می کند . برای مثال فرد ممکن است از « پزشک » « حقوق زیاد ، ساعات کار طولانی و نامعین » و … را نتیجه بگیرد.
۵) ارتباط : به همان اندازه که مردم دارای دانسته های مشترک هستند قادر به برقراری ارتباط بیشتر با یکدیگر خواهند بود. اگر دوستی به ما بگوید چگونه در مقابله با ما زنگی از خطر اجتناب کرده ، مادر صورت بروز شرایط مشابه ، ممکن است قادر به سود بردن از تجربه او باشیم .
۶) ترکیب مفهومی : مفاهیم می توانند به عنوان عناصر سازنده مفاهیم سطح بالاتر عمل کنند فرد از روی مفاهیم « کاغذ » و «زنبور » می تواند مفهوم ترکیبی « زنبور کاغذی » را تشکیل دهد.

۷) مصداق سازی : مردم می توانند از توصیف مفهوم شروع و از روی آن ، مصادیق مفهوم را باز یابی یا مشتق کنند. شخص در حالی که وسیله ای را تعمیر می کند ممکن است نیازی را برای « شی ء بلند با نوک فلزی » شکل دهد ؛ یا وسیله ای آشنا ( مثل آچار پیچ گوشتی ، باز یابی خواهد شد یا ابزار جدیدی ابداع خواهد شد تا با این توصیف منطبق گردند . ( آیسنک ، ۱۹۴۴ )

مفهوم خود Self concept

مفهوم خود, مجموعه ای است از عقاید فرد درباره خود که بیشتر بر مبنای توصیف است تا قضاوت ممکن است بعضی از بخشهای مفهوم خود خوب یا بد تلقی شود ، ولی بعضی از بخشها نه خوب تلقی شود نه بد. اینکه کسی موی سیاه و صدای نرمی دارد بخشی از مفهوم از خود است ولی این خصوصیات نه بد هستند و نه خوب. مفهوم خود همان عزت نفس نیست ، چرا که عزت نفس به ارزیابیهای شخص از خصوصیاتش اطلاق می شود . ( برای توضیحات بیشتر به عزت نفس مراجعه شود).  ( یاسایی ، ۱۳۷۷)

مهارت حرکتی Motor skill

هر مهارت حرکتی شامل یک توالی از حرکات ماهیچه ای است . نوشتن ، راه رفتن ، وراندن اتومبیل مواردی از مهارتهای حرکتی هستند . ( سیف ، ۱۳۷۹ )

مهارت حرکتی درشت Gross motor skill

در این حرکات نیرو نقش عمده را دارد . یعنی حرکاتی که مستلزم هماهنگی دقیق عضلات به هنگام انجام اعمال درشت می باشد به عبارتی ماهیچه های بزرگ بدن رشد یافته تر از عضلات کوچکتر بدن می باشد . ( پور افکاری ، ۱۳۷۳ )

مهارتهای حرکتی ظریف Fine motor skills

حرکاتی که مستلزم هماهنگی عضلات به هنگام انجام اعمال دقیق و ظریف است. ( پور افکاری ، ۱۳۷۳ )

مهارت دستی Manual skill

میزان سرعت و دقت فرد در به کار بردن دستها ، خاصه انگشتان دست در هنگام انجام یک کار یا در پاسخ به یک آزمون عملی ، مهارت دستی و توانایی فرد در به کار بردن انگشتان یکی از مهارتهای مورد نیاز و اساسی برای انجام موفقیت آمیز وظایف بعضی از مشاغل « مثل ساعت سازی » می باشد . ( ساعتچی ، ۱۳۷۴ )

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی : حرف « ن »

 

ناحیه بروکا Broca’s area :

یک ناحیه ویژه در قشر پیشانی موسوم به ناحیه بروکا تامین کننده مدار عصبی برای تشکیل کلمات است . در این جاست که برنامه ها و طرحهای حرکتی برای بیان کلمات انفرادی یا حتی عبارات کوتاه ایجاد شده و انجام می گیرد . این ناحیه همچنین در ارتباط نزدیک با ناحیه فهم زبان ورنیکه در قشر ارتباطی گیجگاهی عمل می کند . ( گایتون ، ۱۹۹۱ )

 

ناحیه ورنیکه Wernicke’s area :

ناحیه اصلی برای درک زبان موسوم به ناحیه ورنیکه در عقب قشر شنوایی اولیه در بخش خلفی لوب گیجگاهی فوقانی قرار دارد . بدنبال آسیب شدید در این ناحیه ، شخص ممکن است به خوبی بشنود وحتی کلمات مختلف را تشخیص دهد اما قادر نخواهد بود این کلمات را به صورت یک فکر قابل درک در آورد . به همین ترتیب فرد ممکن است بتواند کلمات یک نسخه چاپی را بخواند اما قادر نخواهد بود که مفهوم آن را در یابد . ( گایتون ، ۱۹۹۱ )

نارسا خوانی Dyslexia

دیس لکسی یا نارسا خوانی اصطلاحی است که برای کودکانی که علی رغم هوش طبیعی قادر به خواندن نیستند به کار می رود . این گروه از کودکان ممکن است واژه های بسیاری را بدانند و به راحتی آنها را در مکالمه به کار گیرند ، اما قادر به درک و شناسایی نشانه های نوشتن یا چاپی نیستند . کودکان نارسا خوان اکثراً مشکلاتی در جهت یابی فضایی ، تشخیص راست و چپ ، بالا و پائین ، توالی حروف و کلمات ، هماهنگی بین چشم و دست ، ارتباط بین اعضای بدن خود و دیگران دارند .  (سیف نراقی و نادری ، ۱۳۸۰ )

نارساییهای ویژه یادگیری Specific learning failures

عنوان نارساییهای ویژه یادگیری, برای دانش آموزانی که دارای بهره هوشی طبیعی هستند ، ولی در یادگیری برخی از مهارتها مانند تکلم ، خواندن ، هجی کردن ، نوشتن ، حساب کردن ، ادراک بینایی ،ادراک شنوایی ، توالی حافظه بینایی و توالی حافظه شنوایی دچار اشکال هستند ، به کار می رود .

عللی را که برای شکست این کودکان در امر یادگیری شایسته ذکر است ، چنین می توان بیان کرد : فقدان انگیزش کافی ، فقدان توجه و دقت لازم ، دقت پیش از اندازه به جزئی از کل ، فقدان هماهنگی لازم در حرکات و جنب و جوش بیش از حد .  ( سیف نراقی و نادری ، ۱۳۸۰ )

ناسازگاری Maladaptation / Maladjustment

سازگاری اساساً رابطه ای است که ارگانیسم با محیط خود بر قرار می سازد . مفهوم ضمنی در اینجا این است که وقتی این رابطه انطباقی است حالت سازگاری وجود دارد ، وقتی انطباقی نیست حالت ناسازگاری در کار است . به طور کلی ، این اصطلاح در ارتباط با معیارها و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی به کار می رود . هرچند می توان آنرا در مورد حالات زیست شناختی اساساً نیز مورد استفاده قرار داد. ( پور افکاری ، ۱۳۷۳ )

ناکامی Frustration

هنگامی که راه دستیابی به یک هدف خواستنی بسته می شود یا دستیابی به آن به تاخیر می افتد ، ناکامی روی می دهد ، سدهای گوناگونی ، چه درونی و چه بیرونی ، بر سر راه کوششهای فرد برای دستیابی به هدف قرار می گیرد . ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

 

ناکامی بیرونی External frustration

سدهای محیط اجتماعی به صورت محدویتهایی است که مردم به آدمی تحمیل می کنند ، از امرو نهی پدر و مادر گرفته تا مسائل گسترده تر تبعیض نژادی یا جنسیّتی ، یا سدهایی که در محیط فیزیکی وجود دارد مانند راهبندان در خیابانها ، صفهای دراز برای خریدار از فروشگاهها ، خشکسالیهایی که محصولات کشاورزی را از بین می برد و سر و صدا که راه بر تمرکز فکر می بندد ، همه در زمره همین محدودیتها است . همه این عوامل باعث بروز ناکامی بیرونی می شوند. ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

ناکامی شخصی Personal Despair / Self frustration

گاه چیزی که مانع دستیابی آدمی به هدف و خشنود شدن وی می شود از کم و کاستیهای خودش سرچشمه می گیرد . معلولیتهای جسمانی ، نداشتن بعضی از توانائیها و یا خویشتن داری نا بسنده نیز ممکن است آدمی را از رسیدن به هدف باز دارند . اگر کسی هدفهایی برای خود انتخاب کند که فراتر از توانائیهای اوست محتملاً دچار ناکامی خواهد شد . ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

نظام ارزشی Value system

نظام ارزشی از منظر روانشناسی عبارت است از آن دسته از ارزشهای فرد که دارای ارتباط منطقی با یکدیگر هستند و رفتار و سلوک وی را تنظیم می کنند . ( ساعتچی ، ۱۳۷۴ )

نظام شناختی Cognitive system

به مفاهیم ، رویه ها ، راهبردها ، نظریه ها و فنون مربوط به روانشناسی شناختی کاربردی و خاصه به تغییر و اصلاح شناختی رفتار ، شناخت در مانی و رفتار درمانی شناختی مجموعاً نظام شناختی گفته می شود .  (ساعتچی ، ۱۳۷۷ )

نظریه چامسکی Chomsky . n . theory

بسیاری از روانشناسان زبان می گویند که به کودکان خردسال دستور زبان آموخته نمی شود ، بلکه آنان از کلمات و جملاتی که می شنوند به نحوی قواعد پیچیده را استنباط و انتزاع می کنند . این کار به قدری پیچیده است که تا زمانی که ذهن کودک تا اندازه ای آمادگی پردازش درون دادهای زبانی و استخراج قواعد دستور زبان را پیدا نکرده است عملی نخواهد شد. نوآم چامسکی، که یکی از رهبران طرفدار این نظر بود ، معتقد است که در انسان مکانیزم مغزی ذاتی ای وجود دارد که به فراگیری زبان اختصاص دارد.

چامسکی، نام این مکانیزم را « دستگاه فرا گیری زبان » نامیده است . بنابر نظریه چامسکی، فطری بودن مکانیزم زبان از آنجا ناشی می شود که روند تولید آوا ، همان طور که قبلاً گفتیم ، همگانی و دارای نظم است . علاوه بر این ، همه کودکان صرف نظر از زبانی که می آموزند توالی یکسان را می گذارنند : غان و غون کردن ، گفتن اولین کلمه در یکسالگی ، به کار بردن ترکیبات دو کلمه ای در نیمه دوم سال دوم زندگی ، و تسلط بر غالب قواعد دستور زبان خود در سن ۴ تا ۵ سالگی. در همه زبانها اولین کلمات و جملاتی که کودکان می سازند بیانگر روابط معنایی ای است که بین همه فرهنگها مشترک است . ( یا سایی ، ۱۳۷۷ )

نرون Neuron

نرونها تکانهایی را از یک محل به محلهای دیگر انتقال می دهند ، هر نرون یک هسته ، یک غشاء ، چندین میتو کندری و ریبوزوم و ساختار هایی دارد که مختص یافته های حیوانی هستند . تنها چیزی که نرونها را از یاخته های دیگر متمایز می کند ، شکل آنهاست . از مرکز هر نرون تعداد زیادی تار (f ibers) کوچک و نازک خارج می شوند .

نرون حرکتی ( Motor neuron) نرونی که جسم یاخته ای اش در نخاع شوکی است . و یک تار آن تا ماهیچه امتداد دارد . نرون حرکتی مانند بیشتر نرونها چهار جزء عمده دارد :

جسم یاخته ای ( cell body) ،

دندریت ها (Dendrites) ،

یک اکسون ( Axon )

پایانه پیش سیناپسی ( Presynaptic ending) ،

همچنین شامل تعدادی ریبوزم و میتوکندری و ساختارهای دیگر است . ( کالات ، ۱۹۸۹)

 

نقش Role

نقش ، الگو یا تیپ رفتاری که کودک یا بزرگسال بر حسب انتظارات دیگران انتخاب می کند . این واژه از هنر تئاتر قدیم فرانسه اخذ شده که در آن role به تومار کاغذی گفته می شد که نقش بازیگر در آن نوشته می شد. در روانشناسی اجتماعی ، معمولاً به هر الگوی رفتاری اطلاق می شود که به حقوق ، تعهدات و وظایفی که از کسی انتظار می رود ، به او آموخته می شود ، یا در موقعیت های اجتماعی خاص انجام آن ها تشویق می شود ، ارتباط پیدا می کند . در واقع می توان گفت که نقش شخص دقیقاً چیزی است که دیگران از او انتظار دارند و پس از یادگیری و درونی شدن نقش ، چیزی است که خود شخص از خویشتن انتظار دارد . نقش ها تظاهرات گوناگون پیدا می کنند . ممکن است لحظه ای باشند ، مثل برنده یک بازی یا ممکن است ربطی به زمان نداشته باشند . مثل کودک ، والد ، همسر یا ممکن است اساساً دائمی باشند مثل مرد و زن ( پور افکاری ، ۱۳۷۳ )

نگرش Attitude

نگرش در روانشناسی, تمایلی کم و بیش ثابت است به واکنش مثبت یا منفی به رده هایی خاص از آدمها یا اشیاء. واژه نگرش در زمینه هایی جز روانشناسی هم به کار می رود و کاربرد آن در زمینه ای دیگر ما را در درک عمیق تر معنای آن یاری می دهد . معمولاً می گویند نگرش سه ویژگی دارد که عبارتند از : شناختی ، هیجانی و رفتاری .

ویژگی شناختی نگرش، به معنی عقاید آگاهانه فرد درباره موضوع نگرش است. ویژگی هیجانی نگرش، به معنی احساسات خوشایند یا ناخوشایندی است که در وقت فعال شدن نگرش انگیخته می شود . ویژگی رفتاری نگرش، کارکردهای عملی که در پاسخ به نگرش رخ می دهند . ( برونو ، ۱۳۷۰ )

به عبارت دیگر معنی نگرش در روان شناسی, عبارت است از : نوعی آمادگی روانی برای عمل کردن یا واکنش نشان دادن در جهت خاص، نوعی تمایل برای پاسخ دادن به شیوه ای خاص نسبت به اشخاص ، اشیاء ، حوادث و اوضاع و احوال . ( ساعتچی ، ۱۳۷۴ )

نماد Symbol

نماد، به کلیه محرکهایی گویند که به نشان تصور یا شیئی سوای خود عمل می کنند . واژه صندلی نماد خود صندلی موجود عینی است . یعنی نماد آن شیء که می بینیم ، رویش می نشینیم و به آن اشاره می کنیم .

تفکر تا حد زیادی به سبب توانایی انسان در استفاده از نمادها امکان پذیر است . شکی نیست که بخش اعظم تفکر را می توان ترتیب دادن و آرایش مجدد واژه ها بر طبق قواعد منطق و دستور زبان تلقی کرد . ( بر ونو ، ۱۳۷۰ )

نوجوانی Adolescence

نوجوانی ، به دوره گذار از کودکی به بزرگسالی اطلاق می شود . این دوره مرزهای سنی مشخصی ندارد ، اما تقریباً از ۱۲ سالگی آغاز می گردد . نوجوانی تا آخرین سالهای دهه دوم زندگی که رشد جسمانی کم و بیش کامل می شود ، ادامه می یابد . در این دوره ، نوجوان به بلوغ جنسی دست می یابد ، هویت خود راجدا از هویت خا نوادگیش بنا می نهد و با مسأله نحوه تامین معاش خود روبه رو می شود .  ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

 

نیازهای اساسی Essential needs

آبراهام مازلو، نیازهای انسان را به صورت سلسله مراتبی طبقه بندی کرده است . نیازها ابتدا به دو دسته کلی تقسیم شده اند : دسته اول نیازهای اساسی، و دسته دوم فرا نیازها.

نام گذاری دیگر مازلو برای نیاز های اساسی نیاز های کمبود یا کاستی است . علت این نام گذاری آن است که نیازهای کاستی زمانی که ارگانیسم در رابطه با یک نیاز کمبودی دارد ( مثلاً غذا یا آب ) برانگیخته می شود . این نیازها به چهار دسته تقسیم شده اند.

۱- نیازهای جسمانی ، شامل نیاز به آب ، غذا ، خواب ، حرارت مناسب و …

۲- نیاز به امنیت یا ایمنی ، شامل نیاز به داشتن محیطی امن و دور از تهدید

۳- نیاز به عشق و تعلق ، شامل نیاز به ایجاد روابط متقابل با دیگران و محبت کردن و مورد محبت واقع شدن
۴- نیاز به عزت نفس یا احترام به خود ، شامل احساس کسب توفیق و تایید ، احساس شایستگی ، احساس کفایت و مهارت ، یعنی نیاز فرد به ایجاد تصور مثبتی در دیگران نسبت به خودش . ( سیف ، ۱۳۷۹ )

 

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی : حرف « و»

 

واج Phonemes

هنگام صحبت کردن ، در واقع اندامهای گفتاری صداهای مشخصی را برای بیان مقصود ما تولید می کنند. این الفاظ یا صوتهای فیزیکی از یک دسته واج یا واحد صوتی تشکیل شده است . واجها به دو دسته واج کم صدا یا بی صدا و با صدا یا صدا دار به نام واکه تقسیم می شوند. واکه های زبان فارسی عبارت از « آ ، اَ ، اِ ، ا‘ ، او ، ای » است.

هر زبانی تعداد واجهای مخصوص خود را دارد . مثال ، زبان فارسی ۳۰ واج و زبان انگلیسی ۴۰ واج دارد . ( سیف نراقی و نادری ، ۱۳۸۰ )

واج کوچکترین واحد صوتی زبان است که معنا ندارد اما تفاوت معنایی ایجاد می کند ؛ مثلاً اگر در واژه سر به جای واج (س) ، واج ( پ ) بگذاریم ، میشود پَر و معنای واژه عوض می شود . پس ( پ) واج است . همچنین اگر در واژه گُل به جای (ُ) ، ( ِ) بگذاریم ، واژه جدیدی با معنای جدید ساخته می شود. س () و ، واج اند. واج اگر چه فاقد معناست ، در ساختمان واحد بزرگتر یعنی تکواژه به کار می رود . ( زبان فارسی ۳- ، ۱۳۸۱ )

واژک Morphemes

از ترکیب دو یا چند واج ، تک واژ یا واژک به وجود می آید ، واژکها یا تک واژها ، کوچکترین واحد زبانی معنادار در ساخت هر زبانی است . برای مثال ، لفظهای « در ، دو ، گار، و می » تک واژه می باشد . ( سیف نراقی و نادری ، ۱۳۸۰ )

تک واژه یکی از واحد های زبان است که از یک یا چند واج ساخته می شود . تکواژ گاهی معنا و کاربرد مستقل دارد ، مثل : میز ، کودک ، گوسفند . در این صورت ، آن را تکواژ آزاد یا مستقل می نامند . گاهی نیز کاربرد و معنای مستقل ندارد و در ساختمان واژه های دیگر به کار می رود که آن را تکواژ وابسته می نامند ؛ مثل : بان و گار در واژه های آسیابان و پرهیزگار . ( زبان فارسی ۳ ، ۱۳۸۱)

واکنشهای هیجانی و رفتاری Behavioral and emotional reactions

همه پیامهای حسی به استثنای بویایی از تالاموس می گذرند و سپس به کورتکس می روند. هیپوتالاموس که در زیر تالاموس قرار دارد ، بخش کوچکی به اندازه ۵ تا ۶ سانتی متر مکعب است که نقش اصلی را در بسیاری از واکنشهای هیجانی و رفتاری به عهده دارد و باعث هماهنگی بین اعمال ارتباطی و حرکتی و غدد درون ریز می شود . ( کرمی نوری و مرادی ، ۱۳۷۱ )

وجدان Conscience

فراخود، از دو بخش وجدان و من آرمانی تشکیل شده است ، وجدان از اموری تشکیل یافته که از سوی پدر و مادر ، جامعه ، دین ، مذهب ممنوع و غیر مجاز اعلام گردیده ، همراه با احساس گناه و تقصیر است .  ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

وراثت Heredity

مفهوم وراثت در روانشناسی، عبارت از مجموعه صفات ویژگیهای بدنی و زیستی است که از پدر و مادر به فرزندان آنها منتقل می شود. هنگامی که یاخته های نطفه ای نر و ماده با یکدیگر ترکیب می شوند طرح زیستی واحدی به نام موجود زنده ریخته می شود . این موجود بیشتر عوامل موروثی را که از پدر و مادر و اجدادش بر اثر این پیوند به او رسیده است ، دارا است و میراث زیستی او را تشکیل می دهد . البته نه تنها عوامل ارثی ، بلکه عوامل محیطی بر رشد و پرورش موجود زنده مؤثرند . ( پارسا ، ۱۳۶۷ )

 

وسواس فکری و عملی Obsessive – compulsive

در وسواس فکری و عملی، به نظر می رسد که شخص مجبور است درباره چیزهایی فکر کند که همواره آرزو می کند بتواند راجع به آنها نیندیشند، یا ناچار است اعمالی را انجام دهد که دائماً به خود می گوید : ای کاش می توانستم آنها را انجام ندهم.

بدین ترتیب وسواسهای فکری شامل اندیشه ها ، تکانه ها و عقاید ناخواسته و مداومی هستند که شخص قادر به خودداری از آنها نیست . اما وسواسهای عملی ، رفتارهای به ظاهر نامعقولی را که به صورتی ثابت و تکراری انجام می شوند ، در بر می گیرند . افرادی که اختلال وسواس فکری و عملی دارند از ماهیت اضطراب آور و ناتوان کننده وسواسهای خود آگاهند ، ولی احساس می کنند که قادر نیستند آنها را متوقف سازند.

وسواس فکری و عملی، غالباً ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند . مثلاً شخصی که کثیف بودن دستهای خود یا گناه آلود بودن آنها معتقد است ، امکان دارد که دستهای خود را هر چند دقیقه یکبار بشوید ، فرد دیگری که افکار وسواس دارد ممکن است بکوشد تا از طریق تمرکز بر شمردن قدمهایش آنها را از ذهن خویش دور کند . ( آزاد ۱۳۷۵ )

لوسمینویچ ویگوتسکی Levsemenovich vygotsky

یکی دیگر از نظریه های رشد یا تحول شناختی نظریه دانشمند روسی لوسمینویچ ویگوتسکی است . هر چند که ویگوتسکی و پیاژه هم عصر بوده و هر دو در یک سال ( ۱۸۹۶ ) متولد شده اند ، اما بر خلاف پیاژه که ۸۴ سال زندگی کرد ، ویگوستکی در ۳۸ سالگی بر اثر بیماری سل در گذشت. تاسف بارتر اینکه اثر معروف ویگوتسکی اندیشه و زبان ، که در بر گیرنده نتایج پژوهشهای او درباره شناخت و زبان است و به صورت مجموعه ای مقاله اولین بار در سال ۱۹۳۶ منتشر گردید ، در کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیتی سابق توقیف شد و تا سال ۱۹۵۶ اجازه چاپ مجدد نیافت. به این دلیل و دلایل سیاسی دیگر اندیشه های ویگوتسکی تا سالهای اخیر برای دنیای خارج از روسیه مکونیستی ناشناخته مانده بود . در نظریه تحول شناختی ویگوتسکی، کنش متقابل میان یادگیرنده و محیط اجتماعی او اهمیت بسزایی دارد . ویگوتسکی، بر این باور است که رشد شناختی کودک عمدتاً به مردمی که در دنیای او زندگی می کنند وابسته است . دانشها ، اندیشه ها ، نگرشها و ارزشهای فرد در تعامل با دیگران تحول می یابند .

ویگوتسکی جنبه های فرهنگی ، تاریخی و اجتماعی را در رشد شناختی بسیار با اهمیت می داند . او در توضیح اهمیت عوامل سه گانه ، کارکردهای ذهنی را به دو دسته تقسیم می کند :

۱) – کارکردهای نخستین ذهنی ، ۲ )- کارکردهای عالی ذهنی.

کارکردهای نخستین ذهنی، به تواناییهایی طبیعی و ناآموخته انسان مانند توجه کردن – حس کردن و ادراک کردن اشاره می کنند . در جریان رشد یا تحول ، این کارکردهای نخستین ذهنی تدریجاً به کارکردهای عالی ذهنی ، یعنی حل مسئله و تفکر ، تغییر می یابند این تغییر از کارکردهای نخستین به کارکردهای عالی ذهنی عمدتاً از راه تاثیر فرهنگ و در زمینه تاریخی – اجتماعی میسر است.

تاکید ویگوتسکی بیشتر بر تعامل بین فرد و زمینه اجتماعی اوست . به باور او ، کودک از طریق این تعامل روابط اجتماعی را به صورت کارکردهای روانشناختی در می آورد . « همین تبدیل روابط اجتماعی به کارکردهای ذهنی موجب رشد یا تحول شناختی می شود » .

فرایند تبدیل روابط اجتماعی به کارکردهای عالی ذهنی نه به طور مستقیم بلکه از طریق یک واسطه یا بنا به گفته ویگوتسکی ، یک علامت امکانپذیر می شود . ( سیف ، ۱۳۷۹ )

 

ویلیام جیمز William James

ویلیام جیمز، در آستورهاوس ، هتلی در نیویورک در یک خانواده ثروتمند و سرشناس متولد شد . تجارب برانگیزاننده دوره جوانی ، جیمز را از مزایای فکری و فرهنگی – انگلستان و اروپا بر خوردار ساخت و او را مردی جهانی به بار آورد . سفرهای مکرر به خارج ، از ویژگیهای تمام عمر او بود . روش پدرش در برخورد با بیماری اعضاء خانواده این بود که بیمار را به جای بیمارستان به اروپا می فرستاد . به علت اینکه جیمز به ندرت از سلامتی خوبی برخوردار بود مرتب بین اروپا و امریکا سفر می کرد .

در رابطه با نقش و منزلت ویلیام جیمز در روان شناسی امریکا یی تناقضهای بسیار وجود دارد . از یک طرف او به طور حتم منادی برجسته امریکایی در روان شناسی کارکردی بود . از طرف دیگر ، بعضی وقتها جیمز روان شناس بودن خود را انکار میکرد و یا اینکه منکر می شد که روان شناسی جدیدی وجود دارد . او هیچ نظام رسمی را در روان شناسی بنیان ننهاد و هیچ مریدی نداشت .

اگر چه روانشناسی که توسط جیمز شکل گرفت علمی و آزمایشی بود ، خود او از لحاظ نگرش یا کردار ، آزمایشگرا نبود . او زمانی روانشناسی را « علم کوچولوی نحس » نامید و تمام عمر را بدان پای بند نماند . جیمز مدتی در روانشناسی کار کرد و سپس آن را کنار گذاشت . ( شولتز و شولتز ، ۱۹۸۷ )

 

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی : حرف « ه »

 

هانس سلیه Hans selye

هانس سلیه – ۱۹۷۴ ، فیزیولوژیست کانادایی که تحقیقات و نوشته های او درباره استرس، از اهمیت ویژه ای برخوردار است . (گنجی ۱۳۷۹ )

سلیه، استرس روانی را اینچنین تعریف می کند : ترس روانی بطور ساده یک مکانیزم روانی است که عکس العمل های تحریکی و عاطفی در برابر عوامل تهدید کننده و نامطبوع در کل موقعیت زندگی را در بر می گیرد .  ( احمدی و فراهانی ۱۳۷۰ )

هذیان ( اختلال در تفکر ) Delusion

داشتن افکار و اندیشه های نادرستی که به رغم وجود شواهدی حاکی از نادرست بودنشان ، فرد آنها را باور داشته و به درست بودن آنها اصرار می ورزد . مثلاً فکر می کند که پادشاه است در حالی که از فقر و بیچارگی شدید رنج می برد . بی نظمی جریانهای فکری ممکن است به صورت اشتغال در تمرکز، ناتوانی در همخوانی افکار ، احساس از « محصور بودن » در افکاری مخصوص و آسیب شدید در حل مسئله و تصمیم گیری ظاهر شود . ممکن است بیمار باور داشته باشد که دشمنان او امواج الکترونیکی پیچیده ای برای دخالت در جریانهای فکری او به کار گرفته یا داخل مغز او کار گذاشته اند . ( آزاد ، ۱۳۷۵ )

هذیان بزرگ پنداری:

این اعتقاد که شخص یک فرد مشهور ، قدرتمند و مهم است . چنین هذیانی ممکن است به صورت یک هویت خیالی پایدار تبلور پیدا کند که در آن شخص ادعا می کند که او یک شخصیت تاریخی مانند ژندارک ، ناپلئون یا عیسی مسیح است . ( آزاد ، ۱۳۷۵)

هراس Phobia

منظور از هراس یا فوبیا در روانشناسی عبارت است از: ترس مستمر، غیر منطقی از یک شیء ، فعالیت یا موقعیت ( محرک ترس آور ) خاص که منجر به یک تمایل الزام آور در اجتناب از آن می شود . این ترس اغلب یا منجر به اجتناب از محرک هراس آور یا موجب تحمل همراه با وحشت می شود . smiv) D ، ۱۳۷۵ )

 

هشیار و ناهشیار Conscious and unconscious

بخش هشیار و ناهشیار ذهن : فروید، ذهن انسان را به کوه یخ شناوری تشبیه می کرد که بخش کوچک آن ، که بر سطح آب نمایان است ، نمودار تجارب هشیار ، و بخش بزرگتر زیرین آن نمودار ناهشیار است ، یعنی انبار تکانه ها ، شهوات و خاطرات غیرقابل دسترس که بر افکار و رفتار ما تاثیر می گذارند . این بخش ناهشیار ذهن آدمی بود که فروید با استفاده از روش تداعی آزاد، به کند و کاو در آن پرداخت . بر اساس این روش از شخص خواسته می شود هر چه را که به ذهن هشیارش می رسد ، هر چند مسخره و پیش پا افتاده هم به نظر آید ، بیان کند. از راه تحلیل تداعیهای آزاد ، از جمله یادآوری رؤیاها و خاطرات دوران کودکی ، فروید سعی داشت بیمارانش را از انباشته های ناهشیار ذهنشان آگاه کند و به این وسیله عوامل بنیادی شخصیت را آشکار سازد.  ( اتکینسون و هیلگارد ، ۱۹۸۳ )

همبستگی Correlation

وقتی روش آزمایشی ممکن نباشد ، برای تعیین اینکه آیا متغیری ( که تحت کنترل آزمایشی نیست ) با متغیر دیگری ارتباط دارد یا نه می توان از روش همبستگی، استفاده کرد . شاخص آماری که در روش همبستگی، به کار می رود ضریب همبستگی، است که آن را با حرف r نشان می دهند . این شاخص بر آوردی از رابطه بین دو متغیر را نشان می دهد . ضریب همبستگی عددی بین ۱- و ۱+ است . اگر رابطه ای وجود نداشته باشد مقدار آن صفر است . به همان نسبت که مقدار r از صفر به یک میل می کند میزان رابطه افزایش می یابد . اگر مقدار آن برابر با یک باشد رابطه کاملی وجود دارد . در مواردی که علامت r ( + ) باشد می گوییم همبستگی مثبت است و در مواردی که علامت r ( – ) باشد ، همبستگی متغیر ها منفی است .  ( نظری ، ۱۳۸۱ )

در طبیعت حوادث متعددی اتفاق می افتد که بین آنها همبستگی یا رابطه وجود دارد . به عنوان مثال ، میزان بارندگی و عمق رودخانه ها ، وضعیت خورشید و درجه حرارت زمین. در علوم انسانی ، متغیرهای زیادی یافت می شود که بین آنها همبستگی وجود دارد ، از قبیل پیشرفت تحصیلی و هوش ، یادگیری و دقت و نظایر آنها ، ارتباط بین دو یا چند متغیر را همبستگی گویند. همبستگی به دامنه رابطه ای که بین دو متغیر در جامعه وجود دارد اطلاق می شود . ( دلاور ، ۱۳۷۸ )

همبستگی منفی Negative correlation

چنانچه افزایش در یک متغیر با کاهش در متغیر دیگر همراه باشد ، همبستگی بین دو متغیر منفی و معکوس است . به عنوان مثال ، سن و قدرت حافظه دارای همبستگی منفی و معکوس هستند . ( دلاور ، ۱۳۷۸ )

همبستگی مثبت Positive correlation

هنگامی که افزایش در یک متغیر با افزایش در متغیر دیگر و کاهش یک متغیر با کاهش متغیر دیگر همراه باشد ، همبستگی بین دو متغیر مستقیم و مثبت است. مانند همبستگی بین بهره هوشی و پیشرفت تحصیلی .  ( دلاور ، ۱۳۷۸ )

همکاری ( تعا ون ) Cooperation

یکی از ویژگیهای رفتاری انسان که از مشخصه های آن مساعدت و همیاری با افراد دیگر گروه برای دستیابی به هدف یا هدفهای معین است . در بعضی از تحقیقات نشان داده شده است که این ویژگی رفتاری در بعضی از حیوانات ( مثل میمون ) نیز مشاهده می شود . ( ساعتچی ، ۱۳۷۴ )

هنجار اجتماعی Social norm

منظور از هنجار اجتماعی، شیوه های قابل انتظار رفتار جمعی است . آنها راهنماهای آشکاری هستند برای اینکه مردم یک جامعه چگونه باید در شرایط خاص رفتار کنند . به عنوان مثال ، هنگامی که عده ای از مردم در جایی منتظر کاری باشند که به نوبت انجام می شود ، باید صف تشکیل دهند . ( ستوده ، ۱۳۷۳ )

هورمون ها Hormones

ترشحات داخلی غده های درون ریز که ا ز طریق جریان خون در بدن پخش می شوند و بر رفتار اثر می گذارد. ( هیلگارد و اتکینسون ، ۱۹۸۳ )

هوش Intelligence

عامه مردم هوش را توانایی یادگیری ، درک موقعیتهای جدید ، و برخورد صحیح با موقعیتها می دانند . در بیان روزمره ، شخص با هوش با صفتهایی مانند دقیق، زیرک ، تیزبین ، برجسته و مانند اینها توصیف می شود . بر عکس شخص کم هوش ؛ صفتهایی مانند کند ، دیر آموز ، کودن و … مشخص می گردد.

بینه (Binet) و سیمون (Simon) هوش را به عنوان قضاوت ، عقل سلیم ، شعور عملی ، ابتکار ، استعداد ، انطباق خود با موقعیتهای مختلف ، به خوبی قضاوت کردن ، به خوبی درک کردن و به خوبی استدلال کردن تعریف کرده اند.

اما تعریف هوش، که خیلی مورد استفاده قرار می گیرد تعریفی است که وکسلر در ۱۹۵۸ پیشنهاد کرده است . او هوش را به عنوان یک استعداد کلی شخص برای درک جهان خود و برآورده ساختن انتظارات آن تعریف کرده است. بنابراین از نظر وی هوش شامل تواناییهای فرد برای تفکر منطقی ، اقدام هدفمندانه، و برخورد موثر با محیط است . علاوه بر این ، او تاکید کرد که « هوش کلی را نمیتوان با توانایی رفتار هوشمندانه هر اندازه که مفهومی گسترده تعریف شود – معادل دانست ، بلکه باید آن را به عنوان جلوه های آشکار شخصیت به طور کلی تلقی کرد». از نظر وکسلر هوش سه نوع است: هوش اجتماعی، هوش عملی ، یا هوش انتزاعی؛ و نمی توان آن را از ویژگیهایی مانند پشتکار ، علایق و نیاز به پیشرفت دانست .

به نظرها مفریز Humphreys، هوش عبارت است از خزانه مهارتهای ذهنی آدمی . به نظر بورینگ ( Boring) هوش چیزی است که به وسیله آزمونهای هوشی اندازه گیری می شود . و به طور کلی این مفاهیم در هوش به گونه آشکار یا به طور ضمنی بیان شده است : ۱- تفکر انتزاعی ۲- یادگیری از تجربه ۳- حل مساله از راه بینش ۴- سازگار شدن با موقعیتهای جدید ۵- تمرکز و تداوم در به کار انداختن تواناییها برای رسیدن به یک هدف مطلوب (شریفی ، ۱۳۷۶ ).

 

هوش در نظریه پیاژه

هوش در نظریه پیاژه، یک اصطلاح پیچیده است ، اما به طور کلی می توان گفت که یک عمل هوشمندانه همواره میل به این دارد که برای بقای ار گانیسم در موقعیتی که در آن قرار دارد شرایط بهینه را فراهم آورد . هوش همواره به سازگاری ارگانیسم با محیطش مر بوط است . ( هرگنهان والسون ، ۱۹۹۳ )

هوشبهر یا آی کیو IQ ( intelligence quotient)

در ۱۹۰۴ میلادی ، آلفرد بینه ،  روان شناس فرانسوی به درخواست دولت فرانسه مأمور شد برای شناسایی کودکان دیرآموز و عقب مانده ذهنی، ابزاری بسازد . او برای انجام دادن این کار ، آزمونی ساخت تا به وسیله آن کودکان بهنجار را از کودکان عقب مانده ذهنی تفکیک کند . آزمون بینه، بر این فرضیه استوار بود که هر فرد دارای یک (سن زمانی ) یا سن واقعی و یک سن عقلی، است . سن عقلی هر فرد با متوسط تواناییهای هوش افراد یک گروه سنی خاص برابر است . برای مثال اگر کودک ۶ ساله ای حداکثر از عمده پاسخ دادن به پرسشهای آزمونی برآید که بیشتر کودکان ۵ ساله قادر به گذراندن آن هستند . در این صورت سن عقلی وی ۵ سال است او از این روش جایگاه نسبی افراد را مشخص می کرد .

لوئیس ترمن  Lewis Terman ، روان شناسی امریکایی است که برای تعین هوشبهر ، فرمول دیگری را مطرح کرد که به این صورت است

هوشبهر = ۱۰۰

مثال : کودک ۳ ساله ای که یک سال عقب ماندگی دارد هوشبهری برابر ۶۶ خواهد داشت. = ۱۰۰ = هوشبهر

برای بر طرف کردن اشکال فرمهای قبلی در فرمهای تجدید نظر شده آزمون استنفورد بینه, که یکی در ۱۹۶۰ و دیگری در ۱۹۸۴ ( آخرین فرم ) انتشار یافت روش دیگری به کار گرفته شد . در این آزمون اقتباس از دیوید وکسلر، هوشبهر انحرافی مورد استفاده قرار گرفت . بر اساس هوشبهر انحرافی می توان سطح عملکرد هوشی هر فرد را با گروههای سنی مقایسه کرد . هوشبهر انحرافی، نمره ای است که در آن میانگین برابر ۱۰۰ و انحراف معیار در آزمون وکسلر، برابر ۱۵ و در آزمون استنفورد – بینه برابر ۱۶ است . کسانی که در آزمون هوش یا همان تست هوش، بیش از دو انحراف معیار پائین تر از میانگین نمره بگیرند ، به عنوان افراد عقب مانده ذهنی طبقه بندی می شوند. بر عکس کسانی که بیش از دو انحراف معیار بالاتر از میانگین نمره بگیرند به عنوان افراد سرآمد طبقه بندی می شوند . مثلاً هوشبهر یک کودک عقب مانده در آزمون وکسلر پائین تر از ۷۰ است . همچنین هوشبهر یک کودک سر آمد در آزمون استنفورد – بینه بالاتر از ۱۳۲ است .  (شریفی ، ۱۳۷۶ )

هویت Identity

۱- مقصود و منظور از واژه هویت در مطالعه شخصیت عبارت است از ، خود اساسی و مستمر فرد ، مفهوم درونی و ذهنی از خویش به عنوان یک شخص مثل هویت جنسی ، قومی یا گروهی و …

۲- منظور از واژه هویت در منطق عبارت است از:  رابطه بین دو یا چند جزء ، به گونه ای که هر یک می تواند در یک قیاس صوری جانشین دیگری شود ، بی آنکه ارزش واقعی آن تغییر یابد . ( پور افکاری ، ۱۳۷۳ )

هویت جنسی Gender Identity

هویت جنسی، مفهومی است که شخص به عنوان مرد یا زن از خود پیدا می کند و یکی از عناصر مهم خویشتن او را تشکیل می دهد.

نظریه روانکاوی ، در شکل گیری هویت جنسی کودک ، بر نقش عقده های ادیپ (پسر ) و الکترا ( دختر ) تاکید دارد .
نظریه یادگیری اجتماعی، در شکل گیری هویت جنسی ،بر نقش تقویت انتخابی و تقلید تاکید دارد . طبق نظریه شناختی، کودک ابتدا خود را به عنوان پسر یا دختر می شناسد و بعد سعی می کند رفتارهای مناسب جنسی خود را یاد بگیرد و بر آنها مسلط شود . (گنجی ، ۱۳۷۹ )

هیپوتالاموس Hypothalamus

هیپوتالاموس، ناحیه کوچکی است که نزدیک پایه مغز قرار دارد . این ناحیه ارتباطات گسترده ای با سایر قسمتهای مغز پیشین و مغز میانی دارد . هیپوتالاموس مغز، شامل تعدادی از هسته های مجزا ( دسته أی از نرونها ) است که آسیب به هر یک منجر به ناهنجاریهایی در رفتارهای بر انگیخته ( حداقل یک رفتار ) مثل خوردن ، نوشیدن ، تنظیم حرارت ، رفتار جنسی ، مبارزه یا تغییر در سطح فعالیت می شود . هیپوتالاموس با تاثیرگذاری بر غده هیپوفیز ، ترشح هورمونها را تنظیم می کند . ( کالات ، ۱۹۸۹)

هیپوکامپوس Hippocampus

هیپوکامپ داخلی ترین بخش لوب گیجگاهی در جائی است که این لوب ابتدا به سطح زیرین مغز و سپس به طرف بالا تا می خورد و به سطح زیرین بطن جانبی می رسد . دو هیپوکامپ، برای درمان صرع در تعدادی از بیماران بر داشته شده اند . این عمل اثری بر روی حافظه شخص برای اطلاعات انبار شده در مغز قبل از خارج کردن هیپوکامپها ندارد. اما بعد از خارج کردن آنها ، این افراد توانایی بسیار کمی برای ذخیره انواع زبانی و علامتی حافظه ها در حافظه دراز مدت یا حتی در حافظه کوتاه مدتی که بیش از چند دقیقه طول بکشد، دارند . لذا این افراد قادر به برقراری حافظه های دراز مدت جدید برای آن دسته از انواع اطلاعات که پایه هوش را تشکیل می دهد، نیستند . ( گایتون ، ۱۹۹۱)

هیپوکامپ بین تالاموس و کرتکس مغزی یعنی نزدیک قسمت پشتی مغز پیشین قرار دارد . دو دسته تارهای اصلی بنام فورنیکس ( طاق ) ( F ornix) فیمبر ( حاشیه ) Fimbria هیمپوکامپ را به هیپوتالاموس و ساختارهای دیگر مرتبط می کنند .  ( کالات ، ۱۹۸۹ )

هیجان Emotion

هیجان در روانشناسی عبارت است از: هر نوع تجربه ذهنی ، حالت عاطفی یا احساساتی که به طور هشیار و به طور ذهنی تجربه می شود ( مثل عشق ، نفرت ، محبت ، ترس ، اضطراب ) و با تظاهرات عینی ( مثل پریدگی رنگ ، سرخ شدن چهره و … ) همراه است . وقتی شخص از نظر هیجانی تحریک می شود ، تجربه هایی مثل خوشی ، تهییج ، غم ، ترس و اضطراب و … به او دست می دهد . ( ساعتچی ، ۱۳۷۴ )

 

فرهنگ اصطلاحات روانشناسی : حرف « ی »

 

یاخته عصبی – سلول عصبی  Neuron

یاخته عصبی یا سلول عصبی، یاخته ای است که مخصوص تبادل اطلاعات است . این یاخته واحد کار کردی اصلی مغز و دستگاه عصبی است .

یاخته های عصبی حسی از یک نوع یاخته عصبی تشکیل شده اند و در اندامهای گیرنده بدن ( چشم ، گوش ، پوست ، زبان و بینی ) وجود دارند و اطلاعات را به مغز انتقال می دهند . سایر انواع یاخته های عصبی شامل یاخته های عصبی ارتباطی و یاخته های عصبی حرکتی است . یاخته های عصبی ارتباطی یا خته های عصبی حسی را با یاخته های عصبی حرکتی ارتباط می دهند و یاخته های عصبی حرکتی اطلاعات را به غدد و ماهیچه ها می برند . یک یاخته عصبی ، یک یاخته زنده واحد است ، اما به ساختارهای مجزایی تقسیم می شود . دندریت به جسم یاخته خبر می برد . جسم یاخته خود شامل هسته یاخته است . اکسون در انتهای جسم یاخته قرار دارد که به صورت رشته ای نخ مانند است و اطلاعات را به یاخته عصبی دیگر یا یک غده و یا ماهیچه می رساند . یاخته های عصبی از طریق پیوند گاههایی موسوم به سیناپس با هم ار تباط دارند . ( برونو ، ۱۳۷۰ )

یادآوری Recall

یادآوری از منظر روانشناسی، یکی از خصوصیات یادآوری بازسازی اطلاعات از حافظه است . یادآوری اغلب در برابر حافظه بازشناسی است که به جای بازسازی به تشخیص و مطابقت اطلاعات موجود در حافظه با اطلاعات جدیدی می پردازد . اهمیت بازسازی اطلاعات برای یادآوری ، مشکلاتی را در باب مطالعه یادآوری مطالب ( مثلاً عکسها ) پدید می آورد به طوریکه حتی وقتی فشاری بر روی حافظه نباشد ، بازسازی ضعیف است . این عامل احتمالاً موجب نشده تحقیقات مربوط به یادآوری به استفاده از نمادهای زبانی قابل بازسازی برای یاداوری از قبیل حروف ، اعداد ، کلمات ، جملات و داستانها گرایش پیدا کند . مسلم است که مطالب کلامی در تحقیقات یاداوری نقش تعیین کننده دارد . در آزمایش یادآوری می توان دو روش اصلی را از یکدیگر تمیز داد : یادآوری با نشانه – یادآوری آزاد . ( برای اطلاعات بیشتر به سر فصل یادآوری با نشانه و آزاد مراجعه نمایید ) . ( آیسنک ، ۱۹۴۴)

یادآوری آزاد Free recall

در یادآوری آزاد، نشانه ها وجود ندارند . برای مثال در آزمایش یادآوری با نشانه ممکن است به فرد ده زوج واژه نشان داده شود . به طوری که در هر زوج ، یکی از واژه ها نشانه واژه دیگری باشد . از سوی دیگر در آزمایش یادآوری آزاد، ممکن است به فرد فقط ده واژه داده شود و از او خواسته شود همه ده واژه را مجدداً بازگو کند . در روش یادآوری آزاد، نقش فرآیندهای بازیابی به این شکل آشکار نمی شود . ( آیسنک ۱۹۴۴)

یک روش تجربی در پژوهش های حافظه که در آن آزمودنی می تواند اقلامی را که برای حفظ کردن به او داده شده به هر ترتیبی که مایل است به خاطر آورد . ( پور افکاری ۱۳۷۳ )

یادآوری با نشانه Clued recall

در یادآوری با نشانه، نشانه یا اشاراتی ( اطلاعاتی که به نحوی با اطلاعات قابل بازسازی ارتباط دارد ). به هنگام یادآوری در اختیار فرد قرار می گیرد . با تغیر تعداد و ماهیت نشانه هایی که در یادآوری با نشانه، وجود دارد ، می توان نشان داد که احتمال موفقیت در یاد آوری به نتیجه فر آیند های مختلف باز یابی بستگی دارد که ذنجیر وار روی می دهد . ( آلسینک ، ۱۹۹۴ )

یاد زدودگی یا آمنزیا Amnesia

آمنزیا، اصطلاحی کلی است که هر نوع نقص یا فقدان موقتی یا دائمی در حافظه را شامل می شود. آمنزیا، در روانشناسی در حقیقت به یک اختلال یادگیری و حافظه، اشاره دارد. در نوع روانزاد آمنزیا، اغلب موارد نقص حافظه به یک رویدادِ به غایت منفی در زندگی، مثل فقدان یک عزیز، مربوط می شود . نوع افراطی و نادر آمنزیا، گریز، است که در آن بیماران فراموش می کنند که چه کسی هستند و حتی ممکن است هویت جدیدی برای خود قائل شوند ، نوع شایعتر ، بیماریهای یادزدودگی، هیستریک گزینشی ( Selective hysterical amnesia ) است که شخص مبتلا به آن نمی تواند حوادث ناگوار را به خاطر آورد که شایعترین نمونه های آن بیماری یادزودودگی به سبب جنگ و بیماری یاد زدودگی به سبب جنایت خشونت بار است .  ( آیسنک ، ۱۹۴۴ )

به عبارت روشن و خلاصه تر، آمنزیا یا یادزدودگی یعنی زوال همه یا بخشی از خاطرات گذشته . این زوال همیشگی نیست بلکه با رفع یادزوددگی ، خاطرات فراموش شده دوباره به خاطر می آید . ( هیلگارد و اتکینسون ، ۱۹۸۳)

یادگیری Learning

یادگیری، از منظر روانشناسی، به طور کلی فعالیتی دگرگون ساز است که افراد را برای مقابله با رویدادها و سازش با محیط آماده می سازد و در موقعیتهای مختلف و در اکثر سطوح زندگی حیوانی، از بازتابهای شرطی جانوران پست تا فرایندهای پیچیده شناختی افراد آدمی رخ می دهد.

یادگیری در واقع هم ، یک رشته فرایند است و هم فرآورده تجربه ها . و یکی از مهمترین شیوه های رشد و پیشرفت آدمی به شمار می آید .  ( در ویل ، ۱۳۷۵ )

یاد گیری تغییری دائمی در رفتار است که در نتیجه تجربه و تمرین رخ می دهد. این تغیر قابل استناد به عوامل فیزیولوژیکی نظیر خستگی یا مصرف دارو و نیروهای مکانیکی نظیر لغزیدن و همین طور ناشی از رسش « تکامل جسمانی » نمی باشد .  ( لطف آبادی ، ۱۳۷۴ )

یادگیری معنایی Meaningful learning

یادگیری معنایی، از راه ایجاد ارتباط بین مطالب تازه و مطالب قبلاً آموخته شده ایجاد می شود. یعنی بین مطالب قبلی و جدید نوعی ارتباط برقرار می گردد . یادگیری معنایی، مستلزم آن است که یاد گیرنده از قبل مفاهیمی را که مفهوم جدید قابل ربط دادن به آن است آموخته باشد . وقتی که مطالب تازه وارد ساخت شناختی می شوند هر یک از آنها در جای مناسب خود و در زیر مطالب جامع و کلی قرار می گیرند . اگر این امر میسر باشد یادگیری معنا دار صورت می گیرد . ( سیف ، ۱۳۷۹ )

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ فرهنگ اصطلاحات روانشناسی

– احدی ، حسن ؛ جمهری ، فرهاد . روانشناسی رشد. تهران : نشر پردیس ، ۱۳۷۸
– احمدی ، علی اصغر ؛ فراهانی ، محمد نقی . روانشناسی عمومی دوره کاردانی تربیت معلم، چاپ پیک ایران ، ۱۳۷۰
– آزاد ، حسین . آسیب شناسی روانی (۱) . تهران : نشر آگاه ، ۱۳۷۵ .
– آزاد ، حسین ، آسیب شناسی روانی (۲) . تهران : نشر پیام نور ، ۱۳۷۵ .
– آیسنک ، مایکل (۱۹۴۴) . فرهنگ توصیفی روانشناسی شناختی. (علینقی خرازی و دیگران ، متر جمان )، تهران : نشرنی ، ۱۳۷۹ .
– براهنی ، محمد نقی و همکاران . واژه نامه روانشناسی، تهران : چاپ نوبهار ، ۱۳۷۰ .
– برونو ، فرانک . فرهنگ توصیفی روانشناسی . ( فرزانه طاهری و مهشید یا سایی ، مترجمان )، تهران : نشر طرح نو ، بهار ۱۳۷۰ .
– بیابانگرد ، اسماعیل ؛ مداحی ، محمد ابراهیم و همکاران . راهنمای آماری و تشخیص اختلالات روانی انجمن روانپزشکان امریکا D SMIV . تهران : نشر دانشگاه شاهد ، ۱۳۷۵٫
– پارسا ، محمد . روانشناسی رشد. ۱۳۶۷
– حسن پاشا ، شریفی . نظریه کاربرد و آزمونهای هوش و شخصیت. نشر انتشارات علمی ، ۱۳۷۶ .
– پروین ، لارنس . أی . روانشناسی شخصیت (۲) . ( پروین کدیور و جوادی ، متر جمان ) ۱۳۷۴ ، تهران : نشر رسا .
– پورافکاری ، نصرت ا … فرهنگ جامع روانشناسی و روانپزشکی . تهران ؛ نشر جهاد دانشگاهی ، ۱۳۷۳
– حسین نسب ، داود ؛ علی اقدام ، اصغر . فرهنگ واژه ها. تبریز : نشر احرار ، ۱۳۷۵
– درویل ، لیونور. کاربرد روانشناسی در تدریس. ( محمد پارسا ، مترجم ) ، تهران . انتشارات بعثت ،۱۳۷۵
– دلاور ، علی . احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی. تهران : نشر رشد ، ۱۳۷۸ .
– دورلند ، ویلیام ( ۱۹۵۶ ) . فرهنگ پزشکی ( انگلیس – فارسی ) . ( محمد هوشمند ویژه ، مترجم ) تهران : نشر ققنوس ، ۱۳۷۲

  • – سارا سون، ایروین جی ، باربارا . روانشناسی مرضی (۲) . (بهمن نجاریان و همکاران ، مترجمان ) ، تهران : نشر رشد ، ۱۳۷۸ .

    – ساعتچی ، محمود؛ مشاوره و روان درمانی ( نظریه ها و راهبردها ) . تهران : نشر ویرایش ، ۱۳۷۷٫

    – ساعتچی ، محمود؛ روانشناسی کاربردی برای مدیران . تهران : نشر ویرایش ، ۱۳۷۴ .

    – ستوده ، هدایت اله . درآمدی بر روانشناسی اجتماعی. نشر آوای نور ، ۱۳۷۳

    – سیج ، جورج . یادگیری و کنترل حرکتی. ( حسن مرتضوی ، مترجم ) ، تهران : نشر سنبله ، ۱۳۷۸٫

    – سیف ، علی اکبر . روانشناسی پرورشی. تهران : موسسه انتشارات آگاه ، ۱۳۷۹ .

    – سیف ، سوسن و همکاران ، روانشناسی رشد (۱) . تهران : نشر سمت ، ۱۳۷۵

    – سیف نراقی ، مریم ؛ نادری ، عزت اله . دانش آموزان استثنایی . تهران : انتشارات امیر کبیر ، ۱۳۷۳

    – سیف نراقی ، مریم ؛ نادری ، عزت اله . روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، تهران : نشر ارسباران ، ۱۳۸۰

    – شرفی ، محمد رضا ، مراحل رشد و تحول انسان . نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ۱۳۶۸

    – شعاری نژاد ، علی اکبر . فرهنگ علوم رفتاری. تهران : نشر امیر کبیر ، ۱۳۶۴

    – شفیع آبادی ، عبدا… راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه ای، تهران : نشر رشد ، ۱۳۷۵

    – شولتز ، دوان پی ؛ شولتز ، سیدنی الن ( ۱۹۸۷) . تاریخ روانشناسی نوین ( علی اکبر سیف و همکاران ) ، تهران : نشر رشد ، ۱۳۷۵٫

    – شولتز ، دوان پی ( ۱۹۹۸) . نظریه های شخصیت. ( یحیی سید محمدی ، مترجم )، تهران : نشر ویرایش ، ۱۳۷۹ .

    – فرجی ، ذبیح اله . انگیزش و هیجان و واکنشهای روان تنی. تهران : نشر میترا ، ۱۳۷۵ .

    – فیرس ، أی . جی . روانشناسی بالینی. ( مهرداد فیروزبخت و خشایار بیگی ، مترجمان ) ، تهران : نشر ابجد ، ۱۳۷۴

    – قورچیان ، نادرقلی ؛ فضلی خانی ، منوچهر ؛ موسوی ، سید مختار . نظریه های یادگیری و فراشناخت در فرایند یاددهی- یادگیری . تهران : نشر تربیت ، ۱۳۷۸ .

    – کارور ، چارلز . اس ؛ شی یر ، مایکل . اف . نظریه های شخصیت . ( احمد رضوانی ، مترجم ) ، نشر آستان قدس ، ۱۳۷۵ .

    – کالات ، جیمز دبیلو (۱۹۸۹ ) . روانشناسی فیزیولوژیک ( ج ۱و۲ ). ( اسماعیل بیانگرد و همکاران ، مترجمان ) ، مرکز چاپ و نشر دانشگاه شاهد ، ۱۳۷۴ .

    – کرلینجر ، فرد . ان . مبانی پژوهش در علوم رفتاری. ( حسن پاشا شریفی و جعفر نجفی زند ، مترجمان ) ، تهران : نشر آوای نور ، ۱۳۷۶ .

    – کرمی نوری ، رضا ؛ مرادی ، علیرضا . روانشناسی تربیتی دوره کاردانی تربیت معلم چاپ پیک ایران ، ۱۳۷۱٫

    – کریمی ، عبدالعظیم . مراحل شکل گیری اخلاق در کودک. تهران : انتشارات تربیت ۱۳۷۳

    – کرین ، ویلیام . سی . پیشگامان روانشناسی رشد. ( فربد فدایی ، مترجم ) ، تهران : نشر اطلاعات ، ۱۳۷۵ .

    – کوپر ، کاری . غلبه بر اضطراب. ( ماشاء اله مدیحی ، مترجم ) ، نشر یاد آوران ، ۱۳۷۰

    – کیانی ، جمیله ، « رشد اخلاقی در کودکان » مجله پیوند شماره ۱۴۱ ، ۱۴۲ ، ۱۴۳ ، انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران ، تابستان ۱۳۷۰

    – گایتون ، آرتور (۱۹۹۱ ) . فیزیولوژی پزشکی. ( فرج شادان ، مترجم ) ، تهران شرکت سهامی چهر ، ۱۳۷۳

    – گنجی ، حمزه . بهداشت روانی . تهران : نشر ار سباران ، ۱۳۷۹

    – گیج و برلاینر . روانشناسی تربیتی. ( حسن لطف آبادی و همکاران ، مترجمان ) ، مشهد : نشر پاژ ، ۱۳۷۴

    – مارشال ریو ، جان (۱۹۹۲ ). انگیزش و هیجان . ( یحیی سید محمدی ، مترجم ) ، تهران : نشر ویرایش ، ۱۳۷۶

    – ماسن ، پاول هنری و همکاران . رشد و شخصیت کودک. ( مهشید یا سایی ، مترجم ) ، تهران : نشر مرکز ، ۱۳۷۷٫

    – محی الدین بناب ، مهدی . روانشناسی انگیزش و هیجان . تهران : نشر دانا ، ۱۳۷۴ .

    – منصور ، محمود ؛ دادستان ، پریرخ ؛ راد ، مینا . لغتنامه روانشناسی . ۲۵۳۶ شاهنشاهی

    – منصور ، محمود . روانشناسی ژنتیک . تهران : نشر ترمه ، ۱۳۷۳ .

    – میلانی فر ، بهروز . بهداشت روانی . تهران : نشر قومس ، ۱۳۷۴ .

    – نظری ، محمد علی . مجموعه سوالات کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی . ۱۳۸۱

    – وندر زندن ، جیمز دبیلو . روانشناسی رشد. ( حمزه گنجی ، مترجم ) ، تهران : نشر بعثت ، ۱۳۷۹ .

    – هرگنهان ، بی آر ؛ السون ، میتو . اچ ( ۱۹۹۳ ). نظریه های یادگیری. ( علی اکبر سیف ، مترجم ) ، تهران : نشر دوران ، ۱۳۷۶ .

    – هیلگارد و اتکینسون ( ۱۹۸۳ ) . زمینه روانشناسی ج ۱و۲ . ( محمد نقی براهنی و همکاران ، مترجمان ) ، تهران : نشر رشد ، پاییز ۱۳۷۸ .

.

.

.

برچسب ها :Abraham ,آبراهام مازلو ,آبراهام مالزو ,آزمون استنفورد بینه ,آزمون هوش ,آسیب شناسی روانی ,آلفرد بینه ,آمنزیا ,اختلال یادگیری آمنزیا ,اصطلاحات روانشناسی ,انگیزش و هیجان ,انواع محیط های رشد کودک ,انواع هوش ,انواع هوش از نظر وکسلر ,بخش هشیار و ناهشیار ذهن ,بنیانگذار روانشناسی انسانگرا ,بهداشت روانی ,بهره هوشی یا آی کیو چیست ,پیناتل ,پیاژه ,تجربه اوج ,تست هوش ,تعریف هوش ,تعریف هوش در روانشناسی ,تفکر پیش شهودی ,تفکر پیش مفهومی ,جامعه ,چامسکی ,خودشکوفایی ,دیدگاه آبرهام مازلو در روانشاسی,دیدگاه آلفرد بینه در روانشناسی ,دیدگاه لوسمینویچ ویگوتسکی ,دیس لکسی یا نارسا خوانی ,دیوید وکسلر ,ذهن هشیار و ناهشیار ,رشد ,رشد کودک ,رشد و شخصیت کودک ,رفتار گرایی ,رفتارگرایی ,روان شناسی ,روان شناسی انسانگرا ,روانشناسی ,روانشناسی انسانگرا ,روانشناسی انگیزش و هیجان ,روانشناسی بالینی ,روانشناسی بینه ,روانشناسی پرورشی ,روانشناسی تربیتی ,روانشناسی رشد ,روانشناسی مازلو,روانشناسی مرضی ,روانکاوی ,روش تداعی آزاد فروید ,روش همبستگی ,روش همبستگی در روانشناسی ,زمینه روانشناسی ,شناخت محیط های رشد انسان ,ضریب همبستگی ,ضریب همبستگی چیست ؟ ,عوامل موثر در رشد کودک ,فرا نیازها ,فرهنگ اصطلاحات روان شناسی ,فرهنگ اصطلاحات روان شناسی حرف « میم » ,فرهنگ اصطلاحات روان شناسی حرف « ن » ,فرهنگ اصطلاحات روان شناسی حرف « ه » ,فرهنگ اصطلاحات روان شناسی حرف « واو » ,فرهنگ اصطلاحات روان شناسی حرف « ی » ,فرهنگ اصطلاحات روانشناسی ,فرهنگ پزشکی ,فرهنگ توصیفی روانشناسی شناختی ,فرهنگ جامع روانشناسی و روانپزشکی ,فرهنگ علوم رفتاری ,فرهنگ واژه ها ,فروید ,کارکردهای گوناگون مفاهیم,کارکردهای گوناگون مفهوم ,لاکا ساین ,لغات روانشناسی ,لغت نامه روانشناسی ,لغتنامه روانشناسی ,لوئیس ترمن ,لوسمینویچ ویگوتسکی ,مازلو ؛ آبراهام Maslow ,متغیر مستقل ,متغیر وابسته ,محیط ,محیط اجتماعى ,محیط انتخابى ,محیط رشد ,محیط انتخابی ,محیط خانواده ,مددکاری اجتماعی Social work ,مراحل رشد کودک ,مراحل و زنجیره توالی رشد ,مرحله حسی – حرکتی ,مرحله عملیات صوری ,مشاوره و روان درمانی,مفهوم وراثت در روانشناسی ,نارساییهای ویژه یادگیری ,ناسازگاری ,نظام ارزشی ,نظام ارزشی Value system ,نظریه تحول شناختی ویگوتسکی,نظریه چامسکی ,نظریه لوسمینویچ ویگوتسکی ,نظریه های شخصیت ,نظریه های یادگیری ,نظریه یادگیری اجتماعی ,نگرش ,نوآم چامسکی ,نیازهای اساسی Essential needs ,نیازهای اساسی انسان ,هانس سلیه Hans selye ,هراس یا فوبیا ,هرگنهان والسون ,هنجار اجتماعی ,هنجار انتزاعی,هنجار عملی ,هوش ,هوش چیست ,هوش در نظریه پیاژه ,هوشبهر انحرافی ,هوشبهر یا آی کیو ,هوشبهر یا آی کیو انحرافی ,واژه نامه روانشناسی ,وجدان Conscience ,وراثت در روان شناسی ,وکسلر ,ویژگی رفتاری نگرش ,ویژگی شناختی نگرش ,ویژگی هیجانی نگرش,ویگوتسکی ,ویلیام جیمز ,یادآوری در روانشناسی

 

 

.

 

Post Tag With : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *